در عصری هستیم که سرعت،فضیلت شده است/بحران معنایی انسان معاصر از کجاست؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کتاب «لب پنجره نشسته بود» روایتی ادبی، عرفانی و تأملی که از دل تجربه زیسته، امید، رنج و جست‌وجوی معنا برآمده و می‌کوشد افقی تازه برای گفتگوی انسان معاصر با خویشتن، جهان و افق‌های نادیده هستی بگشاید.

۶ تیر ۱۴۰۵ – ۱۳:۳۰
در عصری هستیم که سرعت،فضیلت شده است/بحران معنایی انسان معاصر از کجاست؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کتاب «لب پنجره نشسته بود» روایتی ادبی، عرفانی و تأملی که از دل تجربه زیسته، امید، رنج و جست‌وجوی معنا برآمده و می‌کوشد افقی تازه برای گفتگوی انسان معاصر با خویشتن، جهان و افق‌های نادیده هستی بگشاید.

بنابر روایت مهر، به مناسبت انتشار این کتاب با مولف آن مصطفی شاهرضایی، استادتمام جراحی ارتوپدی، جراح زانو، پژوهشگر و نویسنده به گفتگو نشستیم که در ادامه حاصل آن را می خوانید:

*در فصل «رزقی که امانت است» نگاه متفاوتی به مفهوم مالکیت دیده می‌شود. آیا می‌خواهید بگویید انسان در این جهان بیش از آنکه مالک باشد، امانت‌دار است؟

به گمان من یکی از مهم‌ترین سوءتفاهم‌های انسان، تصور مالکیت مطلق است. ما معمولاً آنچه را در اختیار داریم «مال خود» می‌دانیم؛ از مال و موقعیت گرفته تا توانایی‌ها، فرزندان و حتی فرصت‌های زندگی. اما قرآن بارها یادآوری می‌کند که انسان بیش از آنکه مالک باشد، امانت‌دار است.

گمان می‌کنم انسان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند چنین بازگشتی است. زیرا مسئله اصلی او کمبود اطلاعات نیست؛ کمبود معناست. اطلاعات می‌توانند مسیر را نشان دهند، اما معناست که به حرکت انسان جهت می‌بخشد.این کتاب تلاشی است برای یادآوری همین معنا؛ اینکه گاهی پاسخ برخی از عمیق‌ترین پرسش‌های زندگی نه در دویدن بیشتر، بلکه در اندکی نشستن، دیدن و تأمل کردن نهفته است.

شاید بتوان گفت «لب پنجره نشسته بود» از انسان نمی‌خواهد از زندگی فاصله بگیرد؛ از او می‌خواهد به زندگی نزدیک‌تر شود؛ آن‌قدر نزدیک که دوباره بتواند حضور خدا را در متن همان زندگی روزمره ببیند.و به نظر من، این جمله پایانی از همه قوی‌تر است:گاهی پاسخ عمیق‌ترین پرسش‌های زندگی، در دویدن بیشتر نیست؛ در اندکی نشستن و دیدن است.

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *