دادگاه منافقین در داخل مقدمه محکومیت آنان در محاکم خارجی است

اگر کشورمان بخواهد در سطح بین‌المللی در تعقیب گروهک منافقین اقدامات حقوقی داشته باشد، باید قبل از آن و در محل وقوع جرم نیز مقدمات قضایی آن را به انجام رسانده باشد. وقتی در کشور احکام مربوط صادر شد، پیرو آن می‌تواند در سطح بین‌المللی هم اقدامات لازم را برای تعقیب این گروه سامان دهد، بنابراین انجام این پروسه هرچند با تأخیر مواجه شده، ولی خوشبختانه در حال انجام است و امیدواریم به نتیجه مطلوب برسد

اگر کشورمان بخواهد در سطح بین‌المللی در تعقیب گروهک منافقین اقدامات حقوقی داشته باشد، باید قبل از آن و در محل وقوع جرم نیز مقدمات قضایی آن را به انجام رسانده باشد. وقتی در کشور احکام مربوط صادر شد، پیرو آن می‌تواند در سطح بین‌المللی هم اقدامات لازم را برای تعقیب این گروه سامان دهد، بنابراین انجام این پروسه هرچند با تأخیر مواجه شده، ولی خوشبختانه در حال انجام است و امیدواریم به نتیجه مطلوب برسد

جوان آنلاین: در موسمی که این گفت‌وشنود نشر می‌یابد، چند جلسه از دادگاه رسیدگی به اتهامات گروه موسوم به مجاهدین خلق برگزار شده است. پرسش این است که محکومیت آنان در داخل، می‌تواند به چه نتیجه‌ای در خارج از کشور منجر شود؟ و از آن مهم‌تر، آنان به چه دلیل محاکمه می‌شوند؟ در اینجاست که بازخوانی پرونده منافقین، موضوعیت می‌یابد و می‌تواند برای نسل جوان نیز جذاب باشد. در گفت‌وشنود پیش‌رو، سیدجواد هاشمی‌نژاد، دبیرکل بنیاد هابیلیان و فرزند شهید حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد از شهدای ترور‌های منافقین به بازخوانی کارنامه آنان از بدو پیدایش تاکنون پرداخته است. امید آنکه تاریخ‌پژوهان انقلاب اسلامی و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.

در آذر ماه امسال، شاهد برگزاری نخستین جلسه محاکمه گروهک منافقین در تهران بودیم. چرا پس از سپری‌شدن ۴۵ سال، شاهد برگزاری چنین دادگاهی علیه جنایات این گروه هستیم؟ به نظرتان قدری دیر نیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم. در آغاز باید اشاره کرد که نظام جمهوری اسلامی ایران، از همان روز اول پیروزی انقلاب اسلامی و حرکت به سوی تثبیت سیستم، با هجمه تروریستی مواجه بوده است، یعنی می‌شود گفت اولین اقدام استکبار و گروهک‌ها علیه جمهوری اسلامی، دست‌یازیدن به اقدامات تروریستی بود، بنابراین هنوز نظام شکل نگرفته بود که با بحران‌های عظیمی مانند ترور شخصیت‌های بزرگ نظام، نیرو‌های کارآمد و حتی مردم کوچه و خیابان مواجه شد، بنابراین تا ایجاد ساختار‌های مناسب و رسیدن به نقطه‌ای که نظام بتواند ثبات پیدا کند، این اقدامات قضایی به تأخیر افتاده بود، به خصوص اینکه کشور در دهه اول حیات نظام، درگیر جنگ هم بود و هجمه‌های فراوانی از سوی امریکا و سایر کانون‌های قدرت جهانی، علیه آن شکل گرفته بود، البته نمی‌شود گفت که، چون اقدامات قضایی در این زمینه به تأخیر افتاده، جمهوری اسلامی دست به اقدامات دیگری برای امنیت‌سازی در کشور نزده است. حاکمیت در بخش‌های دیگر، این اقدامات را انجام داده است. مجموعاً قبول داریم که از مقطعی به بعد، ما باید اقدامات قضایی را انجام می‌دادیم و در این باره، قدری تأخیر شده است. بحمدالله امروز و به همت ریاست محترم قوه قضائیه، این کار در حال انجام است، چراکه یکی از کار‌هایی که ایشان در دستور کار خود قرار داده، برگزاری دادگاه جنایتکارانی بود که در دهه ۶۰، فجایع فراوانی علیه کشور و ملت انجام داده بودند. طبیعتاً اگر کشورمان بخواهد در سطح بین‌المللی، در این زمینه اقداماتی حقوقی داشته باشد، باید قبل از آن و در محل وقوع جرم، روند‌های قضایی مربوط را به پیش بَرد. وقتی در کشور احکام صادر شد، پیرو آنها، می‌تواند در سطح بین‌المللی هم اقدامات قضایی انجام دهد، بنابراین انجام این پروسه هرچند با تأخیر مواجه شده، ولی خوشبختانه در حال انجام است و امیدواریم به نتیجه مطلوب برسد.

آیا بهتر نیست این محاکمه علاوه بر سطح قضایی، در سطح اندیشگانی و دانشگاهی هم برگزار شود تا بازتاب مناسب‌تری داشته باشد؟
بله. طبیعتاً بخش‌های دیگر کشور، مثل جامعه دانشگاهی، جامعه علمی و همچنین جامعه رسانه‌ای هم باید در حاشیه این اقدامات قضایی وارد میدان شوند و در خصوص مباحث مختلف حقوقی مرتبط و آسیب‌های اجتماعی این گروه و مسائلی از این قبیل، به پژوهش بپردازند و آن‌ها را تبیین و موشکافی کنند. به هر حال بسیاری از اقدامات جنایتکارانه منافقین در زمانی واقع شد که کشور در حال جنگ بود و اساساً شرایط و قوانین دوران جنگ با دوران صلح متفاوت است. باید به دقت، این نکات مورد ارزیابی و تبیین قرار گیرد. به نظرم کار مناسبی است که امروز جامعه علمی و رسانه‌ای کشور به مباحثی از قبیل تروریسم گسترده و فاجعه‌بار منافقین نگاهی دوباره داشته باشند. این پرداخت کمک خوبی است به اینکه دادگاه‌ها هر چه کارشان کامل‌تر شود و روندشان بهتر پیش برود. این امر حتی رسیدگی فراملی به اتهامات منافقین را تسریع می‌کند.

