
به گزارش ایرنا، در جغرافیای زاگرس و در قلب لرستان جایی که کوه های سر به فلک کشیده با فرهنگ غنی ایلیاتی گره خورده تفنگ همواره بیش از یک ابزار جنگی باشد بخشی از هویت و نماد شجاعت مردمان این دیار بوده است.
از گذشته های دور تا به امروز در میان عشایر و روستاییان، داشتن اسلحه بخصوص تفنگ برنو به واسطه ضرورت های دامداری و حفاظت از گله امری بدیهی تلقی می شد اما همین ابزار که روزی حافظ جان بود در دهه های اخیر به واسطه یک رسم غلط و کج سلیقگی در ابراز شادمانی به عامل اصلی ستاندن جان عزیزان در بزم های عروسی تبدیل شده است.
این رسم غلط که ریشه در بافت سنتی و قبیله ای استان دارد چنان در عمق باورهای برخی رسوخ کرده که گویی هیچ جشنی بدون صدای شلیک های پی در پی به کمال نمی رسد، مردان و حتی گاهی زنان و کودکان هم با این تصور که شلیک تیر پیش پای عروس و داماد نماد قدرت طایفه و شکوه پیوند دو جوان است بی محابا ماشه ها را می چکانند اما غافل از آنکه در دل همین هیاهوی مستانه گاه گلوله ای سرگردان مسیری را طی می کند که مقصدش نه آسمان بلکه قلب یک میهمان یا لبخند ابدی یک دختر جوان است.
در سال های اخیر این پدیده شوم مرزهای روستاها را درنوردیده و حتی پای خود را به تالارهای مجلل شهری نیز باز کرده است، حادثه عجیب سال گذشته در نزدیکی فرودگاه خرم آباد نقطه عطفی در نگاه به این ناهنجاری بود. جایی که شلیک های بی ضابطه در یک تالار عروسی نه تنها امنیت روانی شهروندان را خدشه دار کرد بلکه با ایجاد اختلال امنیتی در روند پروازها منجر به لغو تعدادی از سفرهای هوایی و پلمب فوری تالار مربوطه شد.
این واقعه نشان داد تیراندازی های غیرمجاز دیگر تنها یک خطر فردی نیست بلکه می تواند زیرساخت های یک شهر را نیز با چالش جدی مواجه کند.همچنین شهریورماه سال گذشته فردی بر اساس رسم غلط و اشتباه در مراسم عروسی یکی از اهالی روستایی در الیگودرز اقدام به شلیک گلوله کرده کرده و منجر به فوت یک دختر ۲۰ ساله شد، در اتفاق تلخی دیگر در خردادماه سال ۱۴۰۲ بر اثر تیراندازی در مراسم عروسی یک جوان ۲۷ ساله کشته شد، در هفتم فروردین ماه سال گذشته نیز تیراندازی در یک مراسم عروسی در خرمآباد جان یک کودک هفت ساله را گرفت.
اخیرا نیز در یکی از مراسم عروسی در یکی از تالارهای شهرستان سلسله فردی با اقدام به شلیک منجر به زخمی شدن ۶ نفر در این مراسم شد که هرچند تالار مربوطه نیز پلمب شد اما زخمی که بر دل مهمانان این مراسم گذاشت هرگز از خاطره ها محو نخواهد شد.
این موارد تنها بخش کوچکی از اتفاقات تلخی است که در گوشه و کنار مراسم عروسی رخ داده است و هرچند در سال های اخیر پویش های خودجوشی نظیر “نه به تیراندازی” با پیشقدمی بزرگان ایلات و طوایف راه اندازی و تلاش شد با نفوذ کلام متنفذین بساط این فرهنگ غلط برچیده شود اما آمارها نشان می دهد که هنوز راه درازی تا محو کامل این پدیده در پیش است.
دستگیری دامادها یا اخذ تعهد از خانواده ها که تاکنون به عنوان ابزارهای بازدارنده استفاده می شدند هم نتوانسته اند سدی محکم در برابر این اشتیاق مرگبار ایجاد کنند.تراژدی های خونین همچنان در گوشه و کنار استان تکرار می شوند و اکنون با بحرانی شدن شرایط، رئیس کل دادگستری لرستان در اقدامی بی سابقه و با دستوری قاطع پایان دوره اغماض را اعلام کرده است.
عمران علی محمدی با تاکید بر اینکه امنیت مردم “خط قرمز” دستگاه قضایی است به دادستان های سراسر استان ابلاغ کرد با عاملان تیراندازی و دارندگان سلاح های غیرمجاز بدون هیچ گونه تعارفی برخورد کنند.وی همچنین از دادستان ها خواسته تا با همکاری دستگاه های مربوطه و بهره گیری از ظرفیت سران طوایف، متنفذین و بزرگان محلی نسبت به آگاه سازی و پیشگیری از این ناهنجاری پیش از وقوع حادثه اقدام نمایند.این دستور که خواستار رسیدگی خارج از نوبت و فوری به این پرونده هاست نویدبخش آن است که قانون با تمام توان در برابر سنت های غلط ایستاده تا دیگر هیچ سفره عقدی به حجله عزا تبدیل نشود.
کابوس بی پایان؛ روایت شاهدان عینی
رضا جوانی که مدتی پیش در یکی از روستاهای الیگودرز شاهد جان باختن دختر جوانی در مراسم عروسی بود با چشمانی پر از اشک می گوید: همه چیز عالی بود، صدای ساز و دهل بلند بود و جوان ها می رقصیدند که ناگهان یکی از اقوام نزدیک داماد برای نشان دادن قدرت خود اسلحه ای بیرون کشید.
وی ادامه داد: اولین تیر شلیک و ولوله ای به پا شد، تیر بعدی اما به جای آسمان بر دل دختری جوان نشست و صدای جیغ های پیاپی جای صدای دهل را گرفت زوج تازه به جای رفتن به خانه بخت، راهی پاسگاه و قرستان شدند.در شهرستان سلسله نیز مریم که در حادثه اخیر زخمی شدن تعدادی از حاضران در یک تالار حضور داشت از لحظات دلهره آور آن شب روایت می کند: صدای شلیک ها چنان نزدیک بود که ساختمان تالار می لرزید، من فقط یادم هست که بچه ام را زیر میز پنهان کردم.
وی ادامه داد: وقتی شلیک ها تمام شد چندین نفر روی زمین افتاده و ناله می کردند، صحنه وحشتناکی بود و به جای هلهله و شادی و بوق ماشین ها، آژیر آمبولانس ها بود که در هوا می پیچید، تالار پلمب شد و جشنی که مدت ها برایش برنامه ریزی شده بود به بدترین خاطره زندگی عروس و داماد و تمامی اقوام تبدیل شد و ترس از صدای تفنگ هنوز در وجود همه ما خصوصا بچه ها مانده است.
وقتی سنت جنگاوری به نمایش خطر تبدیل میشود
تیراندازی در مراسم عروسی پدیدهای است که نمیتوان آن را صرفا یک تخلف یا رفتار هیجانی دانست چرا که پشت این رسم مجموعه ای از عوامل تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و معیشتی قرار دارد که گاه اسلحه را به نمادی از قدرت، شجاعت و منزلت تبدیل کرده اند.با این حال آنچه زمانی در بستری متفاوت کارکرد حفاظتی داشته امروز در مراسم شادی می تواند به عاملی برای تهدید جان انسان ها تبدیل و پیامدهای تلخ آن در قالب مجروحیت، نقص عضو و حتی مرگ افراد بیگناه نمایان شده که نشان می دهد فاصله میان «شلیک برای شادی» و «شلیک مرگبار» گاهی تنها چند ثانیه و چند متر است.
اسلحه چگونه به نماد هویت تبدیل شد؟
دکتر «مهدی سلیمانی» جامعه شناس و پژوهشگر آسیب های اجتماعی در گفت و گو با ایرنا معتقد است برای تحلیل تیراندازی در مراسم باید رابطه میان «سلاح» و «هویت» را مورد توجه قرار داد.
وی می گوید: در ساختارهای سنتی، هویت فرد تا حد زیادی با خانواده، خویشاوندان و طایفه تعریف می شد و برخی رفتارها نه صرفا رفتار فردی بلکه نوعی نمایش تعلق و جایگاه اجتماعی بودند.
به گفته این جامعه شناس در چنین شرایطی ممکن است اسلحه از یک ابزار حفاظتی به نمادی از شجاعت، قدرت و منزلت و تیراندازی در مراسم نیز به شکلی از نمایش این قدرت تبدیل شود.
سلیمانی می افزاید: فردی که در یک مراسم عروسی اقدام به تیراندازی می کند لزوما قصد آسیب زدن ندارد اما ممکن است تصور کند این رفتار بخشی از شادی یا نشانه قدرت و مردانگی است در حالی که همین تصور خطر رفتار را پنهان می کند.به باور او مسئله زمانی پیچیده تر می شود که این رفتار از سوی اطرافیان تشویق یا دست کم تحمل شود زیرا در این صورت یک رفتار فردی به تدریج به هنجار گروهی تبدیل می شود.
بازتولید یک رفتار از نسلی به نسل دیگر
سلیمانی یکی از مهم ترین ابعاد اجتماعی این پدیده را یادگیری و باز تولید آن در نسل های مختلف عنوان می کند و می گوید: کودکی که از سال های نخست زندگی صدای شلیک را در عروسی می شنود و واکنش اطرافیان را به شکل شادی و هیجان می بیند ممکن است به مرور تصور کند که اسلحه و تیراندازی بخشی طبیعی از مراسم شادی است و به این ترتیب چرخه شلیک، هیجان و تشویق، عادی شدن رفتار، تقلید و تکرار در مراسم بعدی شکل می گیرد و در نهایت رفتاری که باید یک استثنا باشد تبدیل به یک عادت اجتماعی می شود.
این جامعه شناس معتقد است که مبارزه با تیراندازی صرفا مبارزه با یک فرد مسلح نیست بلکه با یک الگوی رفتاری باز تولید شونده است چون مشکل فقط وجود سلاح نیست بلکه یک عامل زمینه ای است اما آنچه خطر را چند برابر می کند نگرش جامعه نسبت به سلاح است.
سلیمانی بر این باور است که اگر سلاح در ذهن جامعه نماد اقتدار، شجاعت و اعتبار باشد حتی محدود کردن دسترسی به آن نیز به تنهایی نمی تواند مشکل را به طور کامل حل کند بنابراین کاهش دسترسی غیرمجاز به سلاح و تغییر نگرش اجتماعی نسبت به استفاده نمایشی از آن بدون یکدیگر نتیجه پایدار ایجاد نمی کنند.
چرا تیراندازی در عروسی یک آسیب اجتماعی است؟
سلیمانی می گوید: ممکن است گفته شود فردی که به هوا شلیک می کند قصد هدف قرار دادن کسی را ندارد اما این استدلال از نظر ایمنی و جامعه شناختی قابل قبول نیست چرا که گلوله پس از شلیک دیگر تحت کنترل فرد نیست و می تواند به فردی در همان مراسم یا حتی خارج از محل مراسم اصابت کند.
این دکترای جامعه شناسی معتقد است که وجود سلاح در فضای پرهیجان عروسی، احتمال بروز رفتارهای تکانشی، درگیری های ناگهانی و استفاده نادرست از آن را افزایش می دهد.
سلیمانی با بیان اینکه تیراندازی در مراسم را باید از چند منظر بررسی کرد افزود: تهدید مستقیم جان انسان ها، ایجاد احساس نا امنی، الگوسازی برای کودکان و نوجوانان، عادی سازی خشونت، بازتولید فرهنگ نگهداری اسلحه و تبدیل شادی به عرصه نمایش قدرت از مهمترین پیامدهای استفاده از اسلحه در مراسم است به همین دلیل این پدیده تنها یک مسئله انتظامی نیست یک مسئله فرهنگی و اجتماعی نیز هست.
برخورد قضایی؛ لازم اما ناکافی
این جامعه شناس لرستانی با تاکید بر ضرورت برخورد قانونی با تیراندازی در مراسم می گوید: برخورد پلیسی و قضایی برای ایجاد بازدارندگی ضروری است اما نمی تواند کافی باشد چرا که قانون باید هزینه رفتار پرخطر را مشخص کند اما فرهنگ باید کاری کند که فرد اساسا تمایلی به انجام آن رفتار نداشته باشد.سلیمانی ادامه داد: بنابراین اگر تنها مجازات افزایش پیدا کند اما تیراندازی همچنان در ذهن بخشی از جامعه نماد شادی و قدرت باقی بماند احتمال بازگشت رفتار وجود خواهد داشت پس باید در کنار اقدامات انتظامی و قضایی، یک مداخله فرهنگی و اجتماعی بلند مدت هم شکل بگیرد.
بزرگان طوایف؛ حلقه مهم تغییر
وی معتقد است در جوامعی که پیوندهای خویشاوندی و طایفه ای همچنان از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار است استفاده از ظرفیت بزرگان، ریش سفیدان و معتمدان محلی می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد.وی می گوید: اگر یک بزرگ خاندان یا معتمد محلی اعلام کند که مراسم ما بدون شلیک برگزار می شود در واقع یک هنجار جدید را در همان شبکه اجتماعی ایجاد کرده و این روش می تواند بسیار موثرتر از آن باشد که تغییر فرهنگی صرفا از طریق بخشنامه و دستور اداری دنبال شود چرا که برای اصلاح یک سنت اجتماعی باید از ظرفیت خود جامعه برای اصلاح آن سنت استفاده کرد.
