دختران بابایی

پدر با ایجاد رابطه‌ای امن، محترمانه و حمایتگر به دخترش یاد می‌دهد جامعه، فضایی است که می‌توان در آن دیده شد، نظر داد، مرز داشت و رشد کرد چنین دختری نه برای اثبات ارزشمندی خود می‌جنگد و نه از حضور در جامعه عقب‌نشینی می‌کند

پدر با ایجاد رابطه‌ای امن، محترمانه و حمایتگر به دخترش یاد می‌دهد جامعه، فضایی است که می‌توان در آن دیده شد، نظر داد، مرز داشت و رشد کرد چنین دختری نه برای اثبات ارزشمندی خود می‌جنگد و نه از حضور در جامعه عقب‌نشینی می‌کند

جوان آنلاین: اگرچه برای پسر‌ها پدر نقش الگویی دارد و فرزندان پسر خانواده می‌کوشند شبیه پدرشان شوند، اما رابطه پدر و دختری از آن دست رابطه‌هایی است که در اعماق وجود پدر و درخت بذر محبت و دوستی را می‌کارد و آنچنان رابطه عاطفی عمیق و پایداری را شکل می‌دهد که تا همیشه پیوند روحی پدران با دختران‌شان ناگسستنی است. پدر‌ها برای فرزندان‌شان به خصوص فرزندان دختر نقش یک قهرمان بلامنازع را دارند. از نگاه فرزندان به خصوص دختربچه‌ها، هیچ قدرت و هیچ مانعی برای پدرشان وجود ندارد و او می‌تواند از پس هر مشکلی بر بیاید و هر مسیر ناهمواری را برای آنها هموار کند. از سوی دیگر پدر‌ها نخستین مردی هستند که یک دختر در طول زندگی با او ارتباط می‌گیرد و نوع رابطه پدر و دختری، نقشی بسیار تعیین‌کننده در تربیت و آینده دختر‌های ما دارد. به بیان دیگر وقتی می‌خواهیم موفقیت دختران جامعه را ارزیابی کنیم، خیلی وقت‌ها باید به نوع رابطه آنها با پدران‌شان توجه داشت. بر همین مبناست که نقش پدر در خانواده به خصوص در زندگی و تربیت فرزندان دختر می‌تواند از نقشی که در تربیت فرزندان پسر خود دارد، مهم‌تر و عمیق‌تر باشد. از سوی دیگر نوع رفتار پدر با همسرش یعنی مادر خانواده هم می‌تواند روی نقش‌پذیری فرزندان در آینده و اعتمادبه‌نفس و عزت نفس بچه‌ها به خصوص فرزندان دختر خانواده اثرگذار باشد. در نهایت پدر شدن یعنی ساختن حضور و امنیت. پدر شدن یعنی یاد گرفتن اینکه هر نگاه، هر کلمه و هر رفتار تو می‌تواند اعتمادبه‌نفس و شجاعت یک انسان کوچک را بسازد. پدر شدن یعنی تبدیل شدن به نقطه اتکایی که فرزند در کنار آن رشد و کشف می‌کند و یاد می‌گیرد چگونه در جهان، خودش و نسخه بهتری از خودش باشد. برای واکاوی نقش پدر در زندگی دختربچه‌ها و بررسی عمق و اهمیت رابطه پدر و دختری در سلامت روان و عزت نفس دختران سراغ مطهره وکیلی، پژوهشگر اندیشکده امید رفتیم و با وی به گفت‌و‌گو نشستیم.

نقش پدر در اعتمادبه‌نفس کودکان چیست؟
نقش پدر در اعتمادبه‌نفس کودک یعنی کمک به شکل‌گیری حس «من می‌توانم» در مراحل مختلف رشد. کودک در مسیر رشد خود مدام در حال آزمودن توانایی‌هاست و پدر یکی از مهم‌ترین افرادی است که یا این آزمون را تسهیل می‌کند یا متوقف. وقتی پدر به کودک اجازه تجربه، تصمیم‌گیری متناسب با سن و حتی اشتباه‌کردن می‌دهد، کودک به تدریج به احساس کفایت می‌رسد، یعنی باور می‌کند که توانمند است. مثلاً کودکی که می‌خواهد خودش تکلیفش را انجام دهد. پدری که می‌گوید: خودت شروع کن، اگر جایی گیر کردی کمک می‌کنم، در واقع اعتمادبه‌نفس را تقویت می‌کند، اما پدری که از ابتدا کنترل را به دست می‌گیرد، ناخواسته پیام می‌دهد که تو از پسش برنمی‌آیی یا کودکی که در زمین بازی زمین می‌خورد. پدری که اول نگاه می‌کند، آیا کودک می‌تواند بلند شود و بعد می‌گوید: بلند شو، می‌دونم می‌تونی، به رشد روانی سالم کمک می‌کند. در مقابل، پدری که با اضطراب افراطی دخالت می‌کند، حس ناتوانی را تقویت می‌کند. از دید روان‌شناسی تحولی، پدر با ایجاد تعادل بین حمایت و استقلال، به کودک یاد می‌دهد که هم امن است و هم توانمند و همین تعادل، هسته اصلی عزت نفس در طول زندگی می‌شود. 

