«وحشی» فصل دوم یکی از معدود تولیدات ایرانی این سالهاست که با هوش فرمی و پرهیز از اخلاقگرایی کلیشهای و توجه به جزئیات شخصیتها ساخته شده است. در حالیکه بسیاری از سریالهای پلتفرمهای نمایش خانگی به سمت مصرفی شدن و سرعتزدگی رفتهاند، «وحشی» فصل دوم با صبر و وسواس پیش میرود و از مخاطب میخواهد مشارکت کند، بفهمد و قضاوت کند. اگر قرار است سریال ایرانی در سطح جدی و جهانی حرف بزند، چنین تجربههایی است که میتواند راه باز کند
جوان آنلاین: فصل دوم سریال «وحشی» به کارگردانی هومن سیدی تصویری جدید از مسائل و بحرانهای اجتماعی را پیش چشم مخاطب میگذارد و او را به چالش میکشاند. فصل دوم این سریال از همان قسمتهای ابتدایی تکلیف خود را با مخاطب روشن میکند و نشان میدهد قرار نیست با سریالی ساده و دمدستی مواجه باشیم، بلکه با جهانی طرفیم که در آن مرز میان قربانی و مجرم، مظلوم و ظالم و حتی انسان و هیولا مدام جابهجا میشود.
پختگی هومن سیدی
هومن سیدی با تسلطی روزافزون بر ریتم بصری، چیدمان میزانسن و لحن روایی، فصل دوم را نه صرفاً ادامه فصل اول، بلکه بازنگری و بازتعریف آن بنا میکند. «وحشی» در فصل دوم بهطرز محسوسی پختهتر، منسجمتر و از نظر شخصیتپردازی پیچیدهتر شده؛ گویی سیدی فرصت داشته تا زمان بگیرد، نفس تازه کند و جهان شخصیاش را بیعجله و وسواسمندتر بسازد.
داوود اشرف، محور اصلی سریال، در فصل دوم به مرحلهای از دگردیسی میرسد که دیگر نمیتوان او را بهسادگی با برچسب «شرور» یا «قربانی» فهمید. جامعهای که داوود در آن زندگی میکند، با قواعد نانوشته و خشونتی نامرئی اداره میشود؛ جامعهای که پیش از آنکه به فرد فرصت انتخاب بدهد، گناه و قضاوت را بر سرش فرود میآورد. داوود در فصل دوم سریال به دلیل مجموعهای از فشارهای روانی و اجتماعی به سمت هیولا شدن هل داده میشود؛ هیولایی که تماشایش نه ساده و سرگرمکننده، بلکه تلخ و تراژیک است. از این منظر، «وحشی» در فصل دوم سریالی درباره خشونت نیست و بیشتر سریالی درباره سازوکار تولید خشونت است.
