
سارق موبایل قاپ که پس از زخمی شدن دستگیر شده بود، هنگام فرار از بیمارستان لباس پزشک به تن کرد و از بالای دیوار به ساختمان مجاور پرید، غافل از اینکه ساختمان مجاور کلانتری است.
وی که چهره آن 3 نفر را بهخاطر سپرده بود، فورا به ایستگاه قبلی برگشت و یکی از سارقان را دید. او به سمت سارق رفت و گفت: « تو گوشی مرا به سرقت بردی؟» اما دزد جوان که با شنیدن این جمله شوکه شده بود، فرار کرد. مالباخته بهدنبال او دوید و همین موجب شد تا سارق با کمک مالباخته و مردم دستگیر شود.
ازجیبهای سارق، 8گوشی موبایل سرقتی بهدست آمد که او همان روز با کمک همدستانش آنها را سرقت کرده بود.
این سارق چارهای جز اعتراف ندید و گفت با همدستی 2 نفر از دوستانش در ایستگاههای مترو و اتوبوس، دست به سرقت موبایل میزدند. دزد دستگیر شده گفت: من و همدستانم هر روز صبح سوار مترو میشدیم؛ البته گاهی هم به ایستگاه اتوبوسهای بیآرتی میرفتیم.
شگردمان این بود که یکی از ما، به سوژه نزدیک میشد و او را هل میداد. 2 نفر دیگر هم دعوای صوری راه میانداختند تا سر مردم گرم شود. در همان لحظه یکی از ما، دست میبرد داخل کیف یا جیب سوژه و موبایلش را به سرقت میبرد. پس از اجرای نقشه سرقت، از قطار پیاده میشدیم و سراغ طعمههای بعدی میرفتیم.
دزد دستگیر شده که سوابق زیادی در پروندهاش دارد، در ادامه تحقیقات از اتفاق عجیبی که در پرونده قبلیاش افتاده بود، گفت. وی توضیح داد: 6ماه قبل، پس از تحمل 4سال حبس از زندان آزاد شدم اما هنوز مهر آزادیام خشک نشده، با همدستی 2 نفر از بچههای محله ، سرقتها را از سر گرفتیم. من سرکرده گروه بودم و همیشه حرفهای عمل میکردم اما یک سوتی دادم و دستگیر شدم.
او گفت: در آن زمان و در جریان یکی از سرقتها، پلیس سر بزنگاه رسید و به تعقیبم پرداخت. من فرار کردم که ناگهان تعادلم را از دست دادم و زمین خوردم. از ناحیه پا بهشدت آسیب دیدم و مرا به بیمارستان بردند. در آنجا باز فکر فرار به سرم زد.
لباس یکی از پزشکان را پوشیدم و به سمت در فرار کردم. اما فکر میکنم یکی از پرستارها متوجه شد. دستپاچه شدم و به سمت دیوار بیمارستان رفتم چون امکان داشت مقابل در، مأموران حراست دستگیرم کند. میخواستم از دیوار بالا بروم و به ساختمان مجاور بپرم تا از آن طریق فرار کنم غافل از اینکه ساختمان مجاور، کلانتری است!
من از دیوار بیمارستان بالا رفتم و درست وسط حیاط کلانتری پریدم و دیگر راهی برای فرار پیش رویم وجود نداشت. همین موجب شد تا دستگیر و 4سال زندانی شوم. این متهم پس از اقرار به سرقتهای سریالی بازداشت شد و با اطلاعاتی که در اختیار پلیس قرار داد، 2 همدست دیگرش نیز دستگیر شدند.
اعضای این گروه در بازجوییها به سرقتهای سریالی اقرار کردند و برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار مأموران پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران قرار گرفتند.
