
بازخوانی یک اثر پستمدرن؛
دستگاه دوزخ امیری باراکا به روایت علیرضا عامری
«دستگاه دوزخ دانته» را میتوان در سنت ادبیات تجربی و آوانگارد جای داد. نویسندگان این جریان با شکستن انسجامهای فرمی و ساختارهای قراردادی، میکوشند وضعیت متغیر و پیچیده روان انسان مدرن را از معبر شیوههایی نو در روایت و فرم بیان کنند.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – زهرا پورنیکصفت: دستگاه دوزخ دانته The System of Dante’s Hell به ترجمه علیرضا عامری از آن کتابهاییست که نمیتوان یکنفس آن را خواند؛ باید در فضای آن زیست. یا به زعم مترجم «بهتر است متن باراکا را نه در بالین و بستر بلکه در میدان و خیابان خواند؛ نه به نجوا بلکه با فریاد.» من که ابتدا نسخه الکترونیکی این کتاب را خوانده بودم در میانه راه احساس کردم این متن به جسم احتیاج دارد؛ای. کتاب با سقوط یک شخصیت جوان سیاهپوست در جهنمی روانی آغاز میشود. این اثر که همزمان آمیزهای از خودزیستنامه و کابوسی سوررئال توصیف شده، برخلاف رمانهای کلاسیک متعارف از یک روایت خطی پیروی نمیکند، بلکه با نثری شکسته، شاعرانه و تکهتکه پیش میرود؛ نثری که آشفتگی ذهن شخصیت اصلی که اغلب با نامهای «روی» یا «کلی» از او یاد میشود را بازتاب میدهد (راخپریت کائور والیا، 2025). اگرچه باراکا آشکارا درونمایه اثر را به «دوزخ دانته آلیگیری» پیوند میدهد، اما «دستگاه» او نه یک جهنم مسیحی قرون وسطایی و مبتنی بر مجازات الهی، بلکه جهنمی مدرن و آمریکاییست؛ جهنمی زاده سرکوب نژادی، فروپاشی فرهنگی و جستوجوی ناممکن یک «خود» واقعی (راخپریت کائور والیا، 2025). باراکا خود مینویسد: «این کتاب درباره مردیست که سقوط میکند. مردی که میخواهد تا جایی که میتواند پایین برود. تا آخرین ایستگاه.»
