آن قدر درگیر هوس های نفسانی بودم که دیوانهوار برای طلاق از همسرم اصرار می کردم. گویی نه چیزی می شنوم نه چیزی می بینم به طوری که حتی از نوزاد یک روزه ام گذشتم و …

به گزارش رکنا، این ها بخشی از اظهارات زن 29 ساله ای است که اشک ریزان وارد کلانتری شد. او که چهره در هم شکسته اش را زیر نقاب مادری پنهان کرده بود در حالی که فریاد می زد دوست دارم پسرم را به آغوش بکشم اما او چشم دیدن مرا ندارد.
