دشمنان از شکاف میان «انتظارات» و «پاسخگویی» سوءاستفاده می‌کنند

در جامعه ما از یک طرف انتظارات و توقعات در بین لایه‌های مختلف مردم رو به افزایش است و از طرف دیگر سرعت پاسخگویی ما متناسب با این توقعات رشد نمی‌کند، یعنی شکاف افزایش انتظارات و سرعت پاسخگویی عامل نارضایتی است

در جامعه ما از یک طرف انتظارات و توقعات در بین لایه‌های مختلف مردم رو به افزایش است و از طرف دیگر سرعت پاسخگویی ما متناسب با این توقعات رشد نمی‌کند، یعنی شکاف افزایش انتظارات و سرعت پاسخگویی عامل نارضایتی است

جوان آنلاین: همچنان که سرحال‌ترین بدن‌ها درگیر بیماری و ضعف می‌شوند، خاصیت جوامع زنده انسانی این است که گاه موج‌های آشوب در شریان‌های جامعه بالا و پایین می‌شود، با این همه مهم این است که ما درک و بینش درستی نسبت به تب‌های اجتماعی داشته باشیم. گفت‌وگوی ما با دکتر حسن بنیانیان، تحلیلگر برجسته فرهنگی بر این موضوع متمرکز شده است که چگونه می‌توانیم با اعتراض‌های اجتماعی مواجهه درستی داشته باشیم.

اخیراً عبارتی از آقای رئیس‌جمهور دیدم با عنوان «طبابت اجتماعی» که اگر اشراف نسبت به آن نداشته باشیم، زخم‌های اجتماعی ترمیم نخواهد شد. از طرفی رخداد‌های تلخی در دی ماه اتفاق افتاد. به عنوان یک تحلیلگر فرهنگی و اجتماعی دیدگاه‌تان نسبت به امکان طبابت اجتماعی چیست؟
در جامعه ما از یک طرف انتظارات و توقعات در بین لایه‌های مختلف مردم رو به افزایش است و از طرف دیگر سرعت پاسخگویی ما متناسب با این توقعات رشد نمی‌کند، یعنی شکاف افزایش انتظارات و سرعت پاسخگویی عامل نارضایتی است. حالا وقتی این نارضایتی شکل می‌گیرد- این را هم در نظر بگیرید که ایران مسیر متفاوتی از فضای حاکم بر جهان را طی می‌کند- دشمنانی که منفعت خود را در از بین رفتن نظام جمهوری اسلامی می‌بینند با استفاده از رسانه‌های مدرن و در قالب جنگ شناختی از شکاف میان انتظارات و پاسخگویی ما استفاده می‌کنند.  

 به زعم شما چرا سرعت توقعات بالاتر از سرعت پاسخگویی است؟
ما یک مردم‌سالاری ناقص به لحاظ شکل کارکرد داریم. توجه کنید که اصل مردم‌سالاری زیر سؤال نیست، اما نوع سازماندهی که ما در این سازوکار انجام می‌دهیم و طی آن افراد بدون اینکه تعهداتی برای خود حس کنند مثلاً وارد جریان انتخابات می‌شوند، خواه‌ناخواه به نیاز‌ها دامن می‌زنند. این دامن زدن به نیاز‌ها در بستر فرهنگی روی می‌دهد که وابسته به درآمد‌های نفتی است، در حالی که در شکل طبیعی مردم می‌فهمند هر توقعی داشته باشند، باید مبتنی بر تولید و ارزش‌افزوده باشد، یعنی دولت‌ها مالیات بگیرند و به این انتظار پاسخ بدهند. امروز اگر در انگلستان فردی یا حزبی این شعار انتخاباتی را داشته باشد که من دریافت مالیات را کاهش می‌دهم، بلافاصله مردم می‌گویند تو می‌خواهی چه خدمتی را کمتر ارائه کنی که از آن طرف مالیات کم دریافت کنی، اما در کشور‌هایی مثل ما که یک منبع درآمدی خارج از اقتصاد وجود دارد، به نام درآمد‌های نفت و گاز، ما عملاً در ورطه اقتصاد برون‌زا افتاده‌ایم، مثل پدری که ارثی به او رسیده و لازم نیست پدر و اعضای خانواده کار کنند بلکه آن ارث در میان اعضای خانواده توقع‌آفرین است و اعضا مرتب به پدر فشار می‌آورند که این ارث را نقد کن که ما زندگی کنیم و از مواهب زندگی برخوردار باشیم.  

 یعنی شرایط حاکم بر اقتصاد ما سلسله‌ای از رفتار‌های اجتماعی و فرهنگی را به دنبال می‌آورد.  
بله، شخصیت‌های بزرگ ما چه در خطبه‌های نمازجمعه، چه در انتخابات ریاست جمهوری چگونه سخن می‌گویند. نامزد نمایندگی مجلس راحت می‌گوید من اگر به مجلس راه پیدا کردم، راه‌اندازی قطار سریع‌السیر را در فلان منطقه پیگیری می‌کنم، احداث فلان اتوبان یا ورزشگاه ۵۰ هزار نفری را پیگیری می‌کنم، بدون اینکه مجبور باشد همان وقت بگوید برای تأمین منابع مربوط به این پروژه‌ها از این قشر‌ها مالیات خواهم گرفت، البته یکسری توقعات نرم‌افزاری هم وجود دارد.  

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *