
به گزارش مجله خبری نگار، تصور کنید در یک مهمانی خانوادگی نشستهاید. بحث داغی درباره مسائل اقتصادی درگرفته و یکی از بستگان که تحصیلاتش در حوزه اقتصاد نیست، با اطمینان کامل نه تنها فرضیهای عجیب را تشریح میکند؛ بلکه هر مخالفتی را با دلایل سطحی رد میکند. گاهی هم در فضای مجازی، زیر پست یک کارشناس، با کامنت افرادی مواجه میشویم که نظرات قطعی و مطمئنی را ارائه میدهند. حتی یک وقتهایی خیلی از ما بهراحتی تعویضها و تاکتیکهای مربیان بزرگ فوتبال دنیا مثل گواردیولا را هم زیر سوال میبریم آنهم با تکیه بر اینکه روزگاری زنگ ورزش در مدرسه فوتبال بازی کردیم. اما چرا برخی از ما با کمترین اطلاعات، قاطعترین نظرها را داریم؟ چرا گاهی در دام این خطا میافتیم؟ چرا بعضی از ما نه تنها در حوزهای که کارشناس نیستیم نظر میدهیم و بعد هم با اصرار زیاد روی آن پافشاری میکنیم؟ پدیدهای در روانشناسی شناختی به نام «اثر داونینگ/کروگر» پاسخ بخشی از این پرسشهاست. این اثر توضیح میدهد که چگونه ناآگاهی میتواند منجر به اعتماد به نفسی کاذب شود؛ وقتی فرد دانش کافی در زمینهای ندارد، اغلب فاقد ابزارهای لازم برای سنجش دقیق کمبودهایش هم هست. نتیجه؟ او نهتنها اشتباه میکند، بلکه از اشتباه خودش هم کاملاً بیخبر است. اما همین بیخبر بودن نکته مهمی است چرا که شاید زمانی که ما هم اطمینان در مورد موضوعی پیچیده اظهارنظر میکنیم، درگیر همین اعتمادبه اطلاعات سطحی باشیم. این پرونده دعوتی است برای مکثی کوتاه و پرسیدن این سؤال سخت: «آیا من هم گاهی قربانی این توهم دانایی میشوم؟»
