چهارشنبه 6 اسفند 1399 13:08 ساعت

«روایت حکومتی»؛ این گذرواژهای است که شماری از کارشناسان سیاسی آن را به کار میگیرند تا از انبوه اشکالاتی که به فرایند مدرنسازی عصر رضاشاهی وارد است بگریزند و به آن مشروعیت بخشند. مهمترین گلوگاه آنها کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ است و با ادعای خودجوشی این واقعه، هرگونه نقشآفرینی قوای بیگانه در آن را انکار میکنند. با حداقلیترین ادبیات همچون هما کاتوزیان، گفته میشود که «کار، کار انگلیسیها نبود» و در افراطیترین نوعش مانند صادق زیباکلام، میگویند «حتی روح دولت بریتانیا از ماجرا خبر نداشت»! هرآنچه مخالف این نظریه بیان شود، متهم به تئوری توطئه است و گویندهاش محکوم به روایت حکومتی.
این نویسندگان (مانند سیروس غنی، هوشنگ صباحی، کاتوزیان و زیباکلام) صرفا بر منابع گزینششده، آن هم عمدتا اسناد وزارت امور خارجه بریتانیا اتکا میکنند و دایره منابعشان محدود به روایت جناح لرد کرزن، وزیر امور خارجه، است که مصر بر قرارداد ۱۹۱۹ بود و مخالف هرگونه کودتای نظامی؛ در حالی که کودتا محصول سیاست جناح رقیب بود یعنی مثلث لوید جرج-چرچیل-مونتاگو. این نویسندگان توضیح نمیدهند اگر انگلیسی بودن کودتای سوم اسفند «روایت حکومتی» است، چرا یحیی دولتآبادی، محمد مصدق، محمدتقی بهار، حسین مکی و انبوه نویسندگان متقدم هم چنین ادعایی دارند. جالب آن که حتی نصرتالدوله فیروز که خود یکی از گزینههای کودتا بود و در دوره رضاشاه به مقام وزارت رسید، این واقعه را نه کودتای رضاخان و نه کودتای سیدضیا، بلکه «کودتای اسمایت» میخواند؛ افسر متنفذ انگلیس در قزوین و گیلان!
