دختران روستایی با استناد به اصل سوم قانون اساسی حقوقی دارند که کاوش حقوقی آنها در چالشهای تحصیل، سلامت و آینده میتواند بستری برای حکمرانی عادلانه باشد
جوان آنلاین: «حقوق» در دل روستا هم جوانه میزند، اگر خاکش را با عدالت سیراب کنیم. در آستانه روز دختر، این گزارش سفری است به قلب روستاهای کشورمان؛ جایی که دختران با رؤیاهایی بزرگ برای تحقق حقوق اساسی خود، بهویژه حق تحصیل تلاش میکنند. فاطمه، ۱۲ساله از سیستان میگوید: «میخوام معلم شم، ولی مدرسهمون فقط تا پنجمه.» زهرا، ۱۷ساله از کردستان میپرسد: «چرا نمیتونم مثل همه دختران کشورم درس بخونم؟» این گزارش، صدای دخترانی است که پس از دوره ابتدایی، به دلیل نبود بسترهای مناسب، از ادامه تحصیل محروم میمانند. مصاحبههای میدانی با دختران ۱۰ تا ۲۰ساله نشان میدهد آنها از حقوق خود آگاهند، اما فقر، کمبود زیرساخت و موانع فرهنگی، راهشان را سد کرده است. اصل سوم قانون اساسی کشورمان، دولت را موظف به آموزش رایگان، رفع تبعیض و تأمین رفاه کرده است، اما این حقوق در روستاها کمرنگ ماندهاند. این گزارش، نه روایت یأس، بلکه دعوتی به آیندهای روشن است که با سیاستگذاری حقوقی و ایجاد بسترهای آموزشی، میتوان عدالت را احیا کرد. همراه ما باشید با استناد به اصل سوم قانون اساسی، چالشهای حقوقی دختران روستایی را بررسی و راهکارهایی برای شکوفایی حقوقشان پیشنهاد کنیم.
اصل سوم قانون اساسی کشورمان، نقشه راهی برای عدالت است. بند۳ این اصل، دولت را موظف به «آموزشوپرورش رایگان برای همه در تمام سطوح» کرده، بند۹ بر «رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه» تأکید دارد و بند۱۲ خواستار «رفع فقر و محرومیت در زمینههای تغذیه، مسکن، کار و بهداشت» است. این اصول، حقوق اساسی دختران را در تحصیل، سلامت و فرصتهای برابر تضمین میکنند، با این حال در مناطق روستایی، این حقوق، بهویژه حق تحصیل، بهطور کامل محقق نشده است. برای این گزارش، با ۲۰ دختر ۱۰ تا ۲۰ساله از روستاهای سیستانوبلوچستان، کردستان، خوزستان، لرستان و هرمزگان مصاحبه کردیم. این مصاحبهها که با رعایت اصول اخلاقی انجام شد، نشاندهنده عمق محرومیتها و اشتیاق این دختران برای احقاق حقوقشان است.
فاطمه، ۱۲ساله از سیستانوبلوچستان میگوید: «دلم میخواد معلم شم، ولی مدرسهمون فقط تا کلاس پنجمه. برای ادامه درس باید برم شهر، ولی بابام میگه پول نداریم.» زهرا، ۱۷ساله از کردستان میافزاید: «دوست دارم پرستار شم، ولی خانوادم میگن رفتن به شهر برای درس خوندن برای یه دختر سخته.» مریم، ۱۵ساله از خوزستان از کمبود امکانات گلایه میکند: «مدرسهمون نه کتابخونه داره، نه آزمایشگاه. معلمامونم هر سال عوض میشن.» سارا، ۲۰ساله از لرستان میگوید: «دیپلم گرفتم، ولی، چون دانشگاه نزدیک نیست، نمیتونم ادامه بدم.» نرگس، ۱۴ساله از هرمزگان نیز از موانع فرهنگی مینالد: «خواهرم، چون رفت شهر برای درس، همه تو روستا حرف زدن. حالا خانوادم میگن من نباید برم.» این صداها، فریادی برای عدالت حقوقی است. دختران روستایی، آگاه به حق تحصیل، سلامت و فرصتهای برابر، خواستار بستری هستند که اصل سوم قانون اساسی وعده داده است. آنها پس از دوره ابتدایی، به دلیل نبود زیرساختهای آموزشی، از ادامه تحصیل محروم میمانند و این نقض صریح بند۳ اصل سوم است.
«تحصیل» حقی که در روستاها کمرنگ شد
