
بهدنبال این شکایت، تحقیقات پلیسی آغاز شد ولی پلیس موفق نشد سارق خانه زن میانسال را شناسایی کند.
مدتی بعد دختر شاکی نزد پلیس رفت و سرنخی به مأموران داد که راز سرقت میلیاردی از خانه مادرش را برملا کرد. او گفت: شوهرم همیشه در خواب حرف میزند، گاهی حتی اسرار خانوادگی شان را در خواب فاش میکند. او چند وقتی است در خواب گریه میکند و مدام میگوید نباید دزدی میکردم. شبهای اول توجهی به حرفهایش نداشتم اما در شبهای بعدی اسم مادرم به میان آمد و کنجکاوتر شدم و متوجه شدم که سارق خانه مادرم، همسرم کیوان است. با اطلاعاتی که زن جوان در اختیار تیم تحقیق قرار داد، کیوان بهعنوان مظنون این پرونده بازداشت شد و مرد جوان در همان تحقیقات اولیه به سرقت از خانه مادرزنش اعتراف کرد.
