دل پرخون و دست توانمند….

بعد از تماشای مصاحبه اخیر دکتر محمد دادکان برای منِ دهه‌هفتادی یک حس قدیمی زنده شد؛ حسی شبیه روزهای مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۰۶. خیابان‌هایی که بعد از سال‌ها، برای یک صعود ساده، یک شادی مشترک داشت. آن روزها هنوز نمی‌دانستیم پشت آن تیم، پشت آن نظم نسبی، پشت آن فدراسیون بی‌سروصدا، مردی ایستاده که سال‌ها بعد، حسرت حتی ده‌درصد نظم و کیفیت آن دوران فوتبال ایران را داشتنه باشیم.
بعد از تماشای مصاحبه اخیر دکتر محمد دادکان برای منِ دهه‌هفتادی یک حس قدیمی زنده شد؛ حسی شبیه روزهای مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۰۶. خیابان‌هایی که بعد از سال‌ها، برای یک صعود ساده، یک شادی مشترک داشت. آن روزها هنوز نمی‌دانستیم پشت آن تیم، پشت آن نظم نسبی، پشت آن فدراسیون بی‌سروصدا، مردی ایستاده که سال‌ها بعد، حسرت حتی ده‌درصد نظم و کیفیت آن دوران فوتبال ایران را داشتنه باشیم.

روزنامه گل

سیدفرشاد فیض آبادی بعد از تماشای مصاحبه اخیر دکتر محمد دادکان برای منِ دهه‌هفتادی یک حس قدیمی زنده شد؛ حسی شبیه روزهای مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۰۶. خیابان‌هایی که بعد از سال‌ها، برای یک صعود ساده، یک شادی مشترک داشت. آن روزها هنوز نمی‌دانستیم پشت آن تیم، پشت آن نظم نسبی، پشت آن فدراسیون بی‌سروصدا، مردی ایستاده که سال‌ها بعد، حسرت حتی ده‌درصد نظم و کیفیت آن دوران فوتبال ایران را داشتنه باشیم.

منبع  : روزنامه ورزشی گل

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *