
اقتصاد۲۴- پس از کش و قوسهای فراوان و تحرکات جمهوری اسلامی ایران طی هفتههای اخیر برای حل اختلافات با آژانس بین المللی انرژی اتمی و ازسرگیری گفت وگوها، نهایتا نه تنها هیچ کدام به نتیجه نرسید که اکنون تهران خود را برای صدور قطع نامهای جدید علیه خود در شورای حکام آماده میکند. پیرو اخبار واصله آمریکا و سه کشور اروپایی عضو برجام از شورای حکام درخواست کردند که با تصویب قطع نامهای در رابطه با ایران، این کشور را به سمت همکاری، تعامل و حل اختلافات با آژانس بینالمللی انرژی اتمی ملزم کند. در این رابطه رویترز اعلام کرد مطابق متنی که به رصد این خبرگزاری رسیده است، آمریکا، فرانسه، آلمان و انگلیس با درخواست از شورای دیدبان هستهای سازمان ملل برای صدور قطع نامه مدعی شدند که ارائه توضیحات توسط ایران در خصوص ذرات اورانیوم یافت شده در سه سایت اعلام نشده «الزامی و اضطراری» است. پیش نویس این قطع نامه روز جمعه به ۳۵ کشور عضو شورای حکام آژانس بینالمللی ارسال شده است. در متن این درخواست آمده است: «الزامی و اضطراری است که ایران در جهت تحقق وظایف قانونیاش عمل کند و بدون تاخیر اقداماتی انجام دهد.» ارائه توضیح معتبر در خصوص ذرات اورانیوم، ارائه اطلاعات، اسناد و پاسخهای مورد نیاز آژانس اتمی، اجازه دسترسی به اماکن و مواد مورد نیاز آژانس و اجازه نمونهبرداری از سوی آژانس اتمی ازجمله اقداماتی است که ایران مطابق با این متن، باید به آنها عمل کند. در متن این پیشنویس چنین آمده که این شورا «نگرانیهای جدی درخصوص مسائل پادمانی مرتبط با سه سایت اعلام نشده دارد که به دلیل ناکافی بودن همکاری اساسی توسط ایران حل نشده باقی مانده است.»
اما چه شد که ایران در مسیر صدور قطع نامه پیش رفت؟ سوالی است که جلال میرزایی در پاسخ به آن عوامل متعددی را بر میشمارد و بر این باور است که مجموعهای از شرایط و پارامترهای داخلی، منطقهای و خارجی باعث شده است که دولت سید ابراهیم رئیسی در یک سال و ۳ ماهی که از عمر کابینهاش میگذرد، سیاست خارجی را به این نقطه «بن بست و بحرانی» بکشاند. این نماینده پیشین مجلس با تمرکز بر قطع نامه پیش روی شورای حکام اعتقاد دارد در وهله اول مهمترین عاملی که باعث شد اروپا و آمریکا به سمت صدور قطع نامه علیه جمهوری اسلامی ایران پیش روند به ارزیابی غلط هیات دیپلماتیک، تیم مذاکره کننده دولت رئیسی و برخی جریانهای سیاسی و رسانهای تندرو در کشور باز میگردد که با مانور سیاسی روی توهمی به نام «پاییز و زمستان سرد» سعی کردند مذاکرات مرداد ماه را به بن بست بکشانند. این استاد دانشگاه برای ارزیابی دقیقتر گفته خود بر این نکته تاکید دارد که متاسفانه تکیه دولت رئیسی بر توهم و افسانهای به نام پاییز و زمستان سرد باعث شد که فرصتها و امیدها برای مذاکره و توافق از دست برود و اکنون شرایط به جایی رسیده است که ایران از «موضع ضعف» ناچار شد که هم به سمت حل اختلافات با آژانس پیش برود و هم از آن سو پیشنهادهایی را برای مذاکره با اروپا و آمریکا به اتحادیه اروپا ارسال کند. به اعتقاد میرزایی همین تحرکات اخیر تهران نشان میدهد که آن افسانه و توهم، نه تنها باعث پیش آمدن این شرایط و تضعیف توان دیپلمتیک ایران شد، بلکه جمهوری اسلامی را با مجموعهای از بحرانها مواجه کرده است.
این تحلیلگر مسائل بین الملل در گفتگو با «شرق» به عامل دیگری که باعث شده است شرایط کنونی برای صدور قطع نامه پیش آید، اشاره میکند. میرزایی مجموعهای از پروندههای متعدد از مرگ مهسا امینی، تداوم اعتراضات و پررنگتر شدن مقولهای به نام «حقوق بشر» گرفته تا ارسال پهپاد به روسیه و اخیراً سرفصل دیگری به نام دستیابی ایران به دانش تولید و ساخت موشکهای بالستیک هایپرسونیک را از عوامل بستر ساز صدور قطع نامه علیه ایران در شورای حکام میداند. میرزایی برای تبیین این عوامل به «شرق» میگوید: «اروپاییها و آمریکا اعتقاد دارند باید از فضای تحریمی و اجماع جهانی کنونی علیه جمهوری اسلامی ایران نهایت استفاده را برد. یعنی همانگونه که با آغاز اعتراضات به واسطه مرگ مهسا امینی و پررنگ شدن مقولهای به نام حقوق بشر و نیز در ادامه طرح موضوع ارسال پهپادها به رسیه اکنون کشورها به سمت تحریم و اجماع علیه ایران پیشتر رفته اند باید از اهرم شورای حکام و صدور قطع نامه نیز در این راستا استفاده کرد.» چرا که میرزایی باور دارد مجموعه این تحرکات، اقدامات و رفتارهای ضدایرانی در نهایت با هدف فشار سیاسی و دیپلماتیک به تهران برای پذیرش توافق مد نظر غرب با پیش شرها های آنان در دستور کار قرار گرفته است؛ لذا صدور قطع نامه هم در چارچوب فشار بر ایران ارزیابی میشود.
نماینده مجلس دهم در ادامه تحلیل خود به عامل بسیار مهمتری یعنی «ترس شخص رئیسی از هزینه سیاسی برای حمایت از مذاکره و توافق» اشاره دارد و معتقد است: «چون رئیسی مانند حسن روحانی با صراحت، حمایت جدی از تیم سیاست خارجی و مذاکره کننده هستهای ندارد و سعی میکند احیای برجام و تداوم مذاکرات به هزینه سیاسی برای وی منجر نشود، عملاً وزارت امور خارجه را بدون پشتوانه رها کرده است.» میرزایی دعوت چهارشنبه گذشته امیرعبداللهیان از وزرای امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران را دالی بر آن میداند که دستگاه دیپلماسی دولت سیزدهم به یک بن بست و خلاء جدی برخورد کرده است. این تحلیلگر ارشد حوزه بین الملل اقتضائات سیاست خارجی در یک سال و سه ماه گذشته را پارامتر مهمی در واقع بین کردن امیرعبداللهیان و باقری کنی به حوزه دیپلماسی و پروندههای متعدد سیاست خارجی ایران قلمداد میکند، اما شخص رئیس جمهور و برخی از ورزای کابینه و جریانهای فشار بیرون از دولت کماکان اعتقاد دارند که میتوانند بدون مذاکره، احیای برجام و صرفاً با تکیه بر مناسبات منطقهای و تقویت روابط با شرق همه مشکلات تجاری، اقتصادی و معیشتی کشور را حل کنند.
این در در حالی است که این استاد دانشگاه اذعان دارد: «دولت رئیسی بر خلاف موضع گیری رسمی و اعلامی در خفا به این واقعیت رسیده است که بدون احیای برجام و لغو تحریمها هیچ اتفاقی برای کشور در حوزه دیپلماسی اقتصادی روی نخواهد داد.» میرزایی با برشمردن این نکات تصریح میکند: «رئیسی سعی دارد از سیاست خارجی ماهی خود را بگیرد بدون آن که خیس شود و این نشدنی است. با همین نگاه غلط رئیسی نهایتا ما به این نقطه میرسیم که شورای حکام برای چندمین بار به دنبال صدور قطع نامه علیه ایران است.»
نماینده ادوار مجلس در پایان این بخش از گفتوگوی خود با «شرق» ذیل یک صراحت کلامی تاکید میکند: «رئیسی یکبار برای همیشه باید تکلیفش را با جریانهای سیاسی حامی خود روشن کند؛ یا باید برای اداره و مدیریت کشور هزینه کند و به سمت مذاکره، احیای برجام و لغو تحریمها برود و در این راستا امتیازهایی را هم بدهد که ممکن است به همین واسطه رئیسی لاجرم هزینه و گسل سیاسی با برخی از جریانهای اصولگرا به خصوص جبهه پایداری پیدا خواهد کرد که برای بهبود وضع کشور این شکاف و عبور رئیسی از طیف رادیکال، کاسب تحریم و دلواپسان اجتناب ناپذیر است و یا اینکه این دولت اگر به دنبال راضی کردن همه جریانهای حامی خود است و از هزینه کرد سیاسی واهمه دارد، باید از هم اکنون و پیش از پایان دوره چهار ساله اش فاتحه رئیسی را خواند.»
یوسف مولایی هم در خوانشی مشابه با میرزایی تصریح میکند که وضعیت پرونده فعالیت هستهای ایران از حالت «حقوقی» خارج شده است و یک ماهیت و محتوای «سیاسی» پیدا کرده است، به همین دلیل عوامل بسترساز برای صدور قطعنامه بی ارتباط با تحولات سیاسی داخلی در کشور طی دو ماه اخیر نیست. این حقوقدان با اشاره به توان سیاست خارجی ایران در حوزه دیپلماسی عمومی برای اقناع افکار عمومی، خاطرنشان میکند: «شاید تا پیش از تحولات دو ماه جاری که با مرگ مهسا امینی و اعتراضات کشور پیچیده و بغرنج شد، ایران میتوانست از منطق خود برای توجیه و تبیین مواضعش در حوزه پرونده فعالیتهایی هستهای نزد افکار عمومی و رسانههای جهانی استفاده کند، اما با تحولاتی که در دو ماه اخیر روی داده و ایران را در حوزه حقوق بشر با چالشهای متعددی مواجه کرده است دیگر آن پشتیبانی افکار عمومی جهانی وجود ندارد.» لذا مولایی بر این باور است که اکنون افکار عمومی در پشت قدرتهای جهانی یعنی آمریکا و سه کشور اروپایی برای مقابله با ایران قرار دارد و به همین دلیل هزینه فشار به تهران در حوزه فعالیتهای هستهای برای غرب به مراتب کمتر از گذشته شده است. چرا که به اذعان این استاد دانشگاه دیگر دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران با بحران حقوق بشر کارکردش برای اقناع افکار عمومی در حوزه هستهای را از دست داده است.