 از آنجا که پدر نخستین مردی است که دختربچه‌ها در زندگی خود درک می‌کنند و می‌شناسند، پدر‌ها چگونه باید دختران‌شان را برای ورود به جامعه آماده کنند؟
پدر برای دختربچه نخستین مرد معنادار زندگی است و رابطه‌ای که با او شکل می‌گیرد، به‌تدریج به یک الگوی درونی‌شده تبدیل می‌شود؛ الگویی که بعد‌ها نحوه حضور دختر در جامعه، کیفیت روابط اجتماعی و حتی نوع مواجهه‌اش با قدرت، امنیت و صمیمیت را هدایت می‌کند. پدر‌ها دختران‌شان را برای ورود به جامعه، نه لزوماً با آموزش‌های مستقیم یا توصیه‌های کلامی، بلکه از طریق تجربه رابطه‌ای پایدار، محترمانه و قابل پیش‌بینی آماده می‌کنند. دختری که در این رابطه احساس می‌کند دیده و شنیده می‌شود، ارزشمند است، به این باور بنیادی می‌رسد که «من شایسته احترامم»؛ باوری که در روان‌شناسی تحولی، هسته عزت‌نفس و احساس امنیت محسوب می‌شود. در جریان رشد، دختر به‌تدریج از وابستگی اولیه فاصله می‌گیرد و به سمت استقلال روانی حرکت می‌کند. پدری که می‌تواند همزمان حامی و رهاکننده امن باشد، یعنی حمایت کند، اما کنترل نکند، به دختر کمک می‌کند بدون ترس از طردشدن، وارد جهان بیرون شود. این تجربه تحولی باعث می‌شود دختر در جامعه رابطه‌ای متعادل با دیگران برقرار کند. از سوی دیگر، نحوه ابراز هیجان، حل تعارض و مواجهه پدر با فشار‌های زندگی، به‌صورت غیرمستقیم به دختر الگو می‌دهد. وقتی پدر هیجان‌هایش را می‌شناسد، مسئولیت رفتار خود را می‌پذیرد و به‌جای سلطه یا انفعال، گفت‌و‌گو را انتخاب می‌کند، دختر یاد می‌گیرد که در جامعه نیز می‌توان هم قاطع بود و هم محترمانه تعامل کرد. در یک نگاه کلی، پدر با ایجاد رابطه‌ای امن، محترمانه و حمایتگر، به دخترش می‌آموزد جامعه، فضایی است که می‌توان در آن دیده شد، نظر داد، مرز داشت و رشد کرد. چنین دختری نه برای اثبات ارزشمندی خود می‌جنگد و نه از حضور در جامعه عقب‌نشینی می‌کند. 

 ارتباط خوب و مؤثر میان پدر و دختر چگونه می‌تواند سلامت روان و ارتباطات اجتماعی او را با جنس مخالف تحت تأثیر قرار دهد؟
رابطه‌ای که در آن پدر قابل اعتماد، پیش‌بینی‌پذیر و از لحاظ عاطفی در دسترس است، به دختر کمک می‌کند یک تصویر درونی امن از رابطه با مردان بسازد. دختری که این الگو را سالم تجربه کرده است، کمتر جذب روابط ناپایدار، تحقیرآمیز یا هیجانی افراطی می‌شود، چون بدن و روانش «رابطه ناسالم» را ناآشنا و نگران‌کننده تشخیص می‌دهند. از نظر سلامت روان، ارتباط مؤثر با پدر به تنظیم هیجان کمک می‌کند. پدری که احساسات دخترش را جدی می‌گیرد، بدون تمسخر یا انکار به آنها گوش می‌دهد و در عین حال هیجان‌های خودش را مدیریت می‌کند، به دختر می‌آموزد که هیجان‌هایش قابل تحمل و قابل بیان هستند. این توانمندی باعث می‌شود دختر در روابط با جنس مخالف، برای دیده‌شدن یا آرام‌شدن به وابستگی افراطی، چسبندگی هیجانی یا تحمل رفتار آسیب‌زا پناه نبرد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *