در محضر علما
بارها افراد به ظاهر مذهبی را دیدهام که وقتی از خانه خارج میشوند، تسبیحی در دست دارند و به استغفار مشغول هستند. اما برخی از این جماعت، فقط استغفار ظاهری دارند و هیچ کاری را بهخاطر خدا انجام نمیدهند. پای گناه که برسد معلوم نیست چه میکنند؟ابراهیم اهل مرابه و محاسبه بود. از اعمال خود مراقبت میکرد و از خودش حساب میکشید. اما این مسائل در ظاهر زندگی او هیچ نمودی نداشت. یعنی در مقابل دیگران و در کنار دوستان، بسیار عادی و ساده ظاهر میَشد. میگفت، شوخی میکرد، میخندید و …
باید با ابراهیم رفت و آمد میکردید تا متوجه اخلاص در اعمال و محاسبه و مراقبه او میشدید. این معنویت از پای درس علما و بزرگان و سخنرانهای هیئت بهدست آمده بود. او مرتب به مسجد میرفت و از کلام بزرگان استفاده مینمود. حتی برای مداحی، باید گفت که ابراهیم یک شبه مداح نشد. او بارها در محضر افراد پیشکسوت حضور مییافت و از آنها میخواست در نوکری خاندان اهل بیت (ع) او را یاری کنند. حاج اقا ترابی یکی از این افراد بود. با ابراهیم به منزل ایشان رفتیم. حاج آقا ترابی از مداحان با اخلاص و پیشکسوت بود. ابراهیم دو زانو در مقابل ایشان مینشست و میگفت: حاج آقا، اومدم که من رو برای نوکری امام حسین (ع) کمک کنید.حاج آقا ترابی هم خیلی ابراهیم را دوست داشت. هرچه شعر و سبک بلد بود به او یاد میداد…اما از قبل انقلاب، منزل مسکونی خانواده ابراهیم به اطراف خیابان زیبا منتقل شد. خیابانی که هر کوچه و محله آن، به نور یکی از عل میکند. اما همینقدر فهمیدم که کلام این فیلسوف و عالم بزرگ، بیدلیل نیست…روزها گذشت تا اینکه ابراهیم در عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسید. مدتی خبر شهادت ابراهیم را اعلام نکردند. فکر میکردند که او زنده و اسیر باشد. تا اینکه خب گمنامی ابراهیم پخش شد.کسی که خبر را برای علامه برد، میگوید: علامه جعفری وقتی خبر شهادت و مفقود شدن پیکر ابراهیم را شنید خیلی ناراحت شد.ایشان بلافاصله بعد از شنیدن خبر، نگاهی به اطرافیان کرد و در وصف ابراهیم یک بیت شعر قرائت کردند که متناسب با حالات او بود:این مدعیان در طلبش بیخبرانند آن را که خبر شد، خبری باز نیامدبد نیست در اینجا عبارتی از علامه بیاوریم که مناسب شخصیت ابراهیم است: «قدرتمندترین افراد،کسی است که قدرت «مالکیت بر خود» را داشته باشد؛ اگرچه در این دنیا مالک هیچ چیزی نباشد.بالعکس اگر کسی مالک همه دنیا باشد،ولی از مالکیت بر خویشتن محروم باشد،چنین شخصی را باید ناتوانترین اشخاص محسوب کرد.»