جایگزین کردن شادی؛ نه حذف شادی
سلیمانی می گوید: یک خطای مهم در سیاست گذاری فرهنگی این است که صرفا به مردم گفته شود این کار را انجام ندهید در حالی که اگر قرار است تیراندازی حذف شود باید برای آن جایگزین های جذاب و متناسب با فرهنگ محلی تعریف کرد.وی ادامه می دهد: لرستان از نظر موسیقی، آیین ها، پوشش، رقص های محلی و میراث فرهنگی ظرفیت بسیار بالایی برای طراحی الگوهای جدید شادی دارد.
به گفته وی اجرای موسیقی اصیل لری، نور پردازی، برنامه های هنری، کاشت نهال به نام عروس و داماد، اجرای آیین های بومی و راه اندازی پویش های اجتماعی می تواند به تدریج جایگزین شلیک گلوله شود بنابراین هدف نباید حذف فرهنگ باشد بلکه باید حذف بخش خطرناک و بازسازی بخش ارزشمند فرهنگ باشد.
جراحی فرهنگی با لزوم تغییر تعریف «قدرت»
سلیمانی معتقد است که اگر در ذهن جامعه، خانواده یا طایفه قدرتمند خانواده ای باشد که صدای شلیک بیشتری در مراسمش شنیده می شود تغییر رفتار دشوار خواهد بود اما اگر این تعریف تغییر کند و خانواده قدرتمند خانواده ای تلقی شود که جوانان تحصیل کرده تر، کارآفرین تر، موفق تر و اثرگذارتری دارد آن گاه اسلحه جایگاه نمادین خود را از دست خواهد داد.وی می گوید: قدرت واقعی یک طایفه را می توان در تعداد نخبگان، دانش آموختگان، کارآفرینان، ورزشکاران، هنرمندان و انسان های موفق آن دید نه در تعداد اسلحه ها و شدت صدای گلوله ها،که این تغییر نگرش همان چیزی است که می توان از آن به عنوان «جراحی فرهنگی» یاد کرد.
پیشنهاد یک نسخه بومی برای لرستان
این دکترای جامعه شناسی می گوید: برای مقابله پایدار با این پدیده می توان طرحی با عنوان «لرستان؛ شادی بدون گلوله» تدوین کرد که در آن دستگاه قضایی و انتظامی در کنار نهادهای فرهنگی و اجتماعی قرار گیرند.سلیمانی تصریح کرد: در این طرح می توان چند اقدام ایجاد پیمان محلی «عروسی بدون تیراندازی» با مشارکت خانواده ها و بزرگان، شناسایی مناطق و گروه های اجتماعی دارای شیوع بیشتر این رفتار، آموزش خانواده ها و جوانان درباره پیامدهای واقعی تیراندازی، مشارکت دادن دهیاران، شوراها، معتمدان و بزرگان طوایف، تولید محتوای رسانه ای با استفاده از هنرمندان و چهره های محبوب لرستانی، قدردانی از خانواده هایی که مراسم خود را بدون تیراندازی برگزار می کنند، همکاری تالارها و برگزارکنندگان مراسم برای جلوگیری از ورود و استفاده از سلاح، طراحی آیین های جایگزین شادی متناسب با فرهنگ لری، آموزش کودکان و نوجوانان درباره خطرات عادی سازی سلاح و در کنار همه این اقدامات، استمرار برخورد قانونی و بازدارنده با تیراندازی غیرمجاز را دنبال کرد.
جشنی برای زندگی نه برای مرگ
رسم غلط تیراندازی در لرستان حکایت تلخ جامه ای است که امروز دیگر وصله ای ناجور به نظر می رسد و غرش گلوله ها در شب های عروسی بیش از آنکه پیام آور شادی باشد ناقوس مرگی است که هر لحظه ممکن است بر سر میهمانی فرود آید.اقدام قاطع دستگاه قضایی استان و دستور صریح رئیس کل دادگستری اتمام حجتی است با تمامی کسانی که می خواهند به قیمت لرزاندن دل های مردم و ایجاد اخلال در امنیت عمومی سنت های پوسیده را زنده نگه دارند.
اما زمان آن فرا رسیده است که مردم فرهنگ مدار لرستان با پشتوانه تاریخ پرافتخار خود، اسلحه ها را به صندوقچه های تاریخ بسپارند و اجازه دهند موسیقی اصیل لری و رقص های محلی تنها روایتگران شادی هایشان باشند چرا که هیچ قدرتی بالاتر از حفظ جان یک انسان نیست و هیچ لبخندی ارزش آن را ندارد که با بوی باروت و طعم تلخ خاکستر معاوضه شود بنابراین لرستان باید استانی باشد که در آن صدای خنده کودکان بر صدای نهیب تفنگ ها چیره شود.
