دوشنبه ۲۳ شهريور ۱۴۰۵ – ۲۱:۵۳
یکم) اجلاس هجدهم بریکس در دهلینو (شنبه۲۱ شهریور ۱۴۰۵/ ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶) را نمیتوان صرفاً نشستی برای گفتوگو درباره تجارت، سرمایهگذاری، انرژی یا ارزهای ملی دانست. این اجلاس در شرایطی برگزار شد که نظام بینالملل یکی از پرآشوبترین دورههای خود را تجربه میکند؛ جنگ در غرب آسیا، رویارویی ایران و آمریکا، بحران اوکراین، جنگ تعرفهای، تحریمهای یکجانبه و تضعیف نهادهای بینالمللی، همگی نشانههای آشکار بحرانی هستند که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک بحران منطقهای تلقی کرد. در چنین شرایطی، حضور همزمان مسعود پزشکیان، شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین در دهلینو، پس از غیبت آنها در اجلاس ریودوژانیرو، خود واجد یک پیام سیاسی است. البته دلایل غیبت آنان در برزیل یکسان نبود؛ پزشکیان درگیر پیامدهای جنگ ۱۲روزه ایران و رژیم صهیونیستی بود، پوتین بهدلیل ملاحظات مربوط به حکم دیوان کیفری بینالمللی به برزیل سفر نکرد و شی نیز رسماً تعارض برنامهها را دلیل غیبت اعلام کرد. اما دهلینو تصویر متفاوتی ارائه کرد: سه قدرت مهم بریکس در کنار یکدیگر حاضر شدند و ایران، برخلاف انتظار مخالفانش، نه با ادبیات یک کشور منزوی و تحت فشار، بلکه با ادبیات کشوری که از یک جنگ عبور کرده و اکنون میخواهد از میدان نبرد به میدان بازسازی مناسبات اقتصادی و سیاسی جهان وارد شود، سخن گفت. این تفاوت، مهمترین پیام اجلاس دهلی است.
دوم) شاید مهمترین ویژگی حضور پزشکیان در دهلی این بود که جنگ را پنهان نکرد، اما اجازه هم نداد جنگ به معنای ضعف ایران در افکار عمومی جهان معرفی شود.او در گفتوگو با خبرنگاران و دیدارهای خود، از جنگ سخن گفت؛ اما پیام اصلیاش این بود که محاسبه دشمن درباره ایران اشتباه بوده است. وقتی رئیسجمهور میگوید آمریکا و رژیم صهیونیستی تصور میکردند ایران مانند برخی کشورهای منطقه ظرف یکی دو روز دچار فروپاشی میشود، در واقع یک پیام سیاسی روشن مخابره میکند: ایران از جنگ خارج نشده است؛ ایران از جنگ عبور کرده است.این تفاوت بسیار مهم است. دشمن میخواست جنگ را به نقطه آغاز فروپاشی سیاسی ایران تبدیل کند؛ حضور رئیسجمهور ایران در مهمترین نشست قدرتهای نوظهور جهان، خود به یک تصویر متضاد تبدیل شد.تصویر ایران دردهلی،تصویرکشوری بودکه همزمان درباره امنیت،جنگ، تجارت، انرژی، بانک، سرمایهگذاری، ارزهای ملی و آینده نظم جهانی سخن میگوید. یعنی مقاومت، فقط مقاومت نظامی نیست؛ مقاومت سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک نیز بخشی از اقتدار ملی است.
سوم) بهنظر من، مهمترین بخش سخنان پزشکیان در دهلی نه سخنان سیاسی او درباره جنگ، بلکه پیوندی بود که میان امنیت و اقتصاد برقرار کرد. او در مجمع اقتصادی بریکس تصریح کرد که جنگ نشان داده است امنیت اقتصادی از امنیت منطقهای جدا نیست. این سخن اگر به یک سیاست عملی تبدیل شود، میتواند یکی از مهمترین محورهای آینده روابط ایران با بریکس باشد. چرا؟ زیرا تحریمهای آمریکا سالهاست نشان دادهاند که جنگ اقتصادی مکمل جنگ سیاسی و نظامی است. اگر کشوری از نظر نظامی قدرتمند باشد اما نظام مالی آن در برابر فشار خارجی آسیبپذیر بماند، بخشی از قدرت ملی خود را از دست خواهد داد. از این منظر، پیشنهاد پزشکیان درباره تبدیل بانک توسعه جدید بریکس به موتور تأمین مالی پروژههای زیربنایی، انرژی و سرمایهگذاری، پیشنهاد کوچکی نیست. او خواستار استفاده بیشتر از ارزهای ملی، خطوط اعتباری ویژه و ابزارهای تضمین سرمایهگذاری شد و پیشنهاد ایجاد یک شرکت بیمه اتکایی بریکس با سرمایه اولیه ۱۰ میلیارد دلار برای پوشش ریسک پروژههای بزرگ زیرساختی و انرژی را مطرح کرد. این پیشنهاد در حال حاضر پیشنهاد ایران است، نه تصمیم مصوب بریکس؛ اما از نظر راهبردی اهمیت دارد. اگر این ایدهها از مرحله سخنرانی عبور کنند، بریکس میتواند بهتدریج بخشی از ریسک تحریم و وابستگی مالی کشورهای عضو به نظامهای تحت سلطه غرب را کاهش دهد. اینجاست که مفهوم «امنیت اقتصادی» از یک شعار به یک راهبرد تبدیل میشود.
چهارم) بیانیه دهلی از چند جهت برای ایران اهمیت دارد. نخست، بریکس نسبت به افزایش اقدامات تعرفهای و غیرتعرفهای یکجانبه که مغایر قواعد سازمان تجارت جهانی است، ابراز نگرانی کرد. دوم، بیانیه تحریمهای اقتصادی و اقدامات قهری یکجانبهای را که خارج از مجوز شورای امنیت سازمان ملل اعمال میشوند، مغایر حقوق بینالملل دانست و خواستار حذف آنها شد. این بند، اگرچه نام آمریکا را صراحتاً نمیآورد، از نظر حقوقی و سیاسی برای ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بخش مهمی از فشار اقتصادی علیه ایران دقیقاً در قالب تحریمهای یکجانبه و ثانویه اعمال شده است. سوم، بیانیه از اصلاح ساختارهای حکمرانی اقتصادی جهان، از جمله صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، حمایت کرد تا وزن واقعی کشورهای در حال توسعه در ساختار تصمیمگیری آنها بیشتر شود. چهارم، بریکس از عضویت ایران و اتیوپی در سازمان تجارت جهانی حمایت کرد. این موضوع از منظر اقتصادی برای تهران قابل توجه است؛ زیرا ایران در حالی عضو بریکس است که هنوز در ساختار سازمان تجارت جهانی (WTO) عضویت کامل ندارد. این مجموعه نشان میدهد که بریکس در حال تلاش برای تغییر قواعد بازی است، نه صرفاً ایجاد یک باشگاه اقتصادی جدید.
دوم) شاید مهمترین ویژگی حضور پزشکیان در دهلی این بود که جنگ را پنهان نکرد، اما اجازه هم نداد جنگ به معنای ضعف ایران در افکار عمومی جهان معرفی شود.او در گفتوگو با خبرنگاران و دیدارهای خود، از جنگ سخن گفت؛ اما پیام اصلیاش این بود که محاسبه دشمن درباره ایران اشتباه بوده است. وقتی رئیسجمهور میگوید آمریکا و رژیم صهیونیستی تصور میکردند ایران مانند برخی کشورهای منطقه ظرف یکی دو روز دچار فروپاشی میشود، در واقع یک پیام سیاسی روشن مخابره میکند: ایران از جنگ خارج نشده است؛ ایران از جنگ عبور کرده است.این تفاوت بسیار مهم است. دشمن میخواست جنگ را به نقطه آغاز فروپاشی سیاسی ایران تبدیل کند؛ حضور رئیسجمهور ایران در مهمترین نشست قدرتهای نوظهور جهان، خود به یک تصویر متضاد تبدیل شد.تصویر ایران دردهلی،تصویرکشوری بودکه همزمان درباره امنیت،جنگ، تجارت، انرژی، بانک، سرمایهگذاری، ارزهای ملی و آینده نظم جهانی سخن میگوید. یعنی مقاومت، فقط مقاومت نظامی نیست؛ مقاومت سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک نیز بخشی از اقتدار ملی است.
