دل نوشته امیر حاج رضایی برای پرویز قلیچ خانی: تا کنون فوتبالیستی مانند او نیامده /اینگونه مردن شایسته او نبود؛ نباید فراموشش می کردیم

به گزارش خبرآنلاین امیرحاج رضایی نویسنده ورزشی در باره پرویز قلیچ خانی در روزنامه اعتماد نوشت: پرویز قلیچ‌خانی- مردی که نامش با تاریخ فوتبال ما گره خورده- در یک خانه سالمندان کوچک و مجهول در فرانسه، دور از وطن، بدون همراه و در تنهایی مطلق از دنیا رفت. حالا که او دیگر در میان ما نیست، قلم‌ها دست به کار شده‌اند و رسانه‌ها از او می‌نویسند؛ اما افسوس که چقدر دیر شده است.

۵ خرداد ۱۴۰۵ – ۰۸:۰۵
دل نوشته امیر حاج رضایی برای پرویز قلیچ خانی: تا کنون فوتبالیستی مانند او نیامده /اینگونه مردن شایسته او نبود؛ نباید فراموشش می کردیم

به گزارش خبرآنلاین امیرحاج رضایی نویسنده ورزشی در باره پرویز قلیچ خانی در روزنامه اعتماد نوشت: پرویز قلیچ‌خانی- مردی که نامش با تاریخ فوتبال ما گره خورده- در یک خانه سالمندان کوچک و مجهول در فرانسه، دور از وطن، بدون همراه و در تنهایی مطلق از دنیا رفت. حالا که او دیگر در میان ما نیست، قلم‌ها دست به کار شده‌اند و رسانه‌ها از او می‌نویسند؛ اما افسوس که چقدر دیر شده است.

این مرگ یک تراژدی ملی است. پرویز، این فوتبالیست بی‌تکرار، کسی که باید در خاک وطن می‌مرد، در کنار آبا و اجدادش به خاک سپرده می‌شد و احترامی را که در زندگی از او دریغ شده بود، لااقل پیکرش می‌دید. او سزاوار چنین مرگی نبود.

  تأسف‌بار است که نسل جدید امروز اصلا او را نمی‌شناسد؛ مردی که نزدیک به نیم قرن پیش به دلیل تداخل نگرش‌های متفاوت سیاسی- اجتماعی‌اش با جریانات پیش و پس از انقلاب، ناچار به ترک وطن شد و از جلوی چشم ما کنار رفت و این هجرت، سفر آخر او بود. او یم و ناگهان همه‌چیز خیلی زود دیر می‌شود. چرا وقتی نخبگان زنده‌اند، کسی سراغشان را نمی‌گیرد؟

این تقصیر رسانه‌هاست یا کوتاهی دوستان و جامعه؟ امروز در فوتبال ایران پول‌های کلانی جابه‌جا می‌شود و آدم‌های متمول زیادی حضور دارند؛ اما دردناک است که هیچ‌کدام از این آدم‌ها نرفتند در آن بیمارستان غربت بالای سر پرویز بایستند و دستش را بگیرند و بگویند: «پرویز، تو تنها نیستی، ما هستیم.»

اصرار دارم و تاکید می‌کنم: این کار را با دیگران نکنید! وقتی عافیت از دست رفت و چراغ عمر کسی خاموش شد، دیگر باز شدن زبان‌ها، تیز شدن قلم‌ها و نمایش تصاویر چه سودی دارد؟ این یادداشت و این سطور باید زنگ خطری باشد برای آیندگانی که در صف رفتن ایستاده‌اند تا شاید پیش از آنکه خیلی دیر شود، قدر سرمایه‌های خود را بدانیم.

23302

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *