آنجا که دلم پیش تو افتاده به جانم آنجا که دلم پیش تو افتاده به جانم آنجا که دلم پیش تو افتاده به جانم گذشت با این که با غریبه نشست طاقت بیار بی اختیار اشک تو نریز روی گونه هات
چشمات ارامش این حال دلم بود من در تو و آتیش زدی دنیا مو چقدر زود رفتی و منم موندم و این حال خرابم عاشق می کشی مهربان مهربانم در محفل آن حال و هوا جای گذر نیست آنجا که دلم پیشه توست وای به حالم آنجا که دلم پیشه توست وای به حالم
آنجا که دلم پیش تو افتاده به جانم آنجا که دلم پیش تو افتاده به جانم آنجا که دلم پیش تو افتاده به جانم آنجا که دلم پیش تو افتاده به جانم