داستان های انگیزشی کوتاه از زندگی زنان

اتفاقات ناگوار هر روز برای افراد مختلف رخ می‌دهد و نمیتوان جلوی تمام آنها را گرفت ، امروز سه داستان از زنانی که با اتفاقی ناگوار دست وپنجه نرم کرده‌اند را برای شما بازگو می‌کنیم.



SURVIVORS

اتفاقات ناگوار هر روز برای افراد مختلف رخ می‌دهد و نمیتوان جلوی تمام آنها را گرفت ، امروز سه داستان از زنانی که با اتفاقی ناگوار دست وپنجه نرم کرده‌اند را برای شما بازگو می‌کنیم.

من و دخترم، کایلا، وقتی شنیدیم که طوفان بدتر خواهد شد، درست مثل هزارن دفعۀ دیگری که گردباد ما را تهدید کرده بود خودمان را آماده کردیم: در دستشوئی نشستیم و پتویی را بر سر خود کشیدیم. او تازه از دانشگاه آمده بود، برای همین مشغول صحبت کردن شده بودیم. همسرم داخل خانه شد و گفت “این طوفان قطع بشو نیست.” چند ثانیه بعد از آنکه او هم به ما در زیر پتو پیوست، گوشمان گرفت، و نیروی عظیمی بدنم را از هوا خالی کرد. بعد همۀ شیشه ها خرد شدند.

خانه با شدت شروع به لرزش کرد، من به توالت چسبیدم، صدای آب را می‌شنیدم که در کاسه جابجا می‌شود. حدودا بعد از 15 ثانیه، همه چیز ساکت شد. ما می‌خواستیم بلند شویم و خسارت وارده را ارزیابی کنیم که دوباره شروع شد. ما فکر کرده بودیم که دیگر امن هستیم، اما دقیقا در مرکز گردباد بودیم.

منبع  : آلامتو

برای مشاهده کامل مطب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *