در رثای خیرخواه، اکبر آقای عبدی!

در صحنه‌ای از فیلم  «هنرپیشه»، با خشم پوستر فیلمی که دوست نداشتی در آن‌ها بازی کنی را پاره می‌کردی. تو از نقاب‌هایی که باعث می‌شد خودت نباشی بیزار بودی و شاید همین بی‌پیرایگی باعث شده بود این همه مردم دوستت داشته باشند، چه برای حاتمی و تقوایی بازی کردی و چه  ده‌نمکی، اصل خودت بودی. حتی این چندسال و در زمانه مرگ سینما، اصالت تو فراتر از ابعاد پرده‌های سینماها به دل‌های مردم نقب زده بود.

تاریخ انتشار:1405/05/04 – 08:22

در رثای خیرخواه، اکبر آقای عبدی!

سینماسینما، ارسیا تقوا

می‌گویند وقت رفتن را که خودمان تعیین نمی‌کنیم، برایمان رقم می‌زنند ولی قبول کن تو عجب موقعی را برای رفتن برگزیدی؛ مثل طنازی‌های ناگهانی‌ات وسط مجالسی که می‌خواستند تو زینت‌شان باشی و تو نبودی، حالا هم آتش زدی به بازی تلخ روزگلی به تو قول می‌دهیم آنروز که برسد، دل سیر گریه کنیم و بعد به یاد همه لبخندهایی که به ما ارزانی داشتی، بی‌بغض وماتم، بخندیم و و سپس جوری با خلق‌خدا رفتار کنیم که اگر هم مثل تو نتوانستیم تبسم را همراه ابدی این ملت کنیم، دست‌کم بار و آزاری بر خاطر آن‌ها نباشیم. تا آن‌ ضیافت لبخند، به پاس همه قهقه‌های سخاوت‌مندانه‌ای که نثارمان کردی از تو سپاسگزاریم و قدردان محبت‌های تو هستیم. حالا ماییم و کلی خاطرات ناب، خاطراتی که بی‌نیاز از هر دستگاه و پلیری از انباری خاطرات هی سر می‌خورند و بر روی پرده چشم‌ها جان می‌گیرند. با این حال نزار و در این ایام سیاه، تو را که فرزند خصال خویشتن بودی، آرام و غریب به خانه ابدیت بدرقه می‌کنیم.

 

منبع  : سینما سینما

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *