
به گزارش خبرآنلاین به نقل از همشهری، مقتول، مرد میانسال را مورد ضرب و شتم قرار داده بود اما این پایان ماجرا نبود؛ چرا که مرد میانسال ساعاتی بعد به همراه پسرش به نام احمد و دامادش به محل درگیری بازگشتند و با مقتول درگیر شدند. در این درگیری احمد با ضربات چاقو وی را به قتل رساند و پس از آن همگی متواری شدند.
دستگیری در چاه
درحالیکه تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه قاتل ادامه داشت، روز گذشته فردی با پلیس تماس گرفت و اطلاعات مهمی در اختیار مأموران گذاشت. این فرد که از جریان جنایت بر سر آبیاری زمین کشاورزی مطلع بود، مدعی شد که در همسایگیشان یک خانه ویلایی متعلق به بستگان متهم فراری قرار دارد و او صدای متهم فراری را از درون آن خانه شنیده است. با این سرنخ، مأموران پلیس با هماهنگی قضایی وارد خانه ویلایی شدند و به جستوجو در آنجا پرداختند. آنها پس از بازرسی دقیق ساختمان و حیاط، ردی از قاتل فراری بهدست نیاوردند اما به چاهی که در حیاط آن خانه بود مشکوک شدند. در ادامه معلوم یر زمین، دست پلیس به من نمیرسد؛ چون میدانستم در نهایت پلیس ردم را میزند و همه جا را میگردد. داخل حیاط یک چاه قدیمی بود. مقداری وسایل و خوراکی پایین بردم و آنجا ماندم. فکر میکردم اگر از چاه بیرون نیایم و کسی من را نبیند، بعد از چند روز میتوانم بهطور قاچاقی به شهر دیگری بروم یا از مرز خارج شوم.
پس چه شد که لو رفتی؟
ماه تا ابد پشت ابر نمیماند. فامیلمان برایم غذا میآورد و من از نردبانی که داخل چاه قرار داده بودم بالا میآمدم و خودم را به دهانه چاه میرساندم. شروع میکردیم به صحبت کردن، غافل از اینکه خانم همسایه صدایمان را شنیده و در نهایت لو رفتم.
حرف آخر؟
یک لحظه عصبانیت زندگی من و مقتول را نابود کرد. میخواهم یک توصیه به مردم بکنم. واقعا وقتی خشم به سراغتان میآید، تصمیمی نگیرید. بهخودتان زمان بدهید تا آرام شوید و بعد کاری انجام بدهید. من تا به حال در زندگیام مرتکب کوچکترین خلافی نشدهام؛ حتی خلاف رانندگی. اما الان به جرم قتل در اداره جنایی ایستادهام، چرا؟ چون در لحظه عصبانیت، تصمیم اشتباهی گرفتم. حالا هم خیلی پشیمانم و از خانواده مقتول میخواهم که حلالم کنند.
23302
