۱۴۰۳/۰۵/۳۰ ۰۷:۵۳

پرسش:
در آیات 22 تا 26 مائده شبهه مطرح میکنند که خدا به بنیاسرائیل دستور میدهند تا به سرزمینی که فلسطینیان زورمندی در آن ساکن بودند حمله کنند و بنیاسرائیل قبول نمیکنند و 40 سال در بیابان سرگردان میشوند. حمله کردن هم با کشتار و قتلعام ساکنان و … است و این دستور کشتار در تورات هم آمده است. البته بنیاسرائیل بعداً به فرماندهی موسی و سپس یوشع این حملات را انجام دادند. از طرفی حضرت موسی قبلاً اصلاً آنها را به دین الهی و به ایمان دعوت نکرده بود. آیا این مطالب صحیح است؟ واقعاً دستور کشتار فلسطینیان داده شده؟ آنهم قبل از دعوت به ایمان؟! آیا این باعث شک در الهی بودن قرآن نمیشود؟
پاسخ:
به اعتقاد جمعى از مفسّران، جبارانى که قرآن مجید در داستان ورود موسى علیهالسلام و بنیاسرائیل به سرزمین مقدس، از آنها یاد کرده، شاخهای از «عمالقه» بودهاند. «عمالقه» جمع «عملاق»، نام شخصى از فرزندزادگان نوح علیهالسلام است که قبیله عمالقه به او منسوب است.
آنان افرادى نیرومند، قوی پیکر و جنگجو بودند و به گفته بعضى از مورّخان، دو هزار سال پیش از میلاد مسیح علیهالسلام در شمال حجاز زندیده اجبار بردار نیست. کار پیامبران کنار زدن موانع است؛ یعنی با آن رژیم های ظالمانه و عقیدهای که تکیهگاه آنهاست، مبارزه می کنند، بعد که مانع کنار رفت، یکتاپرستی را عرضه می کنند تا افراد چنانچه تمایل دارند با تفکر آن را بپذیرند نه اجبار. در واقع دین الهی با ملت ها نجنگیده، با دولت ها جنگیده، یعنی باکسانی جنگیده که زنجیرهای خیالی و اجتماعی را بهپای مردم بستهاند. دین با عقاید باطل مبارزه می کند، اما این مبارزه در آن حد که می خواهد مانع رسیدن دعوت و رسیدن حرف صحیح به مردم است، مبارزه سخت و از آنجا به بعد کاملاً نرم و به اختیار خود مردم است. (5)
