
یادداشتی بر اثری از دنیل لیبرمن؛
داستان بدن انسان
کتاب «داستان بدن انسان» به خواننده یادآوری میکند که بدن انسان را نمیتوان بدون گذشتهاش فهمید. زانوها، ستون فقرات، میل به شیرینی، خستگی، چاقی و حتی اضطراب، همگی بخشی از داستانی طولانیاند؛ داستان موجودی که میلیونها سال برای بقا جنگیده و حالا باید در جهانی زندگی کند که بسیار سریعتر از توان تکاملش تغییر کرده است.
سرویس علم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – الهام عبادتی: کتاب «داستان بدن انسان» نوشته دنیل لیبرمن به تجرمه ماندانا فرهادیان که از سوی نشر کرگدن منتشر شده، را میتوان یکی از مهمترین تلاشهای سالهای اخیر برای بازخوانی بدن انسان از منظر تکامل دانست؛ کتابی که نه فقط درباره زیستشناسی، بلکه درباره تاریخ پنهانِ بدن ماست. لیبرمن در این اثر میخواهد نشان دهد بدن انسان را نمیتوان جدا از گذشته تکاملیاش فهمید. بسیاری از دردها، بیماریها، ضعفها و حتی عادتهای روزمره ما، محصول میلیونها سال سازگاری با جهانی هستند که دیگر وجود ندارد.
این ایده شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما ستون اصلی پروژه فکری لیبرمن را میسازد؛ پروژهای که تلاش میکند میان زیستشناسی تکاملی، انسانشناسی، پزشکی و زندگی روزمره پلی بزند. «داستان بدن انسان» درواقع روایتی است از این تناقض بزرگ: اینکه بدن ما برای جهانی بسیار قدیمیتر طراحی شده، اما ناچار است در جهان مدرن زندگی کند؛ جهانی که با سرعتی بسیار بیشتر از توان تکامل بدن تغییر کرده است.
