
اقتصاد۲۴- یک زمانی تلویزیون میگفت ما سلبریتی نمیخواهیم و با جدیت تمام اصرار داشت که برنامههایش نباید سلبریتی محور باشد و با همین فرمان یک راه جدیدی را شروع کرد راهی که به مرور زمان نه تنها نتوانست مخاطبانش را با خودش همراه کند، بلکه مخاطب را روبه رویش قرار داد و به مرور زمان این بازی تبدیل به یک بازی دو سر باخت شد و در نهایت هم رویه به جایی کشیده شد که جبلی و دیگر مدیران هر کاری که انجام دادند باعث شد به آنها هجمه وارد شود. به عبارتی یک جنگ قدرتی شکل گرفت میان کسانی که با خودیها میخواهند تلویزیون را بگردانند و کسانی که حضور چهرهها در جذب مخاطب برای تلویزیون را موثر میدانستند و اینگونه یک زمین نزاعی شکل گرفت میان تمام کسانی که یک ارتباطی به تلویزیون دارند.
پیش از آنکه مروری بر آنچه رخ داد داشته باشیم، گریزی بر سخنان جبلی در خرداد امسال و در نشست خبری رییس سازمان صداوسیما با دانشجویان دانشگاه امام صادق داشته باشیم. جبلی آنجا گفته بود عدهای نمیخواهند باشند ما هم به خواسته آنها احترام میگذاریم او در بخش دیگری گفته بود: «همانطور که قبلاً اشاره شد برخی از افراد مشهور برای آینده حرفهای خود تصمیمگرفتهاند که حتما برایش دلایلی هم دارند و ما به خواسته آنها احترام میگذاریم و درباره گروه دیگر هم که توضیح دادم بخش عمدهای از این افراد تحت تاثیر فضای مجازی و فشار بودند و در برایشان بسته نیست. اما نکته اینجاست که عملکرد موفق صدا و سیما در نوروز گذشته نشان داد که وابسته به سلبریتیها نیست و میتواند براساس سیاستها و قوانین گام بردارد و همواره تولید داشته باشد. من اسم نمیبرم، اما در این مدت اخیر و در ماههای بعد از فتنه، چهرههای جدیدی کشف شدهاند و اتفاقاً تبدیل به سلبریتی شدهاند. منتهی سلبریتیهای ارزشی. چه بسا اصلاً بین خود شما دانشجویان افرادی باشند که قابلیت داشته باشند دو روز دیگر به صداوسیما بیایند و سلبریتی شوند؛ بنابراین ما باید کشف و تربیت کنیم و البته جذب هم داشته باشیم برای چهرههایی که رابطهشان را قطع نکردند و میخواهند در خدمت مردم باشند.» که البته این چهرهها توانایی رقابت با سلبریتیها را در خود ندیدند و ترجیح دادند عرصه را خالی بگذارند.»
رییس سازمان صداوسیما یک دشمن از سلبریتی ساخته، سلبریتی که حتی مفهوم آن را تعریف نکرده و نتیجهاش شده صحبتهای شگفتانگیز، عجیب و بی محتوا و پر از تناقضی که در سخنرانیهای متعدد پیمان جبلی، رییس سازمان صداوسیما که در بازههای زمانی مختلف گفته است.
ما به کسی باج نمیدهیم، اما دور صداوسیما هم سیم خاردار نکشیدهایم دنبال سلبریتی هم نیستیم، اما در تلاشیم تا ایرج طهماسب و احسان علیخانی و سعید آقاخانی را به تلویزیون بازگردیم، خبر بازگشت گلزار را هم ارائه میکنیم، از طرفی در روز دانشجو اعلام میکنیم صداوسیما کارخانه چهرهسازی نیست و باید زمان بگذرد و برنامهسازی شود تا چهرههایی شناخته شوند. وقتی ما عزممان را جزم کردیم که بنای تلویزیون بر سلبریتیمحوری نباشد، باید همه جوانبش را بپذیریم و سلبریتی سالمپروری را تقویت کنیم. بعد دو روز بعد از آن سخنان میرویم و میگوییم درب صداوسیما بر روی همه سلبریتیها باز است و در مجموع، همینی که هست!
اگر فکر میکنید از باب مزاح با شما سخن میگویم و این صحبتهای پر از تناقض را از خودم میگویم، میتوانم شما را به جدول پایین که صحبت مدیران تلویزیون درباره سلبریتیهاست ارجاع دهم تا متوجه شوید در نه ماه ابتدایی امسال تنها مدیران تلویزیون، تا چه اندازه دغدغه سلبریتی داشتند.
پیمان جبلی رئیس سازمان صدا و سیما از سیاست قطع رابطه با برخی سلبریتیها خبر داد و گفت: مردم نمیخواهند قیافه سلبریتی که پشت به آنها کرده را ببینند. تربیت و کشف چهرههای جدید اتفاق افتاده، من اسم نمیبرم اما در این مدت اخیر و در ماههای بعد از فتنه، چهرههای جدیدی کشف شدهاند و اتفاقاً تبدیل به سلبریتی شدهاند. منتهی سلبریتیهای ارزشی. چه بسا اصلاً بین خود شما افرادی باشند که قابلیت داشته باشند دو روز دیگر به صداوسیما بیایند و سلبریتی شوند؛ بنابراین ما باید کشف و تربیت کنیم و البته جذب هم داشته باشیم برای چهره هایی که رابطهشان را قطع نکردند و میخواهند در خدمت مردم باشند.
درِ صداوسیما به روی هنرمندان، عوامل تولید، تمام کارگردانان توانمند مجموعههای نمایشی و غیره باز است. نکتهای که قید کردم این بود که اگر کسی خودش نخواهد از این ظرفیتها و ارزشهای مردم استفاده کند، تصمیم با خودش بوده است.
در این دوره با انسجام کامل و وحدت نظر و مدیریت، سلبریتی محوری، مجری محوری، تهیه کننده محوری و هرگونه محوریت پراکنده غیر منطبق با سیاستهای رسانه ملی مردود و غیر قابل قبول است. رویکرد رسانه ملی در این خصوص تأکید بر مدیریت منطقی و همکاری اصولی رسانه و چهرهها و تلاش جدی برای جلوگیری از تکرار آسیبهای گذشته است.
– در این دوره تحولی رسانه ملی، از هر گونه ورود بی برنامه به موضوع سلبریتیها پرهیز شده و بر رابطه تکاملی و تعاملی رسانه و سلبریتی تاکید میگردد.
اگر در چند جمله بخواهم بگویم چهره ها باید در خدمت مردم، کشور، ارزش ها، اعتقادات و فرهنگ اصیل ایرانی باشند. ما دست همه چهره هایی را که در این زمینه حاضر هستند با رسانه ملی همکاری کنند به گرمی می فشاریم. درهای صداوسیما همیشه به روی آنها باز است و امیدواریم چهره ها هم در را به روی خود نبندند، در را به روی خود باز کنند و از ظرفیت رسانه ملی به خوبی استفاده کنند.
تلویزیون سروش صحت، مهران مدیری، احسان علیخانی و رامبد جوان را ممنوعالتصویر نکرده، بلکه اینها به دلیل تفتیش عقاید روشنفکران جرات نمیکنند به تلویزیون بیایند. به جز عال فردوسیپور که داستانش متفاوت است. اگر هنرمندان به تلویزیون باز نمیگردند به این خاطر است که از جانب افراد دیگر مورد بازپرسی قرار میگیرند و گرنه خود تلویزیون مایل است که چنین اتفاقی رخ دهد
از حضور سلبریتیهای متعهد به انقلاب استقبال میکنیم و چهرههای هنجارشکن فتنه ۱۴۰۱ به شرط پشیمانی میتوانند به رسانه ملی بازگردند.»
او افزود: «قاطبه هنرمندان و چهرههای محبوب مردمی علاقهمند نظام و انقلاب هستند و حاضرند با رسانه ملی کار کنند و ما هم از حضور این چهرهها در برنامههای مختلف صدا و سیما استقبال میکنیم.»
این فراز و فرودهای عجیبی که خواندید بخشهایی از صحبتهای رییس سازمان صداوسیماست که یک دشمن از سلبرتی ساخته، سلبریتی که حتی مفهوم آن را تعریف نکرده و نتیجهاش شده صحبتهای شگفتانگیز، عجیب و بی محتوا و پر از تناقضی که در سخنرانیهای متعدد پیمان جبلی، رییس سازمان صداوسیما که در بازههای زمانی مختلف گفته است.
اینکه حالا هیچ مجریای در تلویزیون باقی نمانده و اجرای ۵ برنامه رسیده به ۳ مجری یک دلیل دارد، آن هم این است که دیگر مجریای در تلویزیون باقی نمانده است، وقتی عرصه بر مجریانی مانند عادل فردوسیپور، با آن حجم از مخاطب و محبوبیت تنگ میشود و راه برای مجریانی مانند محمدحسین میثاقی باز میشود. عجیب نیست که حالا دست تلویزیون خالی بماند و هیچگونه نتواند این خلا را پر کند. همانگونه که جای خالی شهاب حسینی و هومن سیدی و حسن فتحی در تلویزیون پر نشده و کسی جایگزین نشده است، طبیعتا جای خالی مجریانی که یا به زور مجبور شدند بروند یا قهر کردند به هیچ وجه پر نخواهد شد.
این خود یکی از دلایلی است که اثبات میکند دست تلویزیون خالی است، چون نه دیگر علی ضیایی دارد، نه احسان علیخانی، نه مهران مدیری، نه عادل فردوسیپور، نه سروش صحت و … حالا که دیگر هیچ مجریای ندارد، دست به دامان مجریانی معتمد، همراه با عقاید خود شده است. اینکه چرا مخاطب محتواهای صداوسیما کاهش یافته سوالی است که در ماه هفتم ریاست پیمان جبلی از جانب خودش مطرح شد و پس از مدت زیادی هنوز پاسخی برای آن یافت نشده، اما بخواهیم با دقت بیشتری به این پرسش بپردازیم به نگاه ستاره گریز پیمان جبلی میرسیم. نگاهی که زمان عبدالعلی علی عسگری و با حذف عادل فردوسیپور بیش از پیش به چشم آمد و بعد از آن هم جبلی با حذف سروش صحت از برنامه کتاب باز نشان داد که چندان دوست ندارد ستارهها در تلویزیون باقی بمانند.
اما مسئله اصلی این است که منظور مدیران از سلبریتی چیست؟ برای رسیدن به مفهوم کلمه سلبریتی یک این کلمه را در گوگل جستوجو میکنیم که در توضیح این کلمه نوشته شده: «سلبریتی یا چهره به شخصی گفته میشود که معمولاً در زمینههای هنر، جنگ، علم، ورزش، رسانه، مدل، سیاست، ادبیات، مذهبی و نظایر آن در یک جامعه یا فرهنگ عامه دارای نوعی سرشناسی و معروفیت خاص باشد. چنین شخصی بهراحتی از طریق مردم بهویژه قشر جوان قابل شناسایی است و به رسمیت شناخته میشود.»
نکته حائز اهمیت ماجرا این است که چرا مدیران هر بار که میخواهند سخنرانی کنند ردی از سلبریتی و چهرههایی که از تلویزیون حذف شدهاند به میان میآید؟ آیا بدون صحبت درباره این چهرهها و تنها صحبت کردن درباره دستآوردهایشان و برنامههایی که تولید کردند، مخاطب را ترغیب نمیکند تا پای سخنانشان بنسینند؟ آقایان مدیر چرا یکبار موضع دقیق خود را نسبت به مفهوم کلمه سلبریتی و جایگاهشان در صداوسیما مشخص نمیکنند؟
