زن جوان عاشق سفر بود، اما وقتی با فوتبالیست مشهور وارد جاده زندگی شد، در میانه راه به جای جزیره خوشبختی به سراب رسید. روی جلد پروندهاش نوشته بودند؛ «درخواست مطالبه مهریه»، اما این فقط گام نخست بود که او را به ساحل آرامش نزدیکتر میکرد.

به گزارش سیتنا به نقل از روزنامه ایران، همهمه راهروی شلوغ مجتمع قضایی خانواده – ونک – زن جوان را کسی نمیشناخت، اما همسرش فوتبالیست معروفی بود. «سهیلا» شبیه یکی از بازیگران مشهور سینما بود اما برخلاف اکثر هنرپیشهها لباس سادهای به تن داشت و آرایش هم نکرده بود.در لحظات باقی مانده تا وقت رسیدگی به دادخواستش، به شوهرش فکر میکرد که از حدود یک سال قبل آفتابی نشده بود. همینطور به زن جوانی که ممکن بود شریک زندگیاش شده باشد – و به دو دخترش – که در خانه منتظر برگشتن مادر از دادگاه و پدرشان از سفر بودند.
جدایی فوتبالیست تهرانی از همسرش
از آنجا که نام همسرش با «ج» شروع میشد برای همین اسمش را گذاشته بود؛ «آقای جیم». درنظر سهیلا زندگی 14 ساله با آقای جیم مثل اردوی کوتاه قبل از مسابقه میماند که سریع به پایان رسیده بود. تصور میکرد هوا طوفانی شده و مسابقه فینال نیمه تمام مانده است. حس میکرد در این بازی نیمه تمام نتیجهای به جا نمانده جز دو دختر مهربان و البته مادری دلشکسته و یک پدر فراری. سهیلا روزگاری عاشق فوتبال بود و حالا با خودش فکر میکرد اگر در سالهای نوجوانی آنقدر در دنیای مستطیل سبز غرق نشده بود، شاید در این روز سرد پاییزی مقابل اتاق دادگاه شعبه 276 ننشسته بود.
