عید نوروز، جشنی کهن و دوست داشتنی، هر سال با آمدن بهار به خانه های ما سر می زند و د ل ها را پر از شادی می کند. این جشن زیبا برای کودکان نه تنها فرصتی برای پوشیدن لباس های نو و گرفتن عیدی است، بلکه دنیایی از قص ه ها و ماجرا های خیالی را به همراه دارد که تخیل آن ها را شکوفا می کند. در این مقاله، مجموعه ای از داستان های کودکانه درباره عید نوروز گردآوری شده است که با زبانی ساده و لحنی شاد، کودکان را با شخصیت هایی مثل عمو نوروز، ماهی قرمز و سفره هفت سین آشنا می کند. این قصه ها با هدف سرگرم کردن بچه ها و انتقال حس و حال نوروزی به شکلی طبیعی و دل نشین نوشته شده اند. در ادامه، چهار داستان جذاب را خواهید خواند که هر کدام گوشه ای از زیبایی ه ای این جشن را به تصویر می کشند.
همچنین ببینید: نقاشی در مورد ماه رمضان کلاس چهارم
توی یه خونه قدیمی با پنجره های چوبی، یه سفره رنگارنگ پهن شده بود که هر گوشه ش یه چیز قشنگ داشت. وسط سفره، یه تنگ بلوری بود که ماهی قرمز کوچولویی به اسم شنا توی آبش بالا و پایین می رفت. شنا با چشم های گردش به سیب قرمز نگاه کرد که گفت: «من سلامتی می دم!» سمنو که بوی عسل می داد، گفت: «منم شیرینی زندگی ا م!» سیر با صدای آروم گفت: «منم جلوی مریضی رو می گیرم!» شنا یه کم فکر کرد و با دمش آب رو تکون داد و پرسید: «پس من چی کار می کنم؟» یهو سبزه که داشت با باد بازی می کرد، خندید و گفت: «تو بهترینی، شَنا! با رقصیدنت دل بچه ها رو شاد می کنی و به همه می گی عید چه قدر قشنگه.» شنا ذوق کرد و یهو یه چرخ توی تنگ زد که آب پاشید روی آینه! همه خندیدن و از اون روز، شنا هر عید با شادی شنا می کرد تا همه یادشون بمونه که نوروز یعنی خنده و بازی.
