بیشتر افراد شب ها را دوست دارند و مطالبی را در مورد شب و دلتنگی منتشر می کنند. در این مطلب قصد داریم گزیده ای از بهترین متن ها و دلنوشته ها در مورد دلتنگی و شب و دلتنگی شبانه را ارائه دهیم. اگر می خواهید عکس خود را در شب منتشر کنید یا به دنبال متن های زیبا و دلنشین در مورد شب و دلتنگی هستید تا با دیگران به اشتراک بگذارید با ما همراه باشید.
مثل
هر
شب..!
دلتنگی با تُو
باریدن از من
در این شب آرام، شعرهای دلتنگی بر زبانم نوا میگذارند
دوست دارم بار دیگر در آغوش عشقت باشم
و از دشواریهای شب
جای خالی
شانهای ست
به پهناى دلتنگیات…
دلتنگی یک شب هایی را
هیچ خیابانی گردن نمی گیرد ..
تاریکی یک شب هایی را
هیچ مهتابی روشن نمی کند ..
گرد و غبار یک شب هایی را
هیچ بارانی شستشو نمی دهد
و تمام این شب ها را
نبودن تو
رقم می زند….
در این لحظات شبانه، در رویاها و آرزوها به تو فکر میکنم. دلتنگیهایم را با نگاهت و لبخندت پراکنده میکنم و احساس میکنم که همیشه در کنارم هستی.
مرا یک شب تحمل کن،
چگونه با جنونِ خود
تصمیم بگیریم همین امشب غرورمان را نبینیم و
برای یک بار که شده صدای خودخواهیها
را صامت کنیم و برای آدمِ دنیایمان بنویسیم که
دوستش داریم چقدر وجودمان به وجودش بسته
است بیایید یک شب بخوابیم، بیایید یک
شب خوابِ رسیدنبه یار را ببینیم پساز خودتان
شروع کنید شاید شما دلیلِ بخیر شدنِ شبِ یک
نفر گوشه این دنیا باشید…!
یک شب حوالی همین ساعت
یک شب بخیر گفتی و یک عمرِ بیدارم…
اصلا شب را گذاشته اند برای من و تو !
برای منی که خودم را در آغوش تو پیدا کنم
و تویی که زندگی را لای موهای من!
بیا هیچوقت از این خواب شیرین بیدار نشویم !
تو که دستهایم را بگیری …
شب از جانم بیرون میرود و
صبح روشنایی نمی خواهد
تو را می خواهد …!
عزیزی که ندارمت!
انصاف نیست،
بخیر نکنی شب را
برای منی که شبها
در دوست داشتنت مصمم تر میشوم…
شبها به گوش تکتک نفسهایم بعث شور و هیجان عشق میشوند. دلتنگی مرا در هر لحظه میانگیزد تا تمام احساسات عمیقم را به تو برسانم. در زمانی که تو را در کنارم نمیبینم، هر شب امیدوارم که رویاها بتوانند مرا به رؤیایی حقیقی تبدیل کنند.
شب میتپد
پروای چه داری
مرا در شب بازوانت سفر ده
انگشتان شبانهات را میفشارم
تو مثل ماه برکهای
و من غریق مست شب…
بعضی وقتا انقد دلت تنگ میشه… انقد داغون میشی که نفست بالا نمیاد. هرکاری میکنی، به این درو اون در میزنی که این حالو هوارو عوض کنی، باز برمیگردی به خونه اول، باز میبینی وسط کار نفست به شماره افتاده فقط تنها چیزی که آرومت میکنه اینه که ببینیش…. حتی برای یک ثانیه، کلا از این رو به اون رو میشی..!
به گمانم شب را
آفرید
آفتاب را
پشت دروازه ی شب
منتظر نشانده ام
و طلوع را
به دیداری عاشقانه دعوت کرده ام
امشب
چقدر ستاره می پاشد بر آسمان دلم
و صبح که بیاید
حتما تو در آغوش منی
اگر آهنگى برایتان بیخود و بى جهت ارسال میشود
تک تکِ کلمه هایش را…
زیبا ترین دلتنگی دلتنگ بودن برای توست
احساس تنهایی هر روز بیشتر میشود و هر لحظه که تو را در کنارم نمیبینم، دلتنگی به آرامش خود ادامه میدهد. دلم برای آغوش گرمت و عطر تو تنگ شده است.
شب را نوشیدهام
و بر این شاخههای شکسته میگریم
مرا تنها گذار
ای چشم تبدار سرگردان
مرا با رنج بودن تنها گذار
مگذار خواب وجودم را پرپر کند
مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم
و به دامن بیتار و پود رویاها بیاویزم
برای کسی که نمیشود او را خواست
فقط میشود سخت برای او دلتنگ شد
برای من؟
تو تک بودی … همانند مهتاب زیبا در آسمان
برای تو؟
من تکراری بودم همانند یک ستاره در میان میلیون ها ستاره
و این بزرگ ترین درد است
به کسی که عاشق توست
بگو:
هر روز
با زیباترین تعابیر جهان
بیدارت کند !
دلتنگی من با هر شب عمیقتر میشود، اما با امید و اعتماد به شدت دلتنگیم را به عشق تبدیل میکنم. منتظر تنها کلمهای هستم که تو را دوباره در آغوش ببرد: “بازگشت”.
از یه جایی به بعد
دیگه فرصتی برای دلتنگ شدن واسه آدمایی که نیستن نداری …
دلتنگ شده ام، نمیدانم شاید برای تو یا شاید برای دیروز هایی که با تو گذشت از اینجا صدایت میکنم تو از آنجا بغلم کن دلم گرفته
شب ها گذرد
که دیده نتوانم بست
مردم همه از خواب و من از فکرِ تو مست
خیالَت داند و چشمِ مَن و غَم
برای در خواب دیدنت
به کدام پهلو باید خوابید؟
کدام وِرد را باید خواند؟
چگونه باید بود
که از میانِ تمامِ نخواستنیها
یک توِ دلخواه به خواب بیایی؟
خیال می کردم …
اگر نباشی …
چه به روزم می آید…
هرچه آمد ، شب آمد !
گاهی آدم ها دلگیرند و دلتنگ
گاهی تا اطلاع ثانوی تعطیل اند ؛
بی تو شب، شب است
اما بخیر نیست
من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم
تو آنقدر نخواستی که هیچ چیز از من ندیدی
آخر شب ها
نه از خستگی خبری هست
نه از خواب
این موقع از شب اغلب
وقت پررنگ شدن کسانی مثل تو
در زندگی کسانی مثل من است !
در این شب تاریک و ساکت، قلبم به خاطر تو طنین میکند. دلم برای تو واقعاً تنگ شده است، گل من. روزهای بی تو به خلاف سابق، خالی از لبخند و شادی است.
دلتنگی ها گاه از جنس اشک اند و گاه از جنس بغض/ گاه سکوت می شوند و خاموش می مانند/ گاه هق هق می شوند و می بارند/ دلتنگی من برای تو اما جنس غریبی دارد.
دلتنگ که باشی تمام تلاشت راهم بکنی
تا نیاید، تا نباشد
شب به شب
بدون آنکه به یاد بیاورم چرا
شب آنجایش
کسل کننده می شود
که تمامىِ مسیرهاى
منتهى به تو
مسدود می باشد…!
پایان شب من باش؛
جز عشق برای ما
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند، مثل آسمانی که امشب می بارد…. و اینک باران، بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم.
دلم از نبودنت پر است
نه تو آمدی
زمانی که در کنار تو بودم، دنیا به رنگ و بوی عشق پوشیده میشد. الان که تو را ندارم، هر لحظه به خاطر تو دلتنگی را در سینهام حمل میکنم.
به اندازه دل تنگی هایم به من بدهکاری، وعده ما باشد روزی که دلتنگم شدی
خوب کن حالِ شبهایم را..
یک شب بخیر خشک و خالی از تو
می تواند کاری با من کند
که احساس کنم امشب
خوشبخت ترین آدمِ روی زمینم…!
تمام روز دعا میکنم وصالت را
دوباره برف و زمستان و دست غیرمنی
هر چه دلم را خالی میکنم باز پر میشود از تو !!! عجب برکتی دارد دوست داشتنت …
باز هم شب شد
و باز هم خودم را
به هر راهی میزنم
ختم میشود به تو
مشخصا به چشمانت …
از زمان رفتنت شب های من بی خوابی است و روز هایم خواب آلودگی …
بیش از هر چیز دیگری در این جهان دلتنگ توام
بعد از رفتنت
نسبت به هر چیزی دلهره دارم !
به باز شدن در ، زنگ تلفن ،
پیامک گوشی ، صدای آشنا ،
نم باران ، راه همیشگی ،
دلهره هایی که هیچ کدامشان
تو نیستی … !
دلت که تنگ یک نفر باشه … اگه خود خدا هم بیاد تا خوش بگذره و لحظه ای فراموش کنی …فایده ای نداره … تو دلت تنگ شده … واسه همون یک نفر هم تنگ شده !
