راه دیگری جز پذیرش حقوق مردم ایران که در پیشنهاد ۱۴بندی آمده است، وجود ندارد. هر رویکرد دیگری کاملاً بینتیجه و شکست پشت شکست خواهد بود. هرچه بیشتر تعلل کنند مالیاتدهندگان امریکایی هزینه بیشتری از جیب خود خواهند پرداخت
جوان آنلاین: در آستانه سفر رئیسجمهور امریکا به چین، کاخ سفید تلاش داشت این سفر را در امتداد پروژه فشار حداکثری علیه ایران و با تصویری از اقتدار بازسازیشده امریکا آغاز کند؛ پروژهای که این بار با عنوان محاصره دریایی ایران و نمایش قدرت در آبراههای منطقه دنبال شد. اما برخلاف محاسبات واشینگتن، تحولات میدانی و واکنش مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران نهتنها مانع تحقق اهداف اعلامی امریکا شد، بلکه نشان داد موازنه قدرت در منطقه غرب آسیا دیگر با الگوهای یکجانبه دهههای گذشته قابل مدیریت نیست.
ترامپ خودشیفته امیدوار بود با ایجاد فضای روانی ناشی از تهدیدات نظامی و تشدید فشارهای دریایی، در قامت بازیگری پیروز وارد پکن شود و در مذاکرات با چین، از مهار ایران بهعنوان یکی از برگهای برنده خود استفاده کند. با این حال، مقاومت ایران و ناتوانی امریکا در پیشبرد آنچه رسانههای غربی پروژه آزادی نامیده بودند، عملاً این سناریو را با شکست مواجه کرد. به همین دلیل، رئیسجمهور امریکا بار دیگر به همان الگوی آشنای گفتاردرمانی سیاسی بازگشت؛ یعنی ترکیبی از تهدید، لفاظی و عملیات رسانهای برای پوشاندن شکاف میان اهداف اعلامی و واقعیتهای میدانی.
در سوی مقابل، اما جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده بدون افتادن در دام جنگ روانی و پروپاگاندای رسانهای امریکا، با صبر و هوشیاری، صحنه تحولات را مدیریت کند. تهران بهخوبی میداند که واشینگتن در مقطع فعلی بیش از آنکه در پی جنگی گسترده باشد، نیازمند بازسازی هیبت آسیبدیده خود در افکار عمومی و در برابر متحدانش است. از همین رو، پاسخ ایران نه هیجانی و شتابزده، بلکه مبتنی بر بازدارندگی فعال، نمایش آمادگی و تأکید بر تغییر موازنههای ژئوپلیتیکی منطقه بوده است.
در همین چارچوب، مواضع اخیر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، و علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر انقلاب در امور بینالملل، واجد اهمیت ویژهای است؛ زیرا هر دو پیام، در عین تفاوت در ادبیات، بر یک واقعیت مشترک تأکید دارند: جمهوری اسلامی ایران نهتنها از مرحله فشار عبور کرده، بلکه توانسته قواعد بازی را تغییر دهد.
