
اقتصاد۲۴- هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه در نخستین سفر خود از زمان پیروزی رجب طی اردوغان در انتخابات ریاستجمهوری ترکیه، به ایران سفر و با همتای ایرانی خود، حسین امیرعبداللهیان، دیدار و گفتگو کرد.
به گزارش فرارو، در جریان دیدار فیدان و امیرعبداللهیان پروندههای مختلفی مورد بررسی قرار گرفت و به چالشهای منطقهای مشترک دو کشور از جمله مساول سوریه پرداخته شد. فیدان در این دیدار ضمن تاکید بر اهمیت گسترش روابط دوجانبه در رابطه با فعالیت حزب کارگران کردستان یا پ. ک. ک ابراز نگرانی کرد.
سیاستهای ایران و ترکیه، در قبال سوریه، تفاوتهایی آشکار با یکدیگر دارد. مدتی پیش، بشار اسد، رئیسجمهور سوریه ترکیه را متهم کرد که از استمرار بحران در بخشهای مرزی دو کشور استقبال و از تروریستها حمایت میکند. این در حالی است که بشار اسد روابط دیپلماتیک پررنگ و موثری با ایران دارد. امیرعبداللهیان در این دیدار، در خصوص مسئله سوریه گفت: «مسئله سوریه و نگرانیهای ترکیه باید از مسیر دیپلماسی و گفتگوی آنکارا و دمشق پیگیری شود. جمهوری اسلامی به تلاشهای خود برای رفع نگرانی ترکیه، در چارچوب احترام به تمامیت ارضی سوریه ادامه خواهد داد.»
امیرعبداللهیان در بخش دیگری از نشست خبری با همتای ترک خود از هدفگذاری برای تجارت ۳۰ میلیارد یورویی دو کشور خبر داد. او همچنین اضافه کرد که عربستان سعودی هم برای مشارکت با ایران و ترکیه تمایل دارد و برگزاری نشست سهجانبه اقتصادی تهران، آنکارا و ریاض در دستور کار طرفین قرار دارد. با توجه به این دیدار و تاریخچه روابط دو کشور، پرسشهایی مطرح است، از جمله این که محورهای همکاری و چالشهای روابط دو کشور کدامند و مهمترین پروندههای مشترک ایران و ترکیه درباره چه مسائلی است؟ اردشیر پشنگ، پژوهشگر ارشد مسائل خاورمیانه و مدیر دپارتمان تحولات کُردها در انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا در گفتگو با فرارو، به این پرسشها پاسخ داده است:
اردشیر پشنگ گفت: «ایران و ترکیه، روابط تاریخی دیرینهای دارند و طی ۴۰۰ سال گذشته، به غیر از برهههایی که درگیریهای جدی بین عثمانیها و صفویها وجود داشت، فارغ از این که حکومت در ایران و عثمانی و بعدها ترکیه به چه شکلی است و در دستان کدام پاشاه، گروه و دستهای است، رابطه بین دو کشور، از یک سو دوستانه و از سوی دیگر رقابتی ارزیابی شده است. گاهی این رقابتها، به چالش و بحران منجر شده و گاهی دوستیها، به رونق روابط در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و تعاملات اجتماعی منجر میشده. این روند به طور کلی تا به امروز باقی مانده و آن چه میدانیم این است که طی دهههای اخیر، دو کشور ایران و ترکیه از قدرتهای جدی و اصلی در منطقه خاورمیانه هستند (البته در کنار دولتهایی مثل مصر و عربستان سعودی و قبلترها تا حدی عراق). در دوره جدید نیز این روند روابط، ادامه دارد.»
وی افزود: «قدرت طرفین و عقبه تاریخی که ترکیه و ایران، پیرامون خود دارند باعث شده که آن دوگانه دوستی و رقابت به شیوههای دیگری بازتولید شود. ما در دورهای قرار گرفته ایم که چه در منطقه و چه در عرصه بینالملل شاهد «عصر منطقه گرایی» هستیم. عصر منطقهگرایی یعنی عصری که قدرتهای منطقه در آن آزادی عمل بیشتری نسبت به دوران جنگ سرد دارند، بنابراین به طور طبیعی تلاش برای افزایش نفوذ، افزایش حضور و گسترش منافع در بسیاری از مناطق پیرامونی که مناطق مشترک محسوب میشوند (مثل شامات در سوریه، عراق، قفقاز و آسیای میانه)، دیده میشود و نوع رقابتها همراه با تنش و گاه، حتی بحرانهای جدی است. برای مثال در دو سال اخیر، در قفقاز، چنین وضعیتی را دیدیم؛ بنابراین طرفین سعی کردهاند حتی در بدترین وضعیت، نوعی مدیریت سیاسی را رعایت کنند تا بحرانها از حدی مشخص بیشتر نشود و با تمرکز روی اشتراکات، سعی دارند این روند را حفظ کنند.»