سوم) بهنظر من، مهمترین بخش سخنان پزشکیان در دهلی نه سخنان سیاسی او درباره جنگ، بلکه پیوندی بود که میان امنیت و اقتصاد برقرار کرد. او در مجمع اقتصادی بریکس تصریح کرد که جنگ نشان داده است امنیت اقتصادی از امنیت منطقهای جدا نیست. این سخن اگر به یک سیاست عملی تبدیل شود، میتواند یکی از مهمترین محورهای آینده روابط ایران با بریکس باشد. چرا؟ زیرا تحریمهای آمریکا سالهاست نشان دادهاند که جنگ اقتصادی مکمل جنگ سیاسی و نظامی است. اگر کشوری از نظر نظامی قدرتمند باشد اما نظام مالی آن در برابر فشار خارجی آسیبپذیر بماند، بخشی از قدرت ملی خود را از دست خواهد داد. از این منظر، پیشنهاد پزشکیان درباره تبدیل بانک توسعه جدید بریکس به موتور تأمین مالی پروژههای زیربنایی، انرژی و سرمایهگذاری، پیشنهاد کوچکی نیست. او خواستار استفاده بیشتر از ارزهای ملی، خطوط اعتباری ویژه و ابزارهای تضمین سرمایهگذاری شد و پیشنهاد ایجاد یک شرکت بیمه اتکایی بریکس با سرمایه اولیه ۱۰ میلیارد دلار برای پوشش ریسک پروژههای بزرگ زیرساختی و انرژی را مطرح کرد. این پیشنهاد در حال حاضر پیشنهاد ایران است، نه تصمیم مصوب بریکس؛ اما از نظر راهبردی اهمیت دارد. اگر این ایدهها از مرحله سخنرانی عبور کنند، بریکس میتواند بهتدریج بخشی از ریسک تحریم و وابستگی مالی کشورهای عضو به نظامهای تحت سلطه غرب را کاهش دهد. اینجاست که مفهوم «امنیت اقتصادی» از یک شعار به یک راهبرد تبدیل میشود.
چهارم) بیانیه دهلی از چند جهت برای ایران اهمیت دارد. نخست، بریکس نسبت به افزایش اقدامات تعرفهای و غیرتعرفهای یکجانبه که مغایر قواعد سازمان تجارت جهانی است، ابراز نگرانی کرد. دوم، بیانیه تحریمهای اقتصادی و اقدامات قهری یکجانبهای را که خارج از مجوز شورای امنیت سازمان ملل اعمال میشوند، مغایر حقوق بینالملل دانست و خواستار حذف آنها شد. این بند، اگرچه نام آمریکا را صراحتاً نمیآورد، از نظر حقوقی و سیاسی برای ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بخش مهمی از فشار اقتصادی علیه ایران دقیقاً در قالب تحریمهای یکجانبه و ثانویه اعمال شده است. سوم، بیانیه از اصلاح ساختارهای حکمرانی اقتصادی جهان، از جمله صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، حمایت کرد تا وزن واقعی کشورهای در حال توسعه در ساختار تصمیمگیری آنها بیشتر شود. چهارم، بریکس از عضویت ایران و اتیوپی در سازمان تجارت جهانی حمایت کرد. این موضوع از منظر اقتصادی برای تهران قابل توجه است؛ زیرا ایران در حالی عضو بریکس است که هنوز در ساختار سازمان تجارت جهانی (WTO) عضویت کامل ندارد. این مجموعه نشان میدهد که بریکس در حال تلاش برای تغییر قواعد بازی است، نه صرفاً ایجاد یک باشگاه اقتصادی جدید.
اسدالله افشار