برای اینکه داوری درباره کارنامه گروه موسوم به مجاهدین خلق تسهیل شود، ارزیابی تاریخی آنان اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. به عنوان نخستین سؤال در این باره بفرمایید آیا بنیانگذاران اولیه این گروه در پلیدی‌های بعدی آنان نقشی داشتند یاخیر؟
قطعاً ریشه اقدامات منافقین، به آموزه‌ها و ایدئولوژی آن‌ها مرتبط است. سازمان منافقین اساساً کارش را با مطالعات وسیع در حوزه‌های مختلف اجتماعی و عقیدتی شروع کرد. پس از حدود یک دهه که در این زمینه بررسی‌هایی داشتند، نهایتاً به این نتیجه رسیدند به جای مبارزه با رژیم شاه به عنوان یکی از دست‌نشاندگان امپریالیسم امریکا در منطقه خاورمیانه، در حقیقت باید مبارزه با خود امریکا انجام شود. مبارزه با امریکا هم مستلزم این است که در بلوک مقابلش قرار گیرند و با آموزه‌های آنها، این مواجهه صورت گیرد. این تحلیل، موجب نزدیکی این گروه با مکتب و شیوه مبارزاتی چپ‌ها شد. نتیجه‌اش هم این شد که باید در مباحث و مسائل اجتماعی، پیرو دیدگاه‌ها و آموزه‌های مارکسیسم باشند. آن‌ها به این شیوه‌نامه رسیدند که دیدگاه‌های اجتماعی، سیاسی و مبارزاتی‌شان از آموزه‌های مارکسیستی برگرفته شود، ولی در حوزه اعمال فردی مسلمان باشند. در حقیقت آنچه رهبران اصلی سازمان مجاهدین خلق به آن رسیده بودند، تلفیق دیدگاه‌های مارکسیستی و اسلامی با یکدیگر بود! مسئله‌ای که قطعاً و صددرصد انحراف است و با آنچه در میان جامعه و مخصوصاً اکثریت دیندار آن می‌گذشت، کاملاً در تضاد و مباینت قرار داشت، چراکه از سال ۱۳۴۲ و قبل از اینکه این گروه کار خود را آغاز کند، حرکت و جنبش اسلامی مردم ایران، مبتنی بر اعتقادات اسلامی- شیعی در حال انجام بود. این حرکت اسلامی با رهبری قاطع و سازش‌ناپذیر حضرت امام، به طور طبیعی سیر خود را طی می‌کرد و به وقت خود انقلابی عظیم ایجاد کرد و در جامعه تحولی بزرگ به وجود آورد. مشخص بود که مجاهدین با این دیدگاه تلفیق‌شده مارکسیستی- اسلامی، هیچ وقت نمی‌توانستند خود را با بستر نهضت اسلامی- شیعی امام و مردم وفق دهند و تضاد پیش می‌آمد.

آیا جامعه مذهبی و انقلابی ایران نیز نسبت به رفتار‌ها و ترور‌های مجاهدین حساس بود؟ یا این حساسیت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایجاد شد؟
رهبران انقلاب اسلامی (من‌های شخص حضرت امام که رهبری عالیه را داشتند) دو طیف بودند؛ بخشی از آن‌ها از هر حرکتی که علیه نظام شاهنشاهی انجام می‌شد، استقبال می‌کردند، به خصوص اگر آن حرکت‌ها، رنگ و بو یا ظاهرسازی اسلامی و شیعی هم داشتند. مثل سازمان مجاهدین خلق که به لحاظ اعمال فردی مسلمان بودند، اما به خاطر همان تظاهرات، مورد استقبال آن عده از رهبران قرار می‌گرفت، البته خیلی از این رهبران انقلابی از مبانی فکری- اعتقادی این گروهک و دگردیسی‌های پنهانی آن، اطلاع چندانی نداشتند! علاوه بر این یکی از خصوصیات سازمان مجاهدین این است که تبحر عجیبی در پنهان کردن واقعیات دارد، بنابراین اصطلاح نفاق که در خصوص این گروهک به کار می‌رود، واقعاً تعبیر درستی است و برگرفته از رفتار‌های تاریخی آنهاست، ولی در همان دوران، دیدگاه حضرت امام در این باره، نسبت به بعضی از رهبران انقلاب اسلامی متفاوت بود. امام از همان ابتدا، این جریان را تأیید نکردند و به انحرافات فکری‌شان پی برده بودند. ایشان با توجه به شواهد و قرائن بروزیافته، دریافته بودند جریان فکری این گروه، سالم و منطبق با اعتقادات دینی مردم نیست، بنابراین از همان اول، از تأیید سازمان مجاهدین خودداری کردند و روش آن‌ها را نپذیرفتند، چراکه روش آن‌ها منطبق بر دیدگاه‌های مارکسیستی بود و انقلاب و مبارزات را مسلحانه می‌دیدند و می‌خواستند، در حالی که حضرت امام اصلاً این شیوه را قبول نداشتند و بستر نهضت ایشان، جامعه تعیین شده بود. در واقع حضور گسترده مردم و اعتصابات سراسری، وسیله و ابزار اصلی انجام مبارزات امام بودند؛ ابزار‌هایی که با آموزه‌های سازمان مجاهدین خلق -که برگرفته از دیدگاه‌های مارکسیستی بود- در تضاد بودند.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *