دانشجو بودم که دور از چشم شوهرم عاشق مرد متاهل شدم!

آن قدر درگیر هوس های نفسانی بودم که دیوانه‌وار برای طلاق از همسرم اصرار می کردم. گویی نه چیزی می شنوم نه چیزی می بینم به طوری که حتی از نوزاد یک روزه ام گذشتم و ...

آن قدر درگیر هوس های نفسانی بودم که دیوانه‌وار برای طلاق از همسرم اصرار می کردم. گویی نه چیزی می شنوم نه چیزی می بینم به طوری که حتی از نوزاد یک روزه ام گذشتم و …

دانشجو بودم که دور از چشم شوهرم عاشق مرد متاهل شدم!

به گزارش رکنا، این ها بخشی از اظهارات زن 29 ساله ای است که اشک ریزان وارد کلانتری شد. او که چهره در هم شکسته اش را زیر نقاب مادری پنهان کرده بود در حالی که فریاد می زد دوست دارم پسرم را به آغوش بکشم اما او چشم دیدن مرا ندارد.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *