میلیونها نفر، هر روز برای گذران اوقات فراغت، انتخاب یک رستوران، خرید یک کالا یا دنبال کردن زندگی چهرههای مشهور، تلفن همراهشان را برمیدارند
جوان آنلاین: میلیونها نفر، هر روز برای گذران اوقات فراغت، انتخاب یک رستوران، خرید یک کالا یا دنبال کردن زندگی چهرههای مشهور، تلفن همراهشان را برمیدارند و وارد شبکههای اجتماعی میشوند، اما چند دقیقه بعد، همان صفحهای که قرار بود از سفر، فوتبال یا مد بگوید، درباره جنگ، تحلیل ارائه میکند، برای درمان بیماری، نسخه میپیچد، بازار سرمایه را پیشبینی میکند و از سیاست خارجی میگوید. متأسفانه در سالهای اخیر، مرز میان شهرت و تخصص در شبکههای اجتماعی کمرنگتر شده، فضایی که گاهی تعداد دنبالکنندگان، بیش از دانش، تجربه یا صلاحیت حرفهای، به افراد اعتبار میبخشد!
اگر یک فوتبالیست درباره سیاست خارجی اظهارنظر کند، یک بازیگر درباره جنگ تحلیل ارائه دهد یا یک اینفلوئنسر برای درمان بیماری نسخه بپیچد، آیا باید اینها را صرفاً نظر شخصی آنها دانست؟ یا زمانی که میلیونها نفر مخاطب دارند، مسئولیت دیگری نیز متوجه آنهاست؟! این همان مسئلهای است که کشورهای مختلف، هر یک به شیوهای متفاوت، در پی حل آن هستند. مثلاً چین محدودیتهایی را تعیین کرد که طبق آن، انتشار محتوای تخصصی در حوزههایی مانند پزشکی، حقوق، آموزش و امور مالی برای افراد فاقد صلاحیت حرفهای ممنوع شده است.
نسخههایی که اشتباهی پیچیده شد
تا دو دهه پیش، اگر کسی درباره پزشکی، اقتصاد، حقوق یا آموزش سؤالی داشت، معمولا به متخصصان آن حوزه مراجعه میکرد، پزشک، استاد دانشگاه، وکیل یا کارشناس اقتصادی، اما با گسترش شبکههای اجتماعی، این معادله تغییر کرد. امروز فردی ممکن است به واسطه موفقیت در فوتبال، بازیگری، موسیقی یا تولید محتوای سرگرمی، میلیونها مخاطب به دست آوردهباشد و همین سرمایه اجتماعی به او امکان میدهد درباره موضوعاتی کاملاً خارج از حوزه تخصصش نیز بر افکار عمومی اثر بگذارد!
مسئله صرفاً اظهار نظر نیست، بلکه دامنه اثرگذاری این اظهارنظرهاست. یک گفتوگوی دوستانه با پستی در شبکههای اجتماعی که میلیونها بار دیده میشود، یکسان نیست و نمیتوان هر دو را صرفاً نظر شخصی تلقی کرد.
همهگیری کرونا شاید یکی از مهمترین نمونههای سالهای اخیر باشد، دورهای که سازمان جهانی بهداشت از اصطلاح «اینفودمی» یا «همهگیری اطلاعات نادرست» استفاده کرد.
پژوهش مؤسسه رویترز درباره اطلاعات نادرست مرتبط با کرونا نشان داد اگرچه سیاستمداران، سلبریتیها و چهرههای مشهور تنها حدود ۲۰ درصد محتوای نادرست بررسیشده را تولید یا بازنشر کردهبودند، اما همین محتوا نزدیک به ۶۹ درصد کل تعاملات کاربران در شبکههای اجتماعی را به خود اختصاص دادهبود. به بیان دیگر، سهم آنها در تولید اطلاعات نادرست چندان زیاد نبود، اما قدرت اثرگذاریشان بسیار فراتر از کاربران عادی بود.
در همان سالها، توصیههای غیرعلمی درباره واکسن، درمانهای خانگی، رژیمهای غذایی عجیب و نسخههای بیپشتوانه پزشکی بارها در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد. بسیاری از این محتواها نه از سوی پزشکان، بلکه از سوی چهرههایی منتشر میشد که اعتبار خود را در حوزهای کاملاً متفاوت به دست آوردهبودند. این پدیده البته به حوزه سلامت محدود نماند.
در سالهای اخیر، کاربران بارها با توصیههایی درباره خرید و فروش رمزارزها، بورس، طلا، ارز و دیگر بازارهای مالی از سوی افراد مشهور یا اینفلوئنسرهای فاقد تخصص مالی مواجه شدهاند. در بسیاری از موارد، این توصیهها بدون پشتوانه کارشناسی یا بدون اشاره به ریسکهای سرمایهگذاری منتشر شد و حتی زیانهای مالی برای برخی از مخاطبان نیز به همراه داشتهاست.
در کشور ما نیز این موضوع مسبوق به سابقه است. طی سالهای اخیر، کارشناسان اقتصادی و فعالان بازار سرمایه بارها نسبت به انتشار سیگنالهای خرید و فروش، تبلیغ برخی پروژههای سرمایهگذاری و توصیههای مالی از سوی افراد فاقد صلاحیت حرفهای در شبکههای اجتماعی هشدار دادهاند. هشدارهایی که دیگر به یکی از چالشهای اصلی فضای مجازی تبدیل شدهاست.
