ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﻳﻰ ای وﻃﻨﻢ
ای ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﻟﺎ ﺗﻮ اﻳﺮاﻧﻰ ﺧﺎک ﭘﺎک ﭘﻬﻠﻮاﻧﺎﻧﻰ
زمین و آسمون دور تو میگرده ببین اسم تو یک دنیارو پر کرده
ایران قلب من تو دستام واسه توست ایران جان من خلیج فارس توست
با تو روینده و رویانم من ، بی تو سوزنده و سوزانم من
چه کنم عاشق ایرانم من ، چه کنم عاشق ایرانم من
چه کنم عاشق ایرانم من ، چه کنم عاشق ایرانم من
وه چه گمگشته سری دارم من ، یوسف رفته ز کنعانم من
همچو فرزند جدا از مادر ، در هوای تو پریشانم من
اگرم نیست به جز تحفه ی جان ، شرمسار از همه یارانم من
چه کنم عاشق ایرانم من ، چه کنم عاشق ایرانم من
چه کنم عاشق ایرانم من ، چه کنم عاشق ایرانم من
سياوش منم نه از پريزادگان
ز ايرانم از شهر آزادگان
همي بوي مشک آيد از دوستان
نام جاوید وطن صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم که هم آواز تو منم
همه ی جان و تنم وطنم وطنم
نفسی و جونم حالتو میدونم واسه تو میخونم عشقه من
فقط تو رو میخوام تویی همه رویام با تو روی ابرام عشقه من
تویه هر خیابون زیر برفو بارون تو خاطره هامون یادتم
هر چی بخوام داری تویه بیقراری تو خواب و بیداری یادتم
ایران عاشقت منم ایران ای جونو تنم ایران تویی وطنم ایران ایران
اسمم ایرانه خاکم بوسیدن داره
شور شیرانم تو میدون دیدن داره
چی توی دنیا زیباتر از این تصویره
وقتی تا ابرا این پرچم بالا میره
اسمم ایرانه آهنگم شور انگیزه
رستم ها دارم چون خاکم غیرت خیزه
مهر تو در جان من سر و سامان من
ای همه ی باور دلم ایران من
عشق دلارام تو مستم از جام تو
تا ابد از خاطرم نرود نام تو
شاد بمان که با تو سبز شود سرورم
سبز بمان همیشه خاک پر از غرورم
میهن سربلندم ای وطن صبورم ایران
جان من و جهانم بود منو نبودم
هر نخ پرچم تو بسته به تار و پودم
سر زد از افق مهرِ خاوران فروغ دیده ی حق باوران
بهمن فر ایمان ماست پیامت ای امام استقلال آزادی
آواز خوانی در شبم سرچشمه ی خورشید تو یار و دیار و عشق تو سرچشمه ی امید تو
ای صبح فروردین من ای تکیه گاه آخرین ای کهنه سرباز زمین جام جهان ایران زمین
ای در رگانم خون وطن ای پرچمت مارا کفن
دور از تو بادا اهرمن ایران من ایران من ایران من ایران من ای
وطنم ای شکوه پابرجا در دل التهاب دوران ها
کشور روزهای دشوار زخمی سربلند بحران ها
ایستادی به جنگِ رو در رو خنجر از پشت می زند دشمن
گویی از ما و در نهان بر ما وطنم پشت حیله را بشکن
ایران فدای اشک و خنده تو دل پر و تپنده ی تو
فدای حسرت و امیدت رهایی رمنده تو
ایران اگر دل تو رو شکستن تو را به بند کینه بستن
چه عاشقانه بی نشانی که پای درد تو نشستن
کلام شد گلوله باران به خون کشیده شد خیابان
ولی کلام آخر این شد که جان من فدای ایران
تو ماندی و زمانه نو شد خیال عاشقانه نو شد
یک وجب از کویرش و به همه دنیا نمی دم
یک قطره آب خزر و به صدتا دریا نمی دم
این ♪ همه آسمون خراش ارزونی دهکده هاش
یه خونه ی کاه گلیش و به قصر شاه ها نمی دم
ایران ایران از دل و از جان می خونم این
شعر و برات ایران ایران
شکوه از تو غرور از تو غم دنیا به دور از تو
تو شوق تماشایی تو بی پروا و زیبایی
دلت دریا شبت روشن به نام توست نام من
دیدنی ترین آسمان ای ستاره باران
زخمی عشقی وطنم باید صدایت بزنم
در روح و جان من میمانی ای وطن
به زیر پا فتد آن دلی که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو همه جهان نیارزد
نتونست به زانو دراره تورو غمو سختیو ،باره دل تنگیات
دلت قرصه وقتی معطرشده خیابونا از اسم هم سنگرات
تو روزای ترکش تو روزای جنگ از این خاکو از مردمش دل نکند
به فکره یه ایران سرسبز بود به ایران چون سروها سربلند
بزار دستاتو تو ی دستای من
ایران وطنم جانو تنم خاک رهایی مهد هنری مامن مردان خدایی
تیری به تنم تا نخورد از تن من جان و تن من هر دو فدای وطن من
روزی پدری رفت تا زنده بماند روزی پسری تا پاینده بماند
با یار بمانم منو با یار بمیرم در عشق تو یک بار نه صد بار بمیرم
سر میدهم اما سر تسلیم ندارم من آرشم از تیر کسی بیم ندارم
آزاد و رهایم یا در بند توام در هر نفسم عاشق لبخند توام
آغشته به جانم یا بیگانه شدی یک لحظه ام از خاطر
سر تا پا در واهمه ام کابوسی بی خاتمه ام فریادی در همهمه ام
سرد و مست و تلخ و تنها تو بگو که همین فردا چه به جز غم ما دارد
مگر حنجره مان تا کی تب و تاب صدا دارد
نشنیده ام از لب ساکت شب به جز آیه ی بی سحری
ایران نفس های رخ داده در سینه میدانمت
ای جان و ای جانان من ای عشق جاویدان من
نامت طنین انداز شد ایران من ایران من
تاریخ از روز ازل شعری که می خواند تویی
آن سوی برد و باخت ها نامی که می ماند تویی
ایران با تو هم پیمان شدن زیباست
هستی رویایی من عشق اهورایی من
ساحل دریایی من تویی لیلای من
دستای تو دستای من حلقه زدن دور وطن
اسم تو فریاد میزنن تویی دنیا من
ایران غزل باران نفس طوفان
تویی تو یگانه وطن
ایران ای سرای امید بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین رهِ پر خون خورشیدی خجسته رسید
اگر چه دل ها پرخون است شکوهِ شادی افزون است
سپیدهی ما گلگون است وای گلگون است
که دستِ دشمن در خون است
ای ایران غمت مرساد جاویدان شکوه تو باد
ای ایـران ای مـرز پـر گهر
دور از تو اندیـشــه بــــدان
از یعقوب صفار پارسی به معتمد خلیفه تازی
کردی ستوده پرور و مردی دلاورم
