میثاق شمسینی: اگر روند اصلاح ساختار تربیت معلم ادامه یابد، مجموعهای از اقدامات و تصمیمها شکل خواهد گرفت که نه با تأکیدات مقام معظم رهبری سازگار است، نه با منطق تربیت معلم در کشور و نه با نیازهای واقعی نظام آموزشی
جوان آنلاین: در حالیکه دانشگاه فرهنگیان قرار بود نقش قلب تپنده تربیت معلم را ایفا کند و با ورود به دهه دوم فعالیت خود به مرحله ارتقا، توسعه و تثبیت مأموریت برسد، اما طرحی با عنوان اصلاح ساختار، آن را در موقعیتی قرار داده که بیش از هر زمان دیگری، حساس و تعیینکننده است. این دانشگاه که بر اساس فلسفه وجودیاش، باید محل شکلگیری هویتحرفهای معلمان آینده باشد، اکنون، در برابر مدلی قرار گرفته که بهگفته بسیاری از کارشناسان، میتواند بنیانهای هویتی و مأموریتمحور آن را دستخوش تغییر کند.
به باور کارشناسان، اگر اصلاح ساختار دانشگاه فرهنگیان، بدون توجه به ماهیت مأموریتگرای دانشگاه پیش برود، احتمال آن میرود که دانشگاه فرهنگیان (که روزی بهعنوان یک ایده نوآورانه و امیدبخش در نظام آموزشی کشور شکل گرفت) آرامآرام به نهادی شبیه دانشگاههای عمومی تبدیل شود و تفاوتهایی را که قرار بود آن را به مرکزیت تربیت معلم بدل کند، در آینده نه چندان دور از دست بدهد. به همین دلیل، این لحظه تاریخی برای دانشگاه فرهنگیان نهتنها یک تغییر ساختار معمولی نیست، بلکه آزمونی جدی برای آینده تربیت معلم در کشور است، آزمونی که نتیجه آن میتواند برای سالها کیفیت آموزش، هویت معلمی و مسیر تربیت نیروی انسانی آموزشوپرورش را تحتتأثیر قرار دهد. در همین رابطه «جوان» با میثاق شمسینی، جانشین مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان گفتوگو کرده و پیامدهای این تصمیم را مورد بررسی قرار دادهاست.
ساختار جدید دانشگاه فرهنگیان مأموریت تربیت معلم را تقویت میکند یا تضعیف؟
ما با طرحی روبهرو هستیم که عنوان «اصلاح ساختار دانشگاه فرهنگیان» را بر خود دارد، طرحی که بر اساس مادهای از ضوابط کیفیتبخشی دانشگاه فرهنگیان در شورای عالی انقلاب فرهنگی، از حدود دو تا سه سال پیش آغاز شد. این مسیر ابتدا، در دوره وزارت آقای نوری و ریاست آقای صحرایی کلید خورد و در ادامه، با تغییر سه وزیر و سه رئیس دانشگاه، تحت مدیریتهای متفاوتی قرار گرفت. همین جابهجاییها سبب شد اجرای طرح با برداشتهای مختلف، شتابها و توقفهای گوناگون و در نتیجه چالشهای اجرایی همراه شود. در کنار این رفتوآمدها، برخی بیدقتیها و غفلتها نیز در سطح وزارتخانه و مدیریت فعلی دانشگاه دیده میشود که نگرانیها را افزایش دادهاست. اگرچه عنوان طرح «اصلاح» است، اما آنچه در عمل رخ داده، در بسیاری موارد از فلسفه و مأموریت اصلی دانشگاه فاصله دارد و این موضوعی است که باید بدان توجه شود. اصل مهم این است که هر تغییری، چه در بدنه اداری و چه در ساختار علمی، باید ابتدا با مأموریت دانشگاه سنجیده شود. دانشگاه فرهنگیان نهادی مأموریتگراست، مأموریت آن تربیت معلم است، نه تولید مدرک دانشگاهی! اگر تربیت معلم یک امر صرفاً آموزشی یا پژوهشی بود، میتوانست در هر دانشگاه دیگری دنبال شود، اما اسناد بالادستی، از جمله سند تحول بنیادین، مؤکداً تأکید میکنند که تربیت معلم باید در فضایی شکل بگیرد که اختصاصی باشد، فضایی که در آن زیست تربیتی، اخلاق حرفهای، مهارت، رفتار و هویت معلمی به تدریج در وجود دانشجو نهادینه شود.
