در ستایش رهایی از ترس؛ یادداشتی از فیلم V for Vendetta

داستان Vendetta for V در نگاه اول شاید پر از هیاهو و اتفاقات بزرگ به نظر برسد. اما اگر از پوستهٔ ظاهری آن عبور کنیم، به هسته‌ای آرام‌تر و عمیق‌تر می‌رسیم: نبرد انسان با ترس‌های درونی‌اش. در روزهایی که تاریکی و ناامیدی روی شهر لندن در فیلم سایه انداخته، شخصیت ایوی نمایندهٔ خیلی از انسان‌های معمولی است؛ کسی که سعی می‌کند بی‌سروصدا زندگی کند تا آسیب نبیند. او در زندانی از ترس گرفتار است. اما پیام اصلی داستان این است که واقعی‌ترین زندان، همان دیوارهایی است که در ذهن خودمان می‌سازیم.

در ستایش رهایی از ترس؛ یادداشتی از فیلم V for Vendetta

چگونه عشق و ایده‌ها، ما را از تاریکی‌های درون نجات می‌دهند؟

داستان Vendetta for V در نگاه اول شاید پر از هیاهو و اتفاقات بزرگ به نظر برسد. اما اگر از پوستهٔ ظاهری آن عبور کنیم، به هسته‌ای آرام‌تر و عمیق‌تر می‌رسیم: نبرد انسان با ترس‌های درونی‌اش. در روزهایی که تاریکی و ناامیدی روی شهر لندن در فیلم سایه انداخته، شخصیت ایوی نمایندهٔ خیلی از انسان‌های معمولی است؛ کسی که سعی می‌کند بی‌سروصدا زندگی کند تا آسیب نبیند. او در زندانی از ترس گرفتار است. اما پیام اصلی داستان این است که واقعی‌ترین زندان، همان دیوارهایی است که در ذهن خودمان می‌سازیم.

یکی از زیباترین و تأثیرگذارترین بخش‌های فیلم، نامهٔ والری است. نامه‌ای که روی دستمال کاغذی نوشته شده و در تاریک‌ترین سلول‌ها به دست ایوی می‌رسد. والری در نامه‌اش از هیاهوی بیرون حرف نمی‌زند؛ او از زیبایی‌های ساده می‌گوید، از گل‌های رز و از عشقی که به یک انسان ناشناس دارد. او می‌نویسد:

منبع  : ویجیاتو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *