۱۴۰۴/۱۱/۰۷

به گزارش روزپلاس، گرینلند بار دیگر به کانون یکی از حساسترین تقابلهای ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است؛ تقابلی که اینبار نه میان قدرتهای رقیب، بلکه در دل اردوگاه غرب و میان ایالات متحده و اروپا جریان دارد. اظهارات و تحرکات اخیر کاخ سفید درباره آینده گرینلند، از نگاه بسیاری از ناظران، نشانه عبور واشنگتن از مرزهای عرف دیپلماسی سنتی و ورود به فاز مطالبهگری آشکار در قبال یک قلمرو وابسته به اروپا تلقی میشود. در مقابل، اتحادیه اروپا و بهویژه دانمارک تلاش کردهاند این پرونده را از سطح یک بحث سیاسی به چارچوب حقوق بینالملل، حاکمیت ملی و قواعد ناتو بازگردانند.
کارشناسان معتقدند که این جدال، صرفاً اختلافی بر سر یک جزیره یخی نیست؛ بلکه آزمونی واقعی برای سنجش وزن راهبردی اروپا در برابر آمریکا، بهویژه در دوره بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید است. پرسش اصلی این است که آیا اروپا توانسته از مرحله واکنشهای نمادین عبور کند و به بازدارندگی مؤثر برسد، یا همچنان در موضعی تدافعی و شکننده قرار دارد؟ همچنین باید دید ترامپ تا کجا آماده پیشروی در این پرونده است و آیا «الحاق» گرینلند یک هدف نهایی ارزیابی میشود یا ابزاری برای تحمیل امتیازات بزرگتر در معادلات امنیتی و اقتصادی قطب شمال است؟ پاسخ به این پرسشها، مسیر آینده تقابل فراآتلانتیکی را روشن خواهد کرد.
از ایده تا فشار عملی؛ ترامپ تا کجا پیش رفته است؟
