به گزارش خبرگزاری آنا، تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه بار دیگر یکی از مهمترین واقعیتهای ژئوپلیتیکی این منطقه را آشکار کرد: امنیت در خاورمیانه نه وارداتی است و نه قابل خریداری. دههها اتکا به قدرتهای فرامنطقهای برای تضمین ثبات، اکنون بیش از هر زمان دیگری با پرسشهای جدی روبهرو شده است. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و پیامدهای آن برای جهان و منطقه نشان داد که معادلات قدرت تغییر کرده است و بسیاری از فرضیات قدیمی درباره مفهوم «ابرقدرت» و «بازدارندگی» دیگر با واقعیتهای میدانی همخوانی کامل ندارند. در چنین شرایطی، کشورهای عربی منطقه ناگزیرند یک بازنگری جدی در مبانی امنیتی، روابط منطقهای و نوع تعامل خود با قدرتهای خارجی و منطقهای انجام دهند.
برای چند دهه، بخش مهمی از ساختار امنیتی خاورمیانه بر پایه حضور نظامی و سیاسی قدرتهای غربی شکل گرفته است. بسیاری از کشورهای منطقه تصور میکردند که با ایجاد اتحادهای راهبردی با قدرتهای بزرگ، میتوانند تهدیدهای امنیتی را مهار کنند و توازن قوا را به نفع خود تغییر دهند. شاید این الگو در دورهای خاص کارکردهایی داشت؛ اما تحولات اخیر نشان داد که اتکا به قدرتهای بیرونی لزوماً به معنای تضمین امنیت پایدار نیست. در واقع، هرگاه منافع این قدرتها تغییر کند یا اولویتهای ژئوپلیتیکی آنها دگرگون شود، ساختارهای امنیتی مبتنی بر این روابط نیز دچار تزلزل خواهند شد.
از سوی دیگر، تجربه جنگ آمریکا و اسرائیل در دو مرحله علیه ایران نشان داد که مفهوم بازدارندگی دیگر در انحصار چند قدرت محدود باقی نمانده است. پیشرفت فناوریهای نظامی، گسترش ابزارهای جنگ نامتقارن و افزایش ظرفیتهای دفاعی بازیگران منطقهای، معادلات سنتی قدرت را دگرگون کرده است. در چنین شرایطی، بازیگری که از نظر اقتصادی یا نظامی در مقیاس جهانی برای بسیاری قدرت بزرگ محسوب نمیشد توانست با ابزارهایی که در اختیار داشت هزینه هرگونه درگیری را به شکل قابل توجهی افزایش دهد و خود را به یک قدرت منطقهای مبدل سازد. این تحول به معنای آن است که الگوهای قدیمی مبتنی بر «برتری مطلق نظامی» دیگر به تنهایی نمیتوانند امنیت را تضمین کنند.
