22 بهمن 1401 – 06:41
اکنون که ۱۱ سال از ماجرای طلاق عروسم میگذرد هنوز هم نتوانسته ام از شر او و نوه ام خلاص شوم. آن روز که پسرم به خاطر یک عشق پوشالی با دختری ازدواج کرد که در یکی از کارخانه های من مشغول کار بود، این روزهای تلخ را پیش بینی میکردم چرا که …

به گزارش سیتنا، مرد ۷۰ ساله در حالی که دادخواست شکایت از عروس سابق و نوه اش را به دست گرفته بود، در تشریح ماجرای شکایت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری قاسم آباد مشهد گفت: ۱۷ سال قبل زمانی که خودم مدیریت کارخانه های تولیدی ام را به عهده داشتم هر روز به بخش های مختلف کارخانه سر می زدم و تلاش می کردم تا در حد امکان نیازهای مادی کارگران کارخانه را برطرف کنم.
آن روزها اوضاع مالی خوبی داشتم و هر سال تعداد بیشتری افراد متخصص و کارگر ساده استخدام می کردم. پسرم که آن زمان ۱۶ ساله بود، هنگام تعطیلات تابستانی مدارس، به کارخانه می آمد و من هم او را به قسمت های تولیدی می فرستادم تا با زیر و بم فعالیت های اهار یا برای استفاده از اینترنت (وای فای منزل) به خانه ما می آمد. حالا دیگر او هم مانند مادرش حرمت من و همسرم را نگه نمی داشت و به پسری پرخاشگر و بی ادب تبدیل شده بود. با آن که همواره مبالغ زیادی به حساب بانکی او می ریختم اما باز هم برای مخارج مادرش به من و همسرم توهین می کرد.
کار به جایی رسید که یک روز به طرفداری از مادرش سیلی محکمی به صورتم نواخت که چشمم دچار خونریزی شد. آن روزها عمل قلب باز انجام داده بودم و به همین دلیل دوباره در بیمارستان بستری شدم. حالا نیز عروس سابقم به همراه نوه ام به منزل ما می آیند و با توهین و فحاشی، آبروریزی می کنند در حالی که دیگر ۱۱ سال از طلاق او گذشته و ما هیچ نسبتی با هم نداریم.
بررسی های تخصصی و کارشناسی در این پرونده با دعوت از عروس سابق پیرمرد در دایره مددکاری اجتماعی کلانتری آغاز شد.
انتهای پیام
