دوباره ظریف، دوباره تحجر

محمدجواد ظریف در حالی بار دیگر با انتشار مقاله‌ای جدید به بزک کردن چهره آمریکا و تجویز نسخه سوخته «مذاکره» پرداخته است که دستاورد قبلی این تفکر، چیزی جز نقض عهد، تحقیر و تحمیل هزینه‌های سنگین به کشور نبود. گیر کردن در باتلاق دیپلماسی التماسی و چشم‌بستن بر بدعهدی‌های مکرر شیطان بزرگ، مصداق بارز «تحجر سیاسی» جریانی است که به هیچ‌وجه حاضر نیست از شکست‌های فاجعه‌بار خود عبرت بگیرد.
۳۰ تير ۱۴۰۵ – ۰۹:۰۷
اصرار عجیب بانیان «خسارت محض» بر تکرار مسیر شکست‌خورده؛

محمدجواد ظریف در حالی بار دیگر با انتشار مقاله‌ای جدید به بزک کردن چهره آمریکا و تجویز نسخه سوخته «مذاکره» پرداخته است که دستاورد قبلی این تفکر، چیزی جز نقض عهد، تحقیر و تحمیل هزینه‌های سنگین به کشور نبود. گیر کردن در باتلاق دیپلماسی التماسی و چشم‌بستن بر بدعهدی‌های مکرر شیطان بزرگ، مصداق بارز «تحجر سیاسی» جریانی است که به هیچ‌وجه حاضر نیست از شکست‌های فاجعه‌بار خود عبرت بگیرد.

به گزارش صراط به نقل از عصر ایرانیان، ظریف در تازه‌ترین مقاله خود در نشریه آمریکایی فارن افرز بار دیگر نسخه‌ای را تجویز کرده که پیش از این نیز بارها آزموده شده؛ نسخه‌ای که بر مذاکره، اعتمادسازی، تعریف منافع مشترک با آمریکا، توافق جدید و واگذاری تدریجی اهرم‌های قدرت ایران استوار است. پرسش اما اینجاست که آیا تجربه‌های پرهزینه سال‌های اخیر، هنوز برای بازنگری در این نگاه کافی نبوده است؟
ظریف در این مقاله می‌نویسد «ادامه جنگ به سود هیچ‌کس نیست» و راه‌حل را «دیپلماسی و چارچوب امنیتی جدید منطقه‌ای» معرفی می‌کند. او همچنین پیشنهاد می‌دهد توافقی جدید میان ایران و آمریکا شکل بگیرد؛ توافقی که در آن عدم تجاوز، لغو تحریم‌ها، صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری، حذف برچسب‌های تروریستی و پذیرش تضمین‌های دائمی عدم اشاعه از سوی ایران گنجانده شود. در بخش دیگری نیز تأکید می‌کند ایران نباید تنگه هرمز را برای مدت طولانی ببندد و باید به سمت «مدیریت مشترک» این آبراه حرکت کند.

اما سؤال اساسی این است؛ مگر چند هفته از شکست آخرین تفاهم نمی‌گذرد؟ مگر بندهای همان توافق از بین نرفته است؟ پس چگونه بدون پاسخ دادن به چرایی شکست توافق قبلی، نسخه توافق بعدی روی میز گذاشته می‌شود؟
مقاله اخیر ظریف تکرار همان الگویی است که پیش از آتش‌بس ۱۹ فروردین نیز در قالب مقاله‌ای دیگر مطرح شد؛ الگویی که بعدها در تفاهم اسلام‌آباد بازتاب یافت و امروز نتیجه آن، نقض تعهدات، بازگشت درگیری‌ها و ادامه فشارهاست. هنوز مدت زیادی از تفاهم ۲۸ خرداد نگذشته که بندهای آن یکی پس از دیگری نقض شده؛ از پایان جنگ و توقف تهدید علیه ایران و لبنان گرفته تا آزادسازی دارایی‌ها، کاهش تحریم‌ها و رفع محاصره دریایی. حتی در میانه اجرای همان تفاهم نیز حملات نظامی ادامه یافت و امروز دوباره زیرساخت‌های جنوب کشور هدف حمله قرار گرفته‌اند. اگر نتیجه عملی این مسیر، بازگشت جنگ در میانه مذاکره بوده، چرا همان مسیر برای بار دیگر پیشنهاد می‌شود؟

منبع  : صراط نیوز

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *