
نگاهی به «دره دراز» مجموعه داستان کوتاه از جان استاینبک؛
درخشش زندگیهای کوچک در اقلیم سالیناس
اقلیم اصلی داستانهای «دره دراز» دره سالیناس و حوالی مونتری است؛ جایی با مزرعهها، کارگران فصلی، خانههای روستایی و آدمهایی که در ظاهر سادهاند، اما در درون، صحنه نبردی خاموشاند.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- صبا صحبتی، منتقد: مجموعهداستان «دره دراز» اثر جان استاینبک نخستینبار در سال ۱۹۳۸ منتشر شد؛ زمانی که نام او با «موشها و آدمها» و «در نبردی مشکوک» بر سر زبانها افتاده بود، اما هنوز به جایگاه اسطورهای سالهای بعد نرسیده بود. انتشار این کتاب نشان داد که استاینبک فقط رماننویسی توانا نیست، بلکه در قالب داستان کوتاه نیز قدرتی کمنظیر در ایجاز، تمرکز و خلق تأثیر دارد. ترجمه اسداله امرایی از این اثر در نشر افق، یازده داستان را در اختیار خواننده فارسیزبان میگذارد: «گلهای داوودی»، «بلدرچین سفید»، «گریز»، «مار»، «صبحانه»، «یورش»، «قوزبند»، «خودسر»، «جانی پیر»، «قتل» و «سنتکیتی پاکدامن». همین یازده قطعه، تصویری روشن از جهانبینی و مهارت فنی استاینبک به دست میدهند.
واکنشهای اولیه به این مجموعه، آمیزهای از تحسین و تردید بود. برخی منتقدان آن را نه «ژرف» و نه «بزرگ» دانستند و حتی گاه به احساساتیبودن بعضی داستانها خرده گرفتند. با این حال، همان منتقدان نیز به «صراحت تأثیرِ» نثر او اذعان داشتند: کیفیتی که باعث میشود داستانها، هرچند درباره زندگیهای کوچک باشند، با درخششی زنده در ذهن بمانند. خوانندگان اما نظر دیگری داشتند؛ کتاب ماهها در فهرست پرفروشها ماند، اتفاقی کمسابقه برای یک مجموعهداستان. شاید دلیلش این بود که استاینبک بیآنکه ادعای نظریهپردازی داشته باشد، انسان را در عریانترین شکلش روایت میکرد.