قوانین سختگیرانه چین
در چنین فضایی، برخی کشورها به دنبال اعمال محدودیتها رفتند. چین یکی از مشهورترین نمونههاست. مقرراتی که در ماههای گذشته تعیین شد و مورد توجه رسانهها قرار گرفت. این مقررات بر این ایده استوار است که تولیدکنندگان محتوا در حوزههایی مانند پزشکی، آموزش، امور مالی و حقوقی باید صلاحیت یا مدارک مرتبط داشته باشند.
اداره فضای سایبری چین (CAC) میگوید هدف از این قانون، مقابله با اطلاعات نادرست و حفاظت از مردم در برابر مشاورههای غلط یا آسیبزا است.
براین اساس، پلتفرمهایی مانند Douyin (نسخهچینی تیکتاک)، Bilibili و Weibo موظفند مدارک تولیدکنندگان محتوا را راستیآزمایی و اطمینان حاصل کنند که محتوای آنان منابع و هشدارهای لازم را شامل میشود. برای مثال، اینفلوئنسرها باید بهطور شفاف اعلام کنند که اطلاعاتشان از پژوهشها گرفته شده یا ویدئو شامل مطالب تولیدشده با هوش مصنوعی است. همچنین پلتفرمها باید کاربران را درباره مسئولیتهایشان در اشتراکگذاری محتوا آموزش دهند. اداره CAC حتی تبلیغات مربوط به محصولات پزشکی، مکملها و مواد غذایی سلامتمحور را نیز ممنوع کرده تا از تبلیغات پنهانی در قالب ویدئوهای آموزشی جلوگیری شود.
حامیان این رویکرد میگویند همانطور که هیچ فردی بدون مدرک پزشکی اجازه طبابت ندارد، نباید بتواند برای میلیونها نفر نیز نسخه درمانی صادر کند. از نگاه آنها، تفاوتی میان مطب و صفحهای با چند میلیون دنبالکننده وجود ندارد، هر دو میتوانند بر زندگی افراد اثر بگذارند. اما منتقدان نظر دیگری دارند. آنها میپرسند چه کسی مرز تخصص را تعیین میکند؟ آیا فقط دارندگان مدارک رسمی حق اظهارنظر دارند؟ آیا چنین مقرراتی به محدود شدن آزادی بیان منجر نمیشود؟
لزوم ارتقای تفکر انتقادی در جامعه
در این رابطه احمد کارخانه، مدرس دانشگاه و دکتری علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است که مرزبندی میان آزادی بیان و مسئولیت اجتماعی، بهویژه در فضای مجازی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.
او در گفتوگو با «جوان» میگوید: «در علوم ارتباطات با پارادایم جدیدی روبهرو هستیم که میتوان آن را «تخصصگرایی مبتنی بر پیامد» نامید. مرز آزادی بیان در اینجا روشن است. آزادی بیان، حق همگانی برای ابراز عقیده است، اما وقتی موضوعاتی مانند سلامت، حیات و امنیت عمومی مطرح میشود، اظهارنظر بدون دانش تخصصی دیگر صرفاً استفاده از حق آزادی بیان نیست، بلکه میتواند به نقض مسئولیت اجتماعی منجر شود، زیرا هر سخن در این حوزهها، پیامد و هزینه اجتماعی مشخصی دارد.»
کارخانه در ادامه با اشاره به راهکارهای مواجهه با این چالش، تقابل میان قانونگذاری و ارتقای سواد رسانهای را نادرست میداند: «این دو در تعارض با یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هماند. برای مدیریت این وضعیت، به نوعی حکمرانی چندلایه نیاز داریم.» به گفته او، بخشی از این مسئولیت بر عهده پلتفرمهای اجتماعی است. کارخانه توضیح میدهد: «منظور از مسئولیتپذیری پلتفرمها، لزوماً سانسور نیست. استفاده از سازوکارهایی مانند راستیآزمایی محتوا (Fact- checking) یا نشانهای تأیید تخصص برای افرادی که صلاحیت علمی آنها احراز شده، میتواند به کاربران کمک کند میان نظر شخصی و توصیه کارشناسی تفاوت قائل شوند.» این مدرس دانشگاه، در کنار نقش پلتفرمها، بر اهمیت سواد رسانهای نیز اشاره میکند: «سواد رسانهای نباید صرفاً یک توصیه اخلاقی تلقی شود، بلکه باید به یک مهارت دفاعی تبدیل شود. مخاطب امروز باید بتواند اعتبار منابع را ارزیابی کند، سوگیریها را تشخیص دهد و انگیزههای پشت انتشار یک محتوا را تحلیل کند تا در برابر اطلاعات گمراهکننده آسیبپذیر نباشد.»
او در پایان تصریح میکند: «راهکار پایدار، نه در محدود کردن صرف و نه در واگذاری کامل مسئولیت به مخاطب، بلکه در ترکیب نظارت هوشمند بر پلتفرمها و ارتقای تفکر انتقادی در جامعه است. در عصر دیجیتال، هر کلمهای که در فضای عمومی منتشر میشود، متناسب با دامنه اثرگذاری آن، مسئولیت اجتماعی نیز به همراه دارد.»
