تاریخ انتشار: ۱۴:۲۴ – ۱۴-۰۴-۱۴۰۵
عصر ایران ؛ نهال موسوی – عکسالعمل محمد صالح علاء، شاعر، نویسنده و بازیگر وقتی عباس کیارستمی از او خواست بازیگری پیدا کند که «به هیچوجه پیشنهاد بازی در فیلمش را نپذیرد»، چیزی بود شبیه ناباوری. مگر میشود کسی از دیدهشدن در برابر دوربین کیارستمی بگریزد؟
اما همین درخواست عجیب، اگر به آن دقیق شویم، کلید فهم چیزی است که کیارستمی را از میان انبوه فیلمسازان بزرگ ایرانی بیرون کشید و به یکی از معدود نامهایی بدل کرد که در سراسر جهان، نه فقط در میان ایرانیان، شناخته میشود.
امروز، در دهمین سالگرد درگذشت او، شاید بهترین راه یادبودش این نباشد که همان جملههای تکراری را بار دیگر تکرار کنیم، بلکه بازگردیم به لحظاتی کوچک و کمتر شنیده شده که ماهیت واقعی نگاه او را آشکار میکنند.
کیارستمی به دنبال بازیگری نبود که بازی کند. به دنبال کسی بود که باشد. کسی که با خودش صادق مانده و اشتیاقی برای نقش بازی کردن نداشته باشد.
صالح علاء هرچه در ذهنش گشت، چنین کسی نیافت، هرکس نام کیارستمی را میشنید، بیدرنگ میپذیرفت. این ماجرا تنها یک حکایت جالب نیست، نقشه راهی است برای فهم کل سینمای او، سینمایی که همیشه در پی چیزی فراتر از بازی و اجرا بود.
