حواست اینجا نیست حواست جای دیگست انگار غریبه ام با دلت حواست پیش یکی دیگس نگاهت مثل قطاره که از من رد میشه رسیدی به شهر دور که اسمش پایان من شد حواست اینجا نیست نگات دور از من میخندی اما سردی یه جوری از من صدام میلرزه وقتی اسم تو رو میارن نمیفهمی چی میکشه دل بیقرارم
دلت پر از نفس کیه که بوش رو بدنت داری که حای اسم من همتو خاطراتت نمیمونه نمیخواماسمش و بدونم فقط بگو کی و داری؟ کی اومد جای من اینقدر بی قراری حواست اینجا نیست حواست جای دیگس انگار غریبه ام بادلت حواست پیش یکی دیگس حواست اینجا نیست نبودنت شبیه مرگ منه حواست اینجا نیست دلت گیر اونه منم مثل یعنی شهر خالی ساکت