بهائیان اعتقاد داشتند که آینده آنان با آینده اسرائیل عجین است و چیزی جدای از هم نیست،این به صورت روشن نشان میدهد که از رأس بهائیت تا بدنه بهائیت در کنترل اسرائیل است.

هرچند در عصر ناصرالدین شاه سرسختانه با آنها مقابله شد و رهبر آنها، سید علی محمد باب به دستور امیرکبیر اعدام شد اما تداوم حرکت آنها از سوی بهائیت با چهره کاملاً متفاوت خود را نشان داد. انگلیسیها از سیاستهای پنهان آنها در ایران و خارج از ایران حمایت میکردند که در نهایت در عصر پهلوی به نتیجه رسید. اما چون آنها بر خلاف بابیه با چهرهای کاملاً انگلیسی وارد عرصه سیاست شدند و آشکارا از سیاستهای رژیم پهلوی، سیاستهای انگلیسیها، آمریکاییها و اسرائیل حمایت نمودند. در این دوره آنها به عنوان عاملان استعمار از سوی علما و مردم شناسایی شدند. در واقع میتوان گفت یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری انقلاب اسلامی ایران، حضور استعمار و عاملان آنها در ایران و حمایت رژیم پهلوی از آنها بود.
با درگذشت حسینعلی نوری، فرزند ارشدش جانشین او شد. عباس افندی معروف به عبدالبهاء که تربیت شده پدر و دارای سیاست خاص بود با سفر به مستعمره کشورهای بزرگ به تبلیغ بهائیت پرداخت و لقب سِر را از سوی ملکه انگلستان دریافت کرد. عباس افندی مدتها زندانی عثمانیها بود. عثمانیها معتقد بودند، که عبدالبهاء در زمان جنگ، برای انگلیس جاسوسی کرده است.
مرحوم دکتر جمشید صداقت کیش پژوهشگر و جامعه شناس در خصوص لقب سِر میگوید: در قوانین انگلیس سِر به کسی داده میشود که خدماتی برای دولت انگلیس انجام داده باشد. پس بنابراین ایشان یک خدمتی در جهت اهداف استعماری انگلیس انجام داده است که لقب سِر را از آن خود کرده است.
