۱۳۹۶/۰۲/۱۹ ۱۳:۴۲

خداي متعال فرمود: “وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهيدٌ” (1) ؛ هر انساني وارد محشر ميگردد، در حالي كه همراه او حركت دهنده و گواهي است!
در تحقيقات واژه هاي قرآني در مورد تفاوت واژه هاي روح و نفس از نظر معنا شناسي نوشته شده است:
“و جعل الروح اسما للنفس و ذلك لكون النفس بعض الروح، كتسمية النوع باسم الجنس، و جعل اسما للجزء الّذي به تحصل الحياة و التحرّك و استجلاب المنافع و استدفاع المضارّ”(2)
يعني اين كه:قرار دادند روح را اسم براي نفس زيرا نفس قسمتي از روح است مثل ناميدن نوع به اسم جنس(يعني مثلا به انسان كه نوع است بگويند حيوان كه در اين جا انسان خودش قسمي از حيوان كلي است كه جنس مي باشد) و نفس را اسم جزيي قرار دادند كه كه به آن جزء، زندگي، حركت،دست يابي به منافع و دور كردن ضرر حاصل مي شود.
در ادامه و در بيان فرق اين دو با هم نوشته شده است:
“و الفرق بين الروح و النفس: أنّ الروح … هو مظهر الظهور و التجلّي و ما يتحصّل من الافاضة و النفخ. و أمّا النفس فهي الفرد المتشخّص المطلق. و أمّا اطلاق النفس علي الروح: فهو اصطلاح فلسفيّ، كما سيجيء.
و علي هذا فكلّ ما ورد في القرآن الكريم: فهو بهذا المعني المتشخّص الفرد، و لا يستعمل واحد منهما في مورد اس دادن حساب حضور به هم مي رساند. (5)
3. “وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ” يعني: در روز موعود هر فرد مكلّفي(به محشر) خواهد آمد.(6)
4.در آن روز هر انساني (اعم از نيكوكار و بدكار) وارد عرصه محشر ميشود.(7)
با ملاحظه به ترجمه آيات و تفاسير بسيار كوتاه از هر كدام، متوجه شديم كه نفس دراين آيه يعني موجود مركب از روح و جسم كه در تداعي اوليه انسان با همين شكل و شمايل است و با نگاهي كلي تر، يعني همه افراد صاحب تكليف (حتي گروه جنيان )
پي نوشت ها:
1. سوره ق، آيه 21.
2. التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج4، ص 256.
3. همان، ج4، ص 259.
4. طيب سيد عبد الحسين، أطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات اسلام، سال 1378 ه ش، چاپ دوم، ج12، ص 248.
5. طباطبايي محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه موسوي همداني سيد محمد باقر، قم، انتشارات اسلامي، سال 1378 ه ش، چاپ پنجم، ج18، ص 523.
6. مترجمان، ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات فراهاني، سال 1360 ه ش، چاپ اول، ج23، ص 265.
7. مكارم شيرازي ناصر، تفسير نمونه، تهران،انتشارات اسلاميه، سال 1378 ه ش، چاپ اول، ج22، ص 258.
“و جعل الروح اسما للنفس و ذلك لكون النفس بعض الروح، كتسمية النوع باسم الجنس، و جعل اسما للجزء الّذي به تحصل الحياة و التحرّك و استجلاب المنافع و استدفاع المضارّ”(2)
