دعوتنامه‌های خارجی را نپذیرفت و در راه وطن شهید شد

آقامیثم هر بار که به مأموریت کاری می‌رفت، من و هانیه را شهرستان منزل پدرم می‌گذاشت. همیشه قبل از اینکه دنبال‌مان بیاید و ما را به منزل بیاورد، خودش تنهایی به منزل می‌رفت و خرید می‌کرد و همه جا را تمیز و مهیا می‌کرد. بعد از تمیزی منزل دنبال ما می‌آمد

آقامیثم هر بار که به مأموریت کاری می‌رفت، من و هانیه را شهرستان منزل پدرم می‌گذاشت. همیشه قبل از اینکه دنبال‌مان بیاید و ما را به منزل بیاورد، خودش تنهایی به منزل می‌رفت و خرید می‌کرد و همه جا را تمیز و مهیا می‌کرد. بعد از تمیزی منزل دنبال ما می‌آمد

جوان آنلاین: سرهنگ شهیدمیثم محمدی از شهدای پدافند هوایی ارتش در مصاف با تجاوز نظامی امریکا و رژیم‌صهیونیستی به کشور است. این شهید در ساعت ۵:۱۰ بامداد اولین روز حمله موشکی دشمن به پایگاه خاتم‌الانبیا تبریز در ۲۳ خرادماه به فیض شهادت نائل آمد. از شهید محمدی یک دختر خردسال به نام هانیه به یادگار مانده است. دختر کوچکی که بسیار به پدرش وابسته بود. در گفت‌و‌گو با زیبا قاسمی همسر شهید، گذری به زندگی شهید داشتیم که به گفته خودش هرچه داشت از شب‌های قدر بود و زندگی‌اش به ماه محرم و ایام عزای آقا اباعبدالله الحسین (ع) گره خورده بود. 

چه سالی با شهید محمدی ازدواج کردید؟

آقا میثم متولد سال ۱۳۶۴ در شهرستان میانه و به گفته خانواد‌ه‌اش، ایشان از چهار برادر دیگرش متفاوت بود. سال ۹۵ زمانی که آقا میثم ۳۱ سالگش بود با هم عقد کردیم. من هم روز خواستگاری در اولین نگاه متوجه مهربانی‌اش شدم. آرامش کاملاً در ظاهرشان موج می‌زد و همین امر توجه من را به خودش جلب کرد. بعد از صحبت با ایشان متوجه شدم که حتی فراتر از تصوراتم نسبت به او علاقه‌مند هستم. ایشان فردی خانواده‌دوست و بسیار مسئولیت‌پذیر باصداقت و مهربان بود. در شغل‌شان هم متخصص، کاربلد و وقت‌شناس بود. در محل کارش فرمانده سایت بود. شخصیتی صبور، پرتلاش و پیشرو داشت. همیشه یک‌قدم جلوتر از دیگران بود و تا رسیدن به هدف از پای نمی‌نشست. همین روحیه او را به یکی از ارکان مهم گروه پدافند هوایی تبریز تبدیل کرده بود. به عنوان رئیس بخش نگهداری و تعمیر رادار در رسته الکترونیک، نقشی حیاتی در امنیت آسمان کشور ایفا می‌کرد. البته از مسائل شغلی‌شان بعد از شهادت مطلع شدم. منظورم این نیست که ایشان چیزی را از من پنهان می‌کرد، بلکه پست، مقام و دنیوی برای‌شان مهم نبود و تواضع و فروتنی ایشان نسبت به پست و مقام دنیوی زیاد بود و از اینطور مسائل در خانه صحبت نمی‌کرد. عشق به خانواده در دلش موج می‌زد و در کنار این عشق، ایمانش به خدا و خدمت به مردم ستون اصلی وجودش بود. بار‌ها مادر آقا میثم نگران خوابی بود که از وقوع حادثه‌ای برای پسرش دیده بود و با صدقات فراوان از خدا سلامتی‌اش را طلب می‌کرد، اما تقدیر الهی پرواز میثم را رقم زد. 

با شهید محمدی پیش از ازدواج آشنایی یا نسبت فامیلی داشتید؟

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *