داستان کوتاه و خنده‌دار ملانصرالدین / وقتی ملا جای خودش رو با گربه عوض کرد؛ پایان حکایت همه رو غافلگیر می‌کنه😂 + ویدئو

ساعدنیوز: گاهی آن‌قدر درگیر برآورده کردن خواسته‌های دیگران می‌شویم که فراموش می‌کنیم خودمان هم نیازها و حق و حقوقی داریم. داستان طنزآمیز ملا نصرالدین و گربه، در پسِ خنده‌ای که بر لب می‌آورد، تلنگری جدی به ما می‌زند؛ اینکه مرز میان مهربانی و نادیده گرفتن خود کجاست؟ آیا تا به حال آن‌قدر به دیگران «بله» گفته‌اید که برای خودتان چیزی باقی نمانده باشد؟

داستان کوتاه و خنده‌دار ملانصرالدین / وقتی ملا جای خودش رو با گربه عوض کرد؛ پایان حکایت همه رو غافلگیر می‌کنه😂 + ویدئو

ساعدنیوز: گاهی آن‌قدر درگیر برآورده کردن خواسته‌های دیگران می‌شویم که فراموش می‌کنیم خودمان هم نیازها و حق و حقوقی داریم. داستان طنزآمیز ملا نصرالدین و گربه، در پسِ خنده‌ای که بر لب می‌آورد، تلنگری جدی به ما می‌زند؛ اینکه مرز میان مهربانی و نادیده گرفتن خود کجاست؟ آیا تا به حال آن‌قدر به دیگران «بله» گفته‌اید که برای خودتان چیزی باقی نمانده باشد؟

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، یک روز ملانصرالدین سفره‌ای پهن کرده بود و مشغول خوردن غذا بود. گربه‌ای کنار سفره نشست و شروع کرد به «میو میو» کردن. ملا نگاهی به گربه کرد و لقمه‌ای جلوی او گذاشت. همین که خواست لقمه‌ی بعدی را برای خود بردارد، گربه باز هم شروع کرد به «میو میو» کردن.

ملا دوباره لقمه‌ی آماده را به گربه داد و هنوز خود لقمه‌ی بعدی را در دهان نگذاشته بود که گربه باز هم «میو میو» کرد. این کار آنقدر تکرار شد که ملانصرالدین از جا بلند شد و گربه را جای خود نشاند و خود به جای گربه نشست و گفت: «حالا من میو!

آیا تا به حال در موقعیتی قرار گرفته‌اید که آنقدر به خواسته دیگران توجه کنید که نیاز خودتان کاملاً نادیده گرفته شود؟ نظرات خود را در این مورد با ما به اشتراک بگذارید.

منبع  : ساعد نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *