محمد حیدریپور- «تمام چیزهایی که جایشان خالیست» با یک ضربه شروع می شود، فیلمساز جاه طلب، خودش و توانایی اش را محک می زند و نقطه عطف فیلمش را همان ابتدا به رخ میکشد: راوی این قصه زنده نیست. پس از آن تبریزی قدرت روایتگری خودش را به ما ثابت می کند، تماشاگری که می داند مهنازِ این قصه در مبارزه با بیماری از پا در آمده تا انتها پای این قصه می نشیند، فیلم روایتی پرچالش و جذاب دارد، گذشته را به امروز پیوند می زند، از صدا و نریشین به خوبی استفاده کرده و گفتار متنی بسیار خوب نوشته شده دارد، سلماز غنی هم اجرایی درست از شخصیت مهناز دارد.
محمد حیدریپور-
مسئله مهم در این فیلم تلخی موضوع است، فیلمساز به اندازه به تنهایی مهناز و رنجش نزدیک می شود، و برای معدود دفعات در سینمای مستند به نشانه های ظاهری بیماری و بحران بسنده نمی کند، او عمق رنج یک زن، یک مادر را آشکار کرده و فیلمی زنانه ساخته، فیلمی که بدن زن، و جسم او را به رسمیت می شناسد و هجوم بیماری به این هویت زنانه را به عنوان یک چالش مطرح می کند.
