
خبرگزاری میزان- به گزارش خبرنگار میزان، پس از نمایش فیلم «قطع فوری» و در ابتدای این جلسه محیا ساعدی گفت: بعضی افراد معنی زندگی هستند، برای من علی انصاریان اینگونه بود. وقتی خبر دادند که علی انصاریان بیمار شده وقتی خبر دادند که زیر ونتیلاتور رفته، وقتی خیلی جدی گفتند برای او دعا کنید، در تمام این مدت فکر میکردم اصلا مردن کار علی انصاریان نیست و مگر به این سادگی میشود آدمی که این قدر برای زندگی ساخته شده، از بین برود! اما رفتنش میتواند یک تلنگر خیلی جدی به ما باشد که زندگی چقدر ساده میتواند از بین برود و هیچ چیز به جز کنار هم بودن باقی نمیماند. دلم میخواهد نشست نقد و بررسی امروز را تقدیم کنیم به روح بلند علی انصاریان که آخرین نقشآفرینی و آخرین لبخندهایی که از او روی پرده سینما نقش بسته، برای این فیلم بوده است.
در ادامه او از مریم بحرالعلومی کارگردان و تهیهکننده، افسانه کمالی، سامان صفاری و غزال نظر به عنوان بازیگران فیلم و پدرام کریمی به عنوان منتقد مهمان دعوت کرد تا روی صحنه بیایند.
پس از عرض خیرمقدم کارگردان و بازیگران به حضار در سالن، پدرام کریمی گفت: من سینمای مریم بحرالعلومی را میشناسم، از «پاسیو» کارهای او را دنبال کردم، سپس «شهربانو» و حالا «قطع فوری». مریم بحرالعلومی بلده است داستان بگوید و قصه تعریف کند، اما فیلم «قطع فوری» ویژگیهای تعریف رایج قصه گفتن را ندارد. با توجه به اینکه این فیلم در آثار گروه هنر و تجربه قرار گرفته و اصولا مثل فیلمهای دیگر هنر و تجربه تعریف رایج و قصهگویی سینمای کلاسیک را ندارد و نمیتوان از این زاویه به آن پرداخت، اما در مجموع فیلمی است که از یک سری خرده پیرنگ تشکیل شده و یک داستانی که قدری پررنگتر است و قرارنیست داستان بگوید و شما را حدود ۸۰ دقیقه در سالن نگه میدارد، نشان میدهد که یک سری پارامترها را دارد. کارگردانی، بازیهای روان و موسیقی خوبی دارد و در عین حال یک سری ضعفها که در ادامه به آن خواهم پرداخت.
فیلمی درباره کرونا و زلزله
در ادامه محیا ساعدی گفت: چیزی که درباره «قطع فوری» برای من جالب است این است که درباره یک موقعیت صحبت میکند، موقعیت زلزله در کرونا. فکر میکنم یکی از معدود آثار سینمایی است که به کرونا پرداخته است. چقدر باید به این مقوله در سینما بپردازیم و کسانی که در سالهای بعد این فیلمها را میبینند چقدر میتوانند آن شرایط را درک کنند؟
کریمی گفت: فیلمهای این چنینی یک تاریخ مصرفی دارند، اما خانم بحرالعلومی در این فیلم در کنار کرونا بحث زلزله را مطرح کرده که زمانشمولتر است ولی بحث کرونا یک زمان و مقطعی دارد، البته در فیلم زیاد به مقوله پرداخته نشده استبحث زلزله خیلی محوریتر از کروناست که فکر میکنم از هوشمندی کارگردان بوده است. به نظرم اینکه از یک بیماری فراگیر در یک مقطعی یاد میکنیم در همین حد کفایت میکند.
بحرالعلومی در پاسخ گفت: تصور من با مردم عامه جامعه نسبت به کرونا فراموش شدنش متفاوت است. ما هوشمندانه سعی کردیم کرونا را در حاشیه متن قرار دهیم اما جای زخمهایی که از کرونا خوردیم به قدری عمیق است که فکر میکنم تا نسلها بعد از ما هم از کرونا صحبت خواهند کرد. چه بسا خود ما هم یک زخم کاری از کرونا در جانمان وجود دارد و آن از دست دادن علی انصاریان عزیز است.
وی در پاسخ به سوال ساعدی درباره تعامل بین دو فیلمنامهنویس گفت: با لیلا نیکزاد دوست خوب من که قرار بود در این جلسه حضور یابد ولی مشکلی برایش پیش آمد و نتوانست بیاید، چند کار دیگر هم انجام دادهایم. به نظرم خیلی اتفاق خوبی میافتد اگر دو همکار نویسنده بتوانند به تعامل برسند، به خصوص وقتی جهان فیلمنامه این قدر پر مسئله است، البته ما تلاش کردیم فضا و اتفاقات را زنانه نبینیم. بر خلاف بسیاری از گروههای نویسندگان که یک نفر مینویسد و دیگری روتوش میکند، ما کاملا با هم پیش میرفتیم و حتی در مقطعی مجبور شدیم در کنار هم زندگی کنیم، چون از طرفی فیلمنامه در مقطعی بود که امکان دورکاری نبود و از طرفی اوج کرونا بود و رفت و آمد برایمان خطرناک بود. تلاش کردیم که اتفاق خوبی رقم بخورد. در ادامه با اضافه شدن عوامل و بازیگران و حتی در مورد برخی سکانسها سر صحنه فیلمبرداری با یک خرد جمعی به فیلمنامه نهایی رسیدیم.
