در باب تعارض یا عدم تعارض اقتصاد رفتاری و اقتصاد متعارف

 مساله اصلی بین اقتصاددانان اینست که تا زمانی که رفتار انسان ها را تا حد خوبی می توان با فرض عدم وجود خطا توضیح داد، لزومی به پذیرش فرض خطای نظام‌مند نیست. تا زمانی که می توان با لحاظ کردن مصرف، رفتار یک فرد را توضیح داد نیازی به وارد کردن احساسات که مساله را فوق العاده پیچیده می کند نیست.
 مساله اصلی بین اقتصاددانان اینست که تا زمانی که رفتار انسان ها را تا حد خوبی می توان با فرض عدم وجود خطا توضیح داد، لزومی به پذیرش فرض خطای نظام‌مند نیست. تا زمانی که می توان با لحاظ کردن مصرف، رفتار یک فرد را توضیح داد نیازی به وارد کردن احساسات که مساله را فوق العاده پیچیده می کند نیست.

در باب تعارض یا عدم تعارض اقتصاد رفتاری و اقتصاد متعارفگروه اقتصادی: مرتضی زمانیان مدیر گروه مطالعات اقتصاد و عضو اندیشکده مطالعات حاکمیت و سياستگذاري در یادداشت پیش رو که پیرامون اقتصاد متعارف نگاشته شده، معتقد است: مساله اصلی بین اقتصاددانان اینست که تا زمانی که رفتار انسان ها را تا حد خوبی می توان با فرض عدم وجود خطا توضیح داد، لزومی به پذیرش فرض خطای نظام‌مند نیست. تا زمانی که می توان با لحاظ کردن مصرف، رفتار یک فرد را توضیح داد نیازی به وارد کردن احساسات که مساله را فوق العاده پیچیده می کند نیست.

به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت که به صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار ما قرار گرفته به شرح زیر می باشد:

 اقتصاد و سیاستگذاری رفتاری در دهه اخیر مورد استقبال جامعه دانشگاهی قرار گرفته است و بسیاری از طرفداران رویکرد رفتاری نقدهای زیادی به مفروضات اقتصاد متعارف دارند. به نظرم یکی از نقدهایی که به بسیاری از نویسندگان با رویکرد رفتاری وجود دارد نسبت دادن چیزهایی به اقتصاد متعارف است که درست نیستند.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *