
برشی از یک مقاله؛
دانشگاه زیر سایه جنگ؛ خاموشی چراغهای آینده
اما جنگ فقط ویرانی ساختمانها نبود. دانشگاه، جایی بود که در آن میان کلاسها، آزمایشگاهها، کتابخانهها و جمعهای دانشجویی، نوعی زندگی جریان داشت؛ زندگی که با اصابت چند موشک، بخشی از آن در معرض نابودی قرار گرفت. جنگ وقتی وارد دانشگاه میشود، فقط به دیوارها آسیب نمیزند؛ به امکان گفتوگو، اندیشیدن و ساختن آینده حمله میکند.
سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سیده زینب حسینی قائممقام، پژوهشگر: دانشگاه همیشه جایی برای آغاز بوده است؛ آغاز یک ایده، یک پژوهش، یک گفتوگو و گاهی یک تغییر بزرگ. اما جنگ که از راه میرسد، این فضای زنده و پویا را نیز در معرض تهدید قرار میدهد. موشکها فقط شیشهها و دیوارها را نمیشکنند؛ سکوتی سنگین بر کلاسها، آود، ساعت انفجارها، تعداد زخمیها و کشتهشدگان. خبرها را باز میکردم و روی جزئیات مکث میکردم: نام هر خیابان، هر محله، هر ساختمان؛ انگار لحظهای از صفحه بیرون میآمد و به جغرافیایی واقعی بدل میشد. جغرافیایی که دیگر فقط روی نقشه، بلکه در حافظه و بدن آدمها هم زخمی شده بود. اعداد دیگر فقط عدد نبودند؛ هر عدد، پشت سر خود غیابی ایستاده بود که خبر نمیتوانست آن را روایت کند. سر تیتر خبرهای آن روز از اصابت چند موشک به دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه صنعتی شریف میگفتند. عکسها را باز کردم: ویرانههای گروههای فلسفه و علم، خوابگاههایی با شیشههای شکسته، اتاقهایی که از شکل افتاده بودند، راهروهایی که دیگر شبیه راهروهای دانشگاه نبودند. چیزی در آن تصاویر آشنا و ناآشنا بود؛ انگار نه فقط دیوارها، بلکه تصویری که از دانشگاه در ذهن داشتیم، مورد حمله قرار گرفته بود: مکانی برای فکر کردن، آموختن، مکث کردن و فاصله گرفتن از هیاهوی قدرت.
