
به گزارش مجله خبری نگار، سالها سینما و دنیای بازی روایتگر جهانی بودند که در آن قهرمانانشان همیشه یک قدم جلوتر از خطر حرکت میکردند؛ جهانی که در آن شکست معنا نداشت و خلبانان، نمادهایی از اقتدار بیپایان بودند. در این میان، فیلمهایی مانند Top Gun و دنبالهاش، تصویری اسطورهای از خلبانانی ساختند که حتی در سختترین شرایط هم دستنیافتنی باقی میمانند. اما این تصویر، هرچقدر هم جذاب، در نهایت یک روایت سینمایی بود؛ داستانی که در قاب دوربین شکل گرفت، نه در میدان واقعیت. اکنون صحنه عوض شده است. دیگر خبری از آسمانهای طراحیشده با جلوههای ویژه نیست. اینبار، لوکیشن در دل دشتها و تپههای یاسوج و کهگیلویه تا بوشهر شکل میگیرد؛ جایی که فیلمنامه نه روی کاغذ، بلکه در بطن یک رخداد واقعی نوشته میشود. اینجا دیگر قهرمانان از پیش تعیینشده وجود ندارند و نتیجه، از قبل معلوم نیست. در این روایت تازه، جنگندهای که نماد برتری یک ابرقدرت بود، ناگهان به نقطه ضعف تبدیل میشود. خلبانی که سالها در ذهن مخاطبان بهعنوان چهرهای شکستناپذیر حک شده بود، ناچار به ترک کابین میشود و پس از فرود، با واقعیتی روبهرو میشود که هیچ شباهتی به صحنههای سینمایی ندارد. سکوت دشت، اضطراب را پررنگتر میکند. او دیگر آن شخصیت مسلط فیلمها نیست؛ حالا انسانی است تنها، مضطرب، و در جستجوی راهی برای پنهان شدن. نفسهایش سنگین شده و هر صدا میتواند تهدیدی باشد. آن تصویر پرزرقوبرق «تاپگان» در ذهنها، در این لحظه رنگ میبازد و جای خود را به واقعیتی خام و بیپرده میدهد.
